مشکلات پوستی رایج در شناگران

مشکلات پوستی رایج در شناگران نسخه PDF چاپ ارسال به دوست

در فصل تابستان، افراد تمایل زیادی به شنا در استخرها پیدا می کنند، تا جایی که برخی روزها در یک سانس، افراد زیادی مشغول شنا هستند.


● شیرجه درون استخر بیماری
در فصل تابستان، افراد تمایل زیادی به شنا در استخرها پیدا می کنند، تا جایی که برخی روزها در یک سانس، افراد زیادی مشغول شنا هستند. این در حالی است که افراد را با این سوال مواجه می کند؛ آیا شنا در آب مشترک سلامت پوست را به خطر می اندازد؟ در پاسخ باید گفت؛«بله». در این متن سعی کرده ایم به برخی از این مشکلات اشاره کنیم.
● خشکی پوست
خشکی پوست از مشکلات شایع شناگران است. علت آن حل شدن و از بین رفتن تدریجی چربی محافظ پوست است که موجب کاهش رطوبت لایه شاخی پوست می شود و به دنبال آن پوستی خشک، پوسته پوسته و گاهی خارش دار ظاهر می شود. این وضعیت با دوش گرفتن های داغ و طولانی مدت و ماندن زیاد در جکوزی های گرم بدتر می شود. برای رفع این معضل، می توان با کاهش مدت دوش گرفتن (آن هم با آب ولرم) از خشکی بیش از حد پوست جلوگیری کرد.
برای شست وشوی بدن بهتر است از صابون های ملایم مثل صابون بچه یا پن ها استفاده کرد تا مانع حذف بیشتر چربی های طبیعی پوست شود.
بهتر است بلافاصله پس از خشک کردن بدن با حوله یی نرم با یک مرطوب کننده چرب، پوست بدن را آغشته کرد تا مانع تبخیر رطوبت از لایه شاخی پوست شویم. برای این منظور می توان از انواع لوسیون های مرطوب کننده بدن، روغن بچه و حتی وازلین استفاده کرد. اگر خشکی معمولی پوست با خارش شدید همراه باشد، احتمالاً خشکی ساده یا «گزروزیس» به اگزما تبدیل شده است و باید به یک متخصص پوست مراجعه کرد.
● التهاب پوست در اثر پوشیدن لباس شنا
ممکن است استفاده طولانی مدت از مایوی تنگ و چسبان، التهاب عمیق فولیکول های مو، توسط میکروب هایی مثل استرپتوکوک، استافیلوکوک طلایی به صورت توده های زیر پوستی ملتهب و دردناک در ناحیه باسن رخ دهد. در این مواقع باید به پزشک مراجعه کرد چرا که ممکن است لازم شود که از آنتی بیوتیک خوراکی استفاده کرد. برای پیشگیری از این وضعیت، باید از مایوهای تنگ و چسبان به مدت طولانی استفاده نکرد.
● جوش های جکوزی
جوش های مربوط به جکوزی (Hot-tube folliculitis) توسط باکتری به نام سودومونا آئروژینوزا ایجاد می شود. این عارضه در افرادی دیده می شود که از جکوزی های داغ با آبگردان استفاده می کنند. در نواحی از بدن که با آب داغ در تماس است، ضایعات پوستی به صورت دانه های برجسته قرمز یا چرکی ایجاد می شود که معمولاً خود به خود طی ۷ تا ۱۰ روز بهبود پیدا می کند. درمان معمولاً حمایتی و شامل استفاده از داروهای خوراکی ضد خارش مثل آنتی هیستامین ها است. کمپرس با اسید استیک پنج درصد، دو بار در روز و هر بار بیست دقیقه علائم را کاهش می دهد. اگر فرد دچار علائم معمولی مثل تب و لرز و بزرگی غدد لنفاوی شد، مراجعه به پزشک و استفاده از آنتی بیوتیک مناسب خوراکی ضروری است . استفاده از کلرین کافی و کنترل PH لوله های آب می تواند در پیشگیری از این مشکل مفید باشد.
● حساسیت های پوستی نسبت به وسایل شنا
افراد ممکن است نسبت به وسایل شنا مثل عینک شنا یا ماسک غواصی واکنش نشان دهند، در این صورت علائم زیر بروز می کند؛ قرمزی، خارش و گاهی ضایعات ترشح دار یا دلمه بستن در ناحیه تماس با وسیله یا لباس شنا که در ضایعات شدید مراجعه به پزشک متخصص ضروری است. همچنین جنس وسیله مورد نظر باید تعویض شود تا مشکل برطرف شود، مانند استفاده از عینک بدون لاتکس در صورت وجود آلرژی به لاتکس.
● تغییر رنگ موها
گاهی از مواقع شنا در استخر موجب سبز شدن موهای روشن می شود. در این صورت میزان مس موجود در آب استخر زیاد است. این امر ممکن است به دلیل اسیدی بودن آب استخر باشد که مس لوله های آب را حل کرده و موجب تغییر رنگ موهای روشن و رنگ کرده می شود.
● گرانولوم استخر شنا
این بیماری به علت فعالیت میکروبی به نام مایکوباکتریوم مارینوم که یک مایکوباکتریوم آتیپیک است، ایجاد می شود. در این بیماری، برجستگی های سطحی یا عمقی قرمز تا بنفش تیره، با سفتی و دلمه روی پوست زانوها، آرنج یا سطح پشتی دست ها و پاها ایجاد می شود که ممکن است بعدها زخم شود. البته اغلب اوقات با علائم خفیفی روبه رو هستیم که با درد و خارش موضعی همراه می شود. برای درمان این بیماری آنتی بیوتیک خوراکی خاص لازم است و درمان باید تحت نظر متخصصان پوست و عفونی انجام شود.
● قارچ های پوستی
از قارچ های پوستی شایع، قارچ کف پا است. از آنجا که معمولاً شناگران با پای برهنه در محوطه استخر راه می روند، در صورت ابتلا به این بیماری، آن را به راحتی به دیگران انتقال می دهند. علائم این بیماری شامل لکه های قرمز یا قهوه یی، همراه با پوسته پوسته شدن، خارش و گاهی ایجاد تاول است. برای درمان باید به متخصص مراجعه کرد تا با داروهای ضد قارچ موضعی و گاهی خوراکی بهبودی کامل صورت گیرد.
برای پیشگیری توصیه می شود در پایان شنا دوش گرفته و سپس بدن و به ویژه چین های بدن شامل لای انگشتان پا را کاملاً خشک کرد. اگر فردی به قارچ کف پا مبتلا است باید از پابرهنه راه رفتن در محوطه استخر پرهیز کند تا موجب آلودگی افراد دیگر نشود. احتمال دارد شناگران به قارچ کشاله ران مبتلا شوند چرا که تعریق بیشتر در فصل تابستان و نیز خوب خشک نکردن کشاله ران پس از شنا محیط مرطوبی را در ناحیه کشاله ران ایجاد می کند که امکان رشد قارچ را به وجود می آورد. برای پیشگیری از انتقال این بیماری به دیگران افراد باید از حوله های شخصی استفاده کنند و در صورت بیمار شدن نزد پزشک بروند.
● بیماری های ویروسی
زگیل پا از دیگر بیماری های شایعی است که از طریق استخر منتقل می شود. این بیماری توسط ویروس HPV ایجاد می شود و قابل انتقال به دیگران است، لذا باید از پابرهنه راه رفتن در کنار استخرها پرهیز کرد. درمان زگیل پا کرایوتراپی (انجماد درمانی) است که نسبتاً طولانی است. در مورد انتقال برخی ویروس ها مثل مولوسکوم مسری از طرق آب استخر اختلاف نظر وجود دارد و ویروس ایدز نیز از طریق استخر قابل انتقال نیست. توصیه می شود چنانچه فردی دچار زخم پوستی و خراشیدگی است، تا بهبود ضایعات از شنا در استخر های عمومی پرهیز کند، چرا که آب استخر پر از باکتری، ویروس و برخی انگل ها است که می توانند فرد را آلوده و بیمار کنند.
● مشکلات ضدعفونی کننده های آب
ضدعفونی کننده هایی که برای ضدعفونی کردن آب استخرها به کار می رود، می تواند برای سلامتی مضر باشد. کلرین بیش از حد می تواند باعث اگزما و راش پوستی شود. اگر PH آب بالا باشد، احتمال این مشکلات بیشتر است. البته زمانی که آب در حرکت است، تماس آن با مقادیر کافی هوا، باعث می شود گاز دی اکسید کربن به داخل آب آزاد شود که نهایتاً باعث کاهش pH آب و در نتیجه تبدیل کلرین به گاز کلر و تبخیر آن می شود. گفتنی است کلرین برای ضدعفونی کردن و کشتن باکتری های مضر (با غلظت های بیشتری نسبت به آب آشامیدنی) به آب استخرها افزوده می شود.
واکنش ذره یی؛ واکنشی است که به واسطه تولید محصولات فرعی مثل تری هالومتان ها در اثر تماس کلرین با مواد آلی از قبیل گرد و غبار، عرق یا پوست ایجاد می شود. کلروفرم که شایع ترین این تری هالومتان ها است، یک ماده سرطان زا محسوب می شود که با غلظت بیست برابر آب معمولی شیر در آب استخرها وجود دارد. برخی تحقیقات نشان داده اند تری هالومتان ها باعث سقط و نقص های جنینی می شود.
دریافت این مواد شیمیایی در شنای یک ساعته ۱۴۱ برابر دوش گرفتن ده دقیقه یی است. شناگران می توانند این مواد شیمیایی را از طریق پوست، استنشاق یا بلع آب جذب کنند، با این همه بررسی ها ارتباط مستقیمی را بین شنا کردن و مشکلات سلامتی در زنان حامله یا جنین نشان نداده اند. به هر حال بهتر است میزان کلرین آب استخرها با نظارت کامل مسوولان بهداشت تنظیم شود تا عموم مردم بتوانند از استخر برای شنا کردن استفاده کنند و از فایده های بی شمار آن بهره مند شوند.

کاربرد ازن در استخر شنا


استفاده از ازن در استخرهای عمومی شنا

طبقه بندی : شیمی - مقالات



در صورتيكه شما صاحب استخر عمومي هستيد احتمالا بارها با اين جملات برخورد كرده ايد كه "با استفاده از ازن نيازي به استفاده از كلر در استخر عمومي نمي باشد." و يا " ازن اكسيد كننده خطرناكي مي باشد كه در صورت تنفس و يا تماس با بدن موجب آسيب جدي مي گردد". اين جملات متناقض و موارد مشابه آن باعث ايجاد سوالات فراواني در بين علاقمندان به شنا و صاحبان استخرها گرديده است. در اين مقاله به صورت اختصار سعي شده است تا با استفاده از منابع معتبر علمي به چند سوال اساسي در مورد ازن پاسخ داده شده، ويژگيهاي مهمي كه در عملكرد مناسب دستگاه ازن ژنراتور موثر هستند بيان گردد.
ازن چيست؟
ازن اكسيد كننده¬اي بسيار قوي مي باشد كه قابليت حذف تركيبات بيماريزاي كلر و بي اثر كردن كليه ميكروارگانيسمهاي مقاوم در برابر كلر را دارا مي باشد. اين ماده بر خلاف كلر تركيبات مضر توليد نكرده و مشكلات مربوط به كلر از جمله سوزش چشم، خشكي پوست وغيره را نيز ايجاد نمي كند. اين خواص باعث استقبال عمومي براي استفاده از اين ماده در استخرهاي عمومي گرديده است.
آيا ازن را مي توان جايگزين كلر كرد؟
صاحبان بسياري از استخرها به منظور حذف مشكلات مربوط به كلر و ارائه خدمات بهتر به مشتريان به فكر استفاده از ازن به عنوان راهكاري نو در حل معضلات قديمي استخرهاي كشور افتاده اند. اما تمامي منابع معتبر از جمله آژانس حفاظت محيط زيست ‌‌]1[ (EPA) به صراحت تاكيد مي نمايند كه ازن به تنهايي براي ضدعفوني آب استخر كافي نبوده و در كنار آن استفاده از يك ضدعفوني كننده مكمل ضروري مي باشد.
چرا ازن به تنهايي كارساز نمي باشد؟
مهمترين سوالي كه مطرح مي شود اين است كه اگر ازن اكسيد كننده اي قوي تر از كلر بوده و تركيبات مضر جانبي هم توليد نمي كند پس چرا نمي توان به تنهايي براي ضدعفوني آب استخر از ازن استفاده نمود؟ مهمترين دلايل اين امر عبارتند از]1[:
1) ازن محلول در آب به سرعت تجزيه مي شود و به اين دليل ازن براي گندزدايي آلودگيهاي ثانويه كاربرد ندارد
2) ازن موجود در آب باعث آسيب رساندن به ششها، مخاط، تحريك پوست و ايجاد خارش مي گردد.
3) بوي ازن حتي در غلظت هاي پايين (0.05 ppm) بسيار نامطبوع و خورنده مي باشد.
به دلايل فوق وجود ازن در داخل استخر مجاز نمي باشد و براي جلوگيري از بروز آلودگي هاي ثانويه در داخل استخر، تزريق كلر ضروري است.

در نتيجه مي توان گفت كه ازن بايد به گونه اي تزريق شود تا قبل از ورود به استخر تمام آن از بين برود و مقدار كمي كلر نيز بايستي براي از بين بردن آلاينده هاي ثانويه به عنوان مكمل به آب تزريق شود.
اگر استفاده از كلر اجتناب ناپذير است، چرا ديگر ازن تزريق كنيم؟
اكنون بايد پرسيد كه با نياز به استفاده از كلر به عنوان ضدعفوني كننده، نقش ازن چيست و آيا استفاده از آن ضرورتي دارد؟ در پاسخ بايد گفت كه ]2[:
1) ازن باعث از بين بردن تركيبات مضر كلر از قبيل تري هالو متانها و كلرآمينها كه منبع توليد سرطان و بو در استخرها مي باشند مي گردد (آلودگي هاي شيميايي).
2) ازن به دليل خاصيت اكسيد كنندگي بالا به سرعت ميكروارگانيسمهايي را كه نسبت به كلر مقاوم هستند را ازبين مي برد (آلودگي هاي ميكربي).
3) ازن بدليل واكنش با مواد آلي موجود در آب آنها را از بين برده و باعث شفافيت آب استخر مي گردد(آلودگي هاي فيزيكي).
4) ازن باعث كاهش مصرف كلر تا حد مقدار اوليه مي گردد.
با توجه به اين خواص با نصب دستگاه ازن ژنراتور مناسب و تزريق مقدار كمي كلر مي توانيد استخري عاري از بو، مواد شيميايي سرطانزا و ميكروارگانيسمهاي مضر داشته باشيد.
استاندارد آب استخر در بسياري از كشورهاي پيشرفته دنيا از جمله آلمان ]3[ تركيب كلر و ازن را به عنوان سيستم مناسب براي ضدعفوني آب استخر توصيه كرده اند.
چه نكاتي را بايد هنگام انتخاب دستگاه ازن درنظر گرفت؟
در هنگام انتخاب دستگاه ازن ژنراتور به موارد زير توجه داشته باشيد:
1) روش توليد ازن:
عمدتاً ازن را مي توان بر مبناي دو روش توليد نمود: لامپ UV و قوس الكتريكي: روش توليد ازن با لامپ UV به دليل محدوديت در مقدار و غلظت ازن توليد شده و همچنين راندمان پايين (مصرف برق بالا) براي استخرهاي شناي عمومي مناسب نبوده و بيشتر براي دستگاههاي گندزدايي هوا كاربرد دارد]4[. روش متداول و مورد تاييد استانداردهاي جهاني براي استخر، توليد ازن با قوس الكتريكي ((Corona مي باشد. اين روش محدوديتي در مقدار توليد ازن با غلظت مناسب ندارد.
2) غلظت ازن توليدي:
در صورتيكه غلظت ازن توليدي از مقدار مشخصي پايين تر باشد نه تنها باعث افزايش كيفيت آب نمي گردد بلكه به دليل خوگرفتن ميكروارگانيسمها با ازن مي تواند حتي باعث رشد باكتريها در استخر نيز بشود.
3) ظرفيت توليد ازن:
مقدار ازن مورد نياز براي هر استخر تابع پارامترهاي مختلفي از جمله حجم استخر، دبي گردشي، سيستم هيدروليك استخر، بار آلودگي استخر، آناليز آب استخر، نوع و ظرفيت دستگاه هاي موجود در مدارتصفيه ، روش و محل تزريق ازن و غيره مي باشد و بايستي براي هر استخر طراحي و محاسبه شود. دستگاههاي با ظرفيت كمتر از حد مورد نياز مشكلات استخر را كاهش نداده بلكه ممكن است باعث تشديد آنها نيز بشوند. در مقابل در صورت استفاده از دستگاههاي با ظرفيت بيشتر از اندازه لازم، ازن مازادي كه در آب باقي مي ماند را بايستي قبل از ورود به استخر كاملا حذف نمود.
4) سيستم اختلاط گاز ازن با آب استخر:
ازن در حرارت 25 درجه به بالا در آب بسختي حل مي شود و بسيار فرار است. سيستم ازن زني بايد داراي سيستم اختلاط كامل براي حل كردن ازن توليد شده در آب باشد. در غير اين صورت فقط مقدار ناچيزي از ازن در آب حل مي شود و مابقي از آب خارج مي گردد. در نتيجه ازن توليد شده در بهبود كيفيت آب بي تاثير خواهد بود.
5) سيستم حذف ازن اضافي:
بطوري كه قبلا اشاره شد، ازن گازي بد بو و بسيار سمي مي باشد و وجود آن در هوا حتي در غلظت هاي پايين براي تنفس مجاز نمي باشد]5[. به همين دليل براي جلوگيري از بروز حوادث ناگوار حتما لازم است تا دستگاه ازن زني داراي سيستم مناسبي براي حذف ازن نامحلول باقيمانده در فاز گازي و جلوگيري از ورود آن به هوا باشد.
6) برق مصرفي:
بعضي از دستگاه هاي ازن با تكنولوژي هاي قديمي مصرف برق بالايي دارند كه باعث افزايش هزينه هاي عملياتي مي گردند. در هنگام انتخاب ازن ژنراتور بايستي به اين موضوع توجه شود.
7) جنس دستگاه مولد ازن:
با توجه به پتانسيل بالاي گاز ازن براي ايجاد خوردگي، محفظه مولد ازن بايستي استنليس استيل 316 به بالا باشد. اين محفظه بايد توانايي تحمل 10 بار فشار را داشته باشد. سيستم هاي ارزان قيمت از محفظه هاي پلاستيكي يا كربن استيل استفاده مي كنند كه داراي طول عمركوتاه بوده و با ايجاد مشكلات در حين كار باعث زياد شدن هزينه هاي راهبري مي گردند.
در نتيجه بايد گفت كه در حاليكه استفاده از ازن به عنوان مكمل سيستم ضدعفوني آب استخرهاي عمومي توصيه مي شود ، عملكرد مطلوب آن مستلزم انتخاب دستگاه مناسب، طراحي، نصب و راه اندازي و نگهداري صحيح سيستم ازن زني مي باشد، از اين رو تخصص شركت فروشنده در زمينه طراحي مهندسي سيستم هاي ازن امري ضروري مي باشد.

دستورالعمل سرویس ونگهداری از الکتروموتور

دستور العمل سرويس و نگهداري الكتروموتور

  • 1- بطور متوسط هر 250 ساعت كار بايد وضعيت گريس بلبرينگ بررسي گردد و در صورت كمبود آن به وسيله گريس پمپ به آنها گريس زده شود. (گريس مخصوص)
  • 2- در صورتي كه بلبرينگ ها گرم شوند يكي از اشكالات زير وجود دارد كه بايد سريعا بر طرف گردد:

الف) گریس بيش از حد زده شده است ، پس بايد با باز كردن محل خروج گريس در زمان كار گريس اضافي تخليه شود.

ب) گريس بلبرينگ ها كافي نيست.

ج) درجه گريس مناسب نيست حتما از گريس دور بالا ( High speed ) و مشابه آن استفاده شود.

د) مواد خارجي وارد بلبرينگ ها و يا گريس شده است.

ه) بلبرينگ ها تراز  نيست.

و) سيستم كوپلينگ بخوبي كار نمي كند.

ز) بار الكتروموتور روي سه فاز نامتعادل است.

ح) در روتور خش پيدا شده و يا ناهم محوري موتور و كمپرسور وجود دارد.

3- در صورتي كه الكتروموتور صداي غير عادي داشت، يكي از عوامل زير وجود دارد:

الف) شل شدن پيچ هاي نگه دارنده بلبرينگ ها و ياتاقانها

ب) بهم خوردن فاصله هوایی(  AIR GAP) الكتروموتور

ج) شل شدن بالش روتور و استاتور

د) شل شدن پيچ هاي پايه

ه) شل شدن پيچ هاي كوپلينگ

و) دو فاز شدن الكتروموتور

4- در مورد الكتروموتور هائي كه با تسمه كمپرسور را به حركت در مي آورند به سفتي و يا شل بودن تسمه ها توجه گردد.

5- اصولا بعد از هر 2000 ساعت كاركرد مي بايست صداي بلبرينگ هاي الكتروموتور بطور دقيق كنترل شود.

•v    زمان سرويس الكتروموتور ها به عوامل زير بستگي دارد.

الف) رطوبت محيط

ب) دماي محيط كار و جابجايي هواي گرم با هواي خنك

ج) گرد و خاك محيط كار

د) نوسانات ولتاژ در خط

ه) مدت زمان بهره برداري از ماشين در 24 ساعت

و) تعداد دفعات قطع و وصل تغذيه الكتريكي الكتروموتور

 

کمپرسورهای تبرید

انتخاب كمپرسور مناسب به شرايط و نوع بهره برداري بستگي دارد كه اهم آن به شرح ذیل مي‌باشد:

  • فشار و دبي
  • مورد نياز

     

     حساسيت به حضور روغن

     

       
  • خواص فيزيكي و شيميايي 
  • بهاي انرژي

     

     
  • قابليت اعتماد

     

     
  • هزينه‌هاي تعمير و نگهداري و قطعات يدكي قيمت اوليه

     

     
  • حداكثر درجه حرارت قابل قبول

SAFmechanic.com - کمپرسورهای تبرید

 

کمپرسورهای پیستونی


bellows compressor - hermetic vacuum pumpكمپرسورهاي تناوبي (Reciprocating) كه رفت و برگشتي نيز ناميده مي‌شوند، يكي از قديمي‌ترين انواع كمپرسورها مي‌باشند. اولين نمونه‌هاي اين كمپرسورها با سيلندر چوبي (مثلاً از جنس بامبو Bamboo) ساخته شده و پيستون آن به وسيله نيروي انساني (دستي) عقب و جلو برده مي‌شد. آب بندي پيستون توسط پر پرندگان صورت مي‌گرفت تا از اين طريق در مرحله مكش هوا وارد كمپرسور شده و در مرحله تراكم از آن خارج شود. از اين كمپرسور غالباً براي ذوب فلزات استفاده مي‌گرديد. براساس شواهد تاريخي يونانيان در ۱۵۰ سال قبل از ميلاد مسيح توانستند كمپرسورهاي فلزي بسازند كه در آن از آلياژهاي برنزي استفاده شده بود. بهرحال در ساختار اين كمپرسورها تا قرن هيجدهم ميلادي پيشرفت چنداني صورت نگرفت تا اينكه يك مهندس انگليسي به نام" J.Wilkison" كمپرسوري را طراحي كرد كه شبيه كمپرسورهاي امروزي بوده و سيلندر آن از چدن ريخته‌گري ساخته و ماشين كاري شده بود. 

 

كمپرسورهاي تناوبي عموماً براي دبي كم و فشار زياد مورد استفاده قرار مي‌گيرند. دبي گاز در اين نوع كمپرسورها از مقادير كم تا ۲۰۰۰ m3/hrمي‌رسد و با آن مي‌توان به فشارهاي زياد (تاbar ۶۰۰) دست يافت. در نسبت‌هاي تراكم بالاتر از ۵/۱ در هر مرحله اين كمپرسورها در مقايسه با ساير انواع كمپرسورها از راندمان بالاتري برخوردار مي‌باشند. كمپرسورهاي تناوبي اساساً جزء ماشين هاي با ظرفيت ثابت مي‌باشند ولي در شرايط خاصي مي‌‌توان ظرفيت آن را برحسب شرايط مورد نظر تغيير داد.

SAFmechanic.com - کمپرسورهای تبرید

در كمپرسورهاي پيستوني با حركت پيستون به سمت عقب گاز به درون سيلندر وارد شده و فضاي درون سيلندر را پر مي‌كند. در حركت رو به جلو، با اعمال نيرو از سوي پيستون گاز حبس شده در سيلندر متراكم مي‌گردد. جهت سهولت در ورود و خروج گاز در سيلندر و ايجاد شرايط لازم براي تراكم آن در حركت روبه جلوي پيستون، اين كمپرسورها مجهز به سوپاپ‌هاي مكش و دهش مي‌باشند. جهت شناخت مقدماتي عملكرد كمپرسورهاي پيستوني مي‌توان تلمبه‌هاي باد دستي را مورد بررسي قرار داد، چرا كه اين تلمبه‌ها ضمن سادگي در رفتار داراي تمامي مشخصه‌هاي يك كمپرسور پيستوني مي‌باشند.

 

تلمبه‌ها شامل پيستون، سيلندر و سوپاپ هاي مكش و دهش بوده و نيروي محركه لازم براي تراكم هوا توسط نيروي انساني تأمين مي‌گردد. سوپاپ دهش اين كمپرسورها همان والو (Valve) لاستيك دو چرخه بوده كه مانع از نشت هوا از لاستيك ( قسمت دهش) به دورن تلمبه در هنگام حركت رو به عقب پيستون ( مرحله مكش) مي‌گردد. سوپاپ مكش اين تلمبه‌ها بر روي پيستون آن نصب گرديده است. اين قطعه به صورت فنجاني شكل (Cup _ Shaped) بوده كه از جنس چرم و يا مواد مشابه آن ساخته شده است.

 

در حالت مكش، در اثر حركت رو به عقب پيستون، هواي جلوي پيستون منبسط شده و درون سيلندر خلاء ايجاد مي‌شود. با توجه به اينكه هواي سمت بيروني پيستون تحت فشار آتمسفر قرار دارد، همين امر باعث جداشدن قطعه چرمي از كناره سيلندر گرديده و هوا مي‌تواند از اين طريق وارد سيلندر شده و آن را پرنمايد.

 

در حركت رو به جلوي پيستون، با كاهش حجم گاز، فشار گاز درون سيلندر افزايش يافته و نيروي حاصل از آن بر روي قطعه چرمي اثر نموده و باعث چسبيدن آن به كناره پيستون گرديده و موجب آب‌بندی پيستون شده و مانع از نشت گاز از كناره پيستون به خارج مي‌شود.

 

با تراكم گاز در سيلندر و افزايش فشار هواي حبس شده در آن، لحظه‌اي فرا مي‌رسد كه فشار درون سيلندر، از فشار درون تيوپ لاستيك بيشتر شده و باعث باز شدن سوپاپ لاستيك گرديده و هواي متراكم شده از درون سيلندر به داخل لاستيك فرستاده مي‌شود. بديهي است هرچه فشار درون لاستيك بيشتر باشد، سوپاپ آن ديرتر باز شده و انرژي بيشتري براي تراكم گاز و ارسال آن به داخل لاستيك مورد نياز مي‌باشد. به عبارت ديگر اگر مقاومتي در جلوي تلمبه نباشد و مستقيماً به آتمسفر متصل باشد، براي تخليه گاز از درون تلمبه به انرژي ناچيزي نياز خواهد بود.

 

 

 کمپرسورهای اسکرو

 


 در این کمپرسور ها دو روتور با پروفیل های متفاوت داخل یک اتاقک با جهت های متفاوت می چرخند .روتور اصلی ٨۵% تا ۹۰% انرژی دریافتی را به انرژی گرمایی و فشار تبدیل می کند. با چرخش مداوم روتورها هوای محبوس شده با کاهش حجم افزایش فشار می یابد . در تمام مراحل روغن وارد فضای بین پره ها می شود ( در نوع روانکاری با روغن ). این روغن وظیفه روان کاری و خنک کردن روتور ها را عهده دار است .

 

مرحله اول

هوا به داخل قسمت روتورها کشيده می شود وفضای بين پره ها را پر می کند اين قسمت مانند مرحله مکش در کمپرسور های پيستونی می باشد

 

مرحله دوم و سوم

 

هنگامی که هوا وارد قسمت فشرده سازی شد با چرخش روتورها حجم آن کم می شود و بنا بر این فشار افزایش می یابد. این کم شدن حجم تا قسمت تخلیه هوا ادامه می یابد تا فشار به مقدار دلخواه برسد

 

مرحله چهارم

 

هوای فشرده به بیرون کمپرسور جریان می یابد

 SAFmechanic.com - کمپرسورهای تبرید

 

اجزا کامل يک کمپرسور اسکرو در شکل زير ديده می شود

SAFmechanic.com - کمپرسورهای تبرید

دسته‌بندي كمپرسورها از نظر نحوه روغن‌كاري شدن


 

منظور از روغن‌كاري شدن، تماس روغن با گاز در محفظه تراكم مي‌باشد. بر اين اساس كمپرسورها را مي‌توان به دو دسته خشك یا فاقد روغن (Dry or Oil Free) و روغن كاري شونده (Lubricated) تقسيم كرد.

 

در كمپرسورهاي خشك، محفظه تراكم از قسمت انتقال قدرت كاملاً جدا بوده و لذا عملاً گاز مورد تراكم هيچگونه تماسي با ماده روان‌كننده ندارد.

 

در كمپرسورهاي از نوع پيستوني روان‌كاري شونده، اختلاط روغن با گاز مورد تراكم ناخواسته و از طريق نشت روغن از كارتل به بالاي پيستون ها و از كناره رينگ ها صورت مي‌گيرد.

 

در كمپرسورهاي از نوع دوراني روانكاري شونده اختلاط روغن با گاز مورد تراكم به طور عمدي صورت مي‌گيرد. در اين دسته از كمپرسورها روغن تحت فشار گاز خروجي از كمپرسور به محفظه تراكم فرستاده شده و ضمن اختلاط با گاز مورد تراكم عمليات روانكاري، خنك‌كاري و كاهش نشتي گاز از لقي موجود در بين قطعات را به‌عهده دارد. روغن مخلوط شده با گاز مورد تراكم در تله جدا كننده روغن (Oil Separator) از آن جدا شده و بعد از خنك‌كاري، به محفظه تراكم برگشت داده مي‌شود. امروزه با وجود مشكلات و مسائل متعددي كه در زمينه بهره‌برداري از كمپرسورهاي خشك، وجود دارد در بسياري از موارد شرايط بهره‌برداري و مشخصه‌هاي فيزيكي و شيميايي گاز مورد تراكم ايجاب مي‌كند كه عمل تراكم گاز در محفظه تراكم، در غياب روغن صورت پذيرد.

 

تولید اكسيژن، صنايع غذايي و دارويي، تراكم بسياري از گازهاي مورد استفاده در صنايع پتروشيمي و ... نمونه‌هايي از صنايعي بوده كه نسبت به حضور روغن در گاز مورد تراكم حساس مي‌باشند. هر چند كه كمپرسورهاي گريز از مركز، ذاتاً فاقد روغن
(
Oil Free) مي‌باشند ولي در كمپرسورهاي رفت و برگشتي و دوراني با اعمال تدابير لازم مي‌توان مانع از حضور روغن در محفظه تراكم شد. كمپرسورهاي خشك هر چند كه از نظر حداكثر دماي قابل تحمل در محفظه تراكم، در مقايسه با كمپرسورهاي روانكاري شونده داراي مزيت هایی می باشند (دماي مجاز در آن در حدود ۳۰ تا ٧۰ درجه سانتيگراد از دماي مجاز در كمپرسورهاي روانكاري شونده بيشتر است) و به همين خاطر نسبت تراكم بالاتري را در هر مرحله از اين كمپرسورها مي‌توان پيش‌بيني كرد ولي به‌لحاظ قيمت بالاتر، هزينه‌هاي تعمير و نگهداري بيشتر، پايين‌ بودن راندمان، قابليت اعتماد كمتر و ... امروزه به جز در موارد اجباري حتي الامكان سعي مي‌شود از كمپرسورهاي خشك استفاده نشود. ویژگي‌هاي نامطلوب كمپرسورهاي خشك باعث شده تا امروزه نگرش جديدي در اين زمينه مطرح شود و آن عبارتست از تزريق روغن به مقدار بسيار كم (در حد چند ppm) با سازگاري لازم گاز مورد تراكم در حضور روغن، حتي به مقدار ناچيز، موجب بهبود نسبي در عملكرد كمپرسورهاي خشك مي‌گردد.

 

در كمپرسورهايي كه به‌صورت خشك طراحي مي‌شوند لازم است تا قطعاتي كه در معرض سايش قرار دارند از كيفيت مطلوب‌تري در مقابل اصطكاك و عوارض ناشي از آن برخوردار باشند.

 

موادي نظير تفلون گرافيتي، گرانيت و ... به عنوان مواد اوليه با ضريب اصطكاك پايين، خاصيت خود روانكاري و ... جزو تركيبات مطلوب در ساخت رينگ هاي هادي و تراكم در كمپرسورهاي پيستوني و به عنوان ماده پوشش دهنده در ساخت روتور كمپرسورهاي اسکرو، شديداً مورد توجه مي‌باشند.

 

دسته‌بندي كمپرسورها از نظر آب بندی محور

 

مبناي اين دسته‌بندي، وضعيت آب بند كردن محور، مي‌باشد. كمپرسورها را از اين نظر مي‌توان به سه دسته تقسيم‌بندي كرد:

 

كمپرسورهاي بسته (Hermetic)

در اين دسته از كمپرسورها، كه عموماً براي سيستم‌هاي تبريد با ظرفيت كم (حداكثر ۲۰ تن تبريد) مورد استفاده قرار مي‌گيرند، الكتروموتور و كليه قطعات مربوط به كمپرسور، در درون يك محفظه كاملاً آب بند شده قرار داده مي‌شود. اساساً اين كمپرسورها به‌صورت يكبار مصرف، طراحي شده و تعمير‌ آن از نظر فني و اقتصادي توصيه نمي‌شود.

 

متأسفانه گاهي اوقات اين توصيه در ايران ناديده گرفته شده و بعضي از تعميركاران اقدام به تعمير آن مي‌كنند، كار چندان اصولي نمي‌باشد. البته تفاوت شرايط اقتصادي و اجرت تعميرات درايران با كشورهای صنعتي عامل اصلي اين نگرش مي‌باشد.

 

كمپرسورهاي نيمه بسته( Semi- hermetic)

 SAFmechanic.com - کمپرسورهای تبرید

 

كمپرسورهاي نيمه بسته را بايد نوعي كمپرسور بسته به حساب آورد، با اين تفاوت كه قسمت‌هاي سوپاپ، پيستون، ميل‌لنگ، پمپ روغن و ... آن قابل تعمیر مي‌باشند. اين كمپرسورها تمامي ويژگي‌هاي كمپرسورهاي بسته را از نظر آب بند بودن و عدم نشت گاز به بيرون دارا مي‌باشند. از اين كمپرسورها براي سيستم‌هاي تبريد در ظرفيت‌هاي ۲۰ تا ۱۵۰ تن تبريد استفاده مي‌شود.

 

كمپرسورهاي باز( Open)

 

در اين نوع كمپرسورها محور كمپرسور از كارتر و يا محفظه تراكم خارج گرديده و به‌طور مستقيم و يا غيرمستقيم (به كمك پولي) راه اندازي مي‌شوند. اساساًً اين كمپرسورها براي تمامي موارد (از ظرفيت كم تا بسيار زياد) مناسب بوده و تنها نقطه ضعف آن در مقايسه با دو طرح قبلي احتمال نشت گاز مورد تراكم از محل خروج شافت بوده كه آن هم با انتخاب سيستم آب بندی مناسب قابل حل مي‌باشد

 

 

دسته بندی کمپرسورها بر حسب فشار مکش ، دهش ، و ظرفیت آنها

 

پمپ خلا (Vacumm Pumps) 

 

برخلاف اسم آن، در واقع پمپ هاي خلا نوعي كمپرسور بوده كه فشار قسمت مكش آن از فشار جو كمتر و فشار دهش آن اندكي از فشار جو بيشتر مي‌باشد. پمپ هاي خلا در طرح هاي مختلفي ساخته شده كه داراي قابليت‌هاي ذیل مي‌باشند:

 

 

گريز از مركز  حداكثر خلا قابل دسترس 6mmHg

تناوبي    حداكثر خلا قابل دسترس 0.5mmHg

انژكتورهاي بخاري حداكثر خلا قابل دسترس mmHg 0.05

دوراني      حداكثر خلا قابل دسترس mmHg 0.00005

در بين طرح هاي فوق پمپ هاي خلا از نوع دوراني از مقبوليت بيشتري برخوردار مي‌باشند.

 

هواكش‌ها ( fans)

 

اين نوع كمپرسورها عموماً براي دبي زياد و فشار كم ( تا ۱∕۰بار) ساخته شده و عموماً از خانواده گريز از مركز مي‌باشند.

 

دمنده‌ها ( Blowers )

 

دمنده‌ها نوع خاصي از كمپرسورها بوده كه فشار نسبتاً كم و دبي نسبتاً زياد دارند. حداكثر فشار قابل دسترس توسط آنها (۲ـ۵∕۱بار) مي‌باشند. دمندهاي با فشار كم و دبي زياد از نوع گريز از مركز ساخته مي‌شوند. حال آنكه براي فشارهاي بالا ( نزديك به ۲ بار) و دبي كمتر نوع دوراني (Rotary) متداول‌تر مي‌باشد. ساخت دمنده‌هاي از نوع تناوبي (رفت و برگشتي) عملاً منتفي است.

 

كمپرسورها (Compressors)

 

كمپرسورها عموماً براي فشارهاي بالا (بيشتر از 2 بار) مورد استفاده قرار مي‌گيرند. امروزه كمپرسورهايي ساخته شده‌اند كه قادر به تراكم گازها تا فشار bar600 مي‌باشند.

 

دسته‌بندي كمپرسورها از نظر رفتاري

 

برحسب چگونگي فرآيند تراكم، كمپرسورها به دو دسته تقسيم‌ مي‌شوند:

 

الف: كمپرسورهاي جابه‌جايي مثبت (Positive Displacement)

 

ب: كمپرسورهاي گريز از مركز (Centrifugal)

 

در كمپرسورهاي جابه‌جايي مثبت، همواره مقدار معيني از گاز بين دو قطعه به تله انداخته شده و با كاهش حجم محفظه، فشار گاز افزايش مي‌يابد. اين كمپرسورها خودبه‌خود به دو دسته تناوبي (Reciprocating) و دوراني (Rotary) تقسيم مي‌شوند. البته هر يك از دسته‌هاي فوق تنوع زيادي در شكل و ساختار مكانيكي داشته ولي از لحاظ رفتاري داراي ويژگي‌هاي نسبتاً يكساني هستند.

 

در كمپرسورهاي جريان پيوسته، (گريز از مركز)، ابتدا انرژي جنبشي گاز مورد تراكم پيوسته در پروانه افزايش داده شده و سپس بخش اعظمي از انرژي جنبشي آن در يك مجراي گشاد شونده بنام حلزوني (Volute) به انرژي پتانسيل (فشار) تبديل مي‌شود.

 

 

انتخاب كمپرسور مناسب به شرايط و نوع بهره برداري بستگي دارد كه اهم آن به شرح ذیل مي‌باشد:

 

  • فشار و دبي مورد نياز

     

     
  • حساسيت به حضور روغن

     

     
  • خواص فيزيكي و شيميايي

     

     
  • بهاي انرژي

     

     
  • قابليت اعتماد

     

     
  • هزينه‌هاي تعمير و نگهداري و قطعات يدكي قيمت اوليه

     

     
  • حداكثر درجه حرارت قابل قبول 

 

SAFmechanic.com - کمپرسورهای تبرید

محاسبه نازل برای مشعلهای گازوییل سوز

محاسبه نازل برای مشعل های گازوئیل سوز

1- مقدار دبي گازوئيل ( عدد گالن تعيين شده روي هر نازل )

2- زاويه پاشش گازوئيل ( زاويه تعيين شده روي هر نازل )

3- شكل پاشش گازوئيل ( حروف B ، H ، S و ... تعيين شده روي هر نازل )

بطور معمول اگر ارزش حرارتي هر ليتر گازوئيل معادل 8500 كيلو كالري در نظر گرفته شود و حجم هر گالن معادل 3.785 ليتر باشد ،بنابر اين ارزش حرارتي يك گالن گازوئيل معادل است با:

Kcal 8500*3.785=32000 Kcal


مطابق مطلب فوق عدد نازل مورد نياز براي مشعل گازوئيل سوز 220000 kcal ( اصطلاحا مشعل 5 تا 7 ) مي بايد معادل :
Us Gal. 6.8 = 220000 / 32000 باشد در حالي كه اين عدد معمولا براي مشعل فوق Us Gal. 3.5 اعلام مي شود.

همچنين مثلا براي مشعل 600000 kcal ( دو نازله )آيا مجموع عدد نازلها بايد Kcal 600000 / 32000= 18.75 G.P.H باشد؟

در حالي كه هيچ شركت توليد كننده مشعل چنين عددي را براي نازل مشعل فوق پيشنهاد نمي كند و عدد درست معمولا حدود 10 گالن مي باشد ، چرا ؟

براي يافتن پاسخ سئوال فوق بايد به دو نكته توجه شود .

الف) كاهش %4 از راندمان احتراق به ازاء هر 300 متر افزايش ارتفاع از سطح دريا

ب) فشار نرمال 7 بار و فشار ايجادي پمپ گازوئيل هر مشعل

در مورد رديف الف متناسب با افزايش ارتفاع از سطح دريا بدليل كاهش چگالي (غلظت) هوا و طبيعتا كاهش اكسيژن موجود در آن نسبت به شرايط هوا در سطح دريا ، راندمان احتراق كاهش يافته و نتيجتا بايد سوخت كمتري براي مشعل تدارك ديده شود زيرا در غير اينصورت احتراق مشعل همراه با خام سوزي و يا دود زدن انجام خواهد پذيرفت .

بر اين اساس براي شهر تهران كه حدود 1500 متر بالاتر از سطح دريا مي باشد ، راندمان احتراق حدود %20 كاهش مي يابد و اين به معني كاهش %20 از ميزان مصرف سوخت و نيز گرماي توليد شده مي باشد .

در مورد رديف ب ذكر اين توضيح ضروري است كه عدد گالن نوشته شده روي هر نازل بر مبناي فشار نرمال 7 بار مي باشد يعني اوريفيس آن نازل در فشار گازوئيل 7 بار به همان مقدار نوشته شده سوخت عبور مي دهد ولي از آنجا كه فشار ايجادي پمپ گازوئيل مشعلها بيشتر از 7 بار مي باشد ( طبق نمودار پمپها ) و در اين فشار بيشتر ، طبعا اوريفيس نازل حجم گازوئيل بيشتري را از خود عبور مي دهد .

مثلا در مورد مشعل 220000kcal مثال اول معمولا فشار ايجادي پمپ گازوئيل حدود 12 تا 14 بار مي باشد كه لازم است عدد نازل كوچكتري انتخاب گردد.

 

بر اين اساس براي انتخاب عدد گالن نازل گازوئيل هر مشعل ابتدا :

- ظرفيت گرما دهي مشعل گازوئيل سوز را بر عدد 32000 تقسيم مي كنيم.

- عدد بدست آمده فوق را با توجه به ميزان ارتفاع محل نصب مشعل از سطح دريا تعديل مي كنيم.

مثلا در مورد مشعل 220000kcal مثال اول اگر فرض شود مشعل مذكور در نقطه اي از كشور نصب مي شود كه از سطح دريا 1200 متر بالا تر باشد ابتدا ( گالن در ساعت ) 6.8 = 220000 / 32000 و سپس با در نظر گرفتن اينكه هر 300 متر ارتفاع از سطح دريا %4 از راندمان احتراق را كم مي كند بنابر اين :

كاهش سوخت مصرفي m1200/300m=4 » 4*%4=%16

G.P.H 6.87*(%100 - %16)=5.77 G.P.H

- اكنون با مراجعه به نمودار زير از يك طرف روي خط فشار 14 بار بالا مي آييم و از طرف ديگر روي دبي 5.77 گالن بصورت افقي دنبال مي كنيم تا اين دو خط با هم بر خورد كنند آنگاه عدد نازل مورد نياز

3.5 G.P.H بدست مي آيد.

 

نمودار انتخاب نازل

 

در خصوص زاويه پاشش در نازلهاي گازوئيل با توجه به طول ديگ اقدام مي گردد يعني اگر طول ديگ زياد باشد و يا تعداد پره هاي ديگهاي چدني بيش از 10 عدد باشد از نازلهاي 30 درجه و اگر طول ديگ كوتاه باشد از نازلهاي 45 درجه استفاده مي شود. از نازلهاي 60 درجه براي ديگهاي حرارت مركزي بجز در موردي كه سازنده ديگ توصيه كرده با شد استفاده نشود.

شكل پاشش گازوئيل بايد مخروطي و با سطح قائده پر و يكنواخت ( S ) باشد از انواع H و يا B و ... فقط در مواردي كه سازنده ديگ يا محفظه احتراق هيتر توصيه كرده باشند مي توان استفاده نمود.

 

دی اریتور


اصول کار دی اریتور


بنابر اصول زیر گازهای محلول در آب (اکسیژن و دی اکسید کربن) توسط دستگاه دی اریتور حذف می گردد:

1- از آنجا که افزایش درجه حرارت آب نسبت معکوس با حلالیت گازها در آب دارد بنابراین افزایش درجه حرارت آب در اثر تماس با بخار سبب کاهش حلالیت گازهای محلول در آب می گردد.

2- به دلیل پائین بودن فشار جزئی گازهای مورد نظر در فضای داخلی دی اریتور، گازهای محلول در آب به فضای مجاور خود (فاز بخار) منتقل می گردند.
3- خلاء موضعی ناشی از کندانس شدن بخار به حذف گازهای محلول در آب منجر مي شود.

 

علل کاربرد دی اریتور:

وجود گازهای اکسیژن و دی اکسید کربن در آبهای تصفیه شده مورد مصرف در دیگهای بخار واحدهای صنعتی و مسکونی سبب ایجاد ضایعات زیر می گردد:

1- اکسیژن موجود در آب مصرفی دیگهای بخار در حد فاصل فاز مایع و فاز بخار باعث ایجاد حفره های موضعی (Pitting) می گردد که انفجار حفره ها یکی از عوامل آسیب دیدگی دیگهای بخار می باشد.

2- وجود گازهای اکسیژن و دی اکسیدکربن علاوه بر ایجاد خوردگی در لوله های برگشت (کندانس)، عامل ایجاد پدیده کویتاسیون در پمپها می باشند که این پدیده باعث ایجاد خوردگی پره های پمپها می گردد.

3- در فرآیندهایی که از بخار آب به منظور بوزدایی (Stripping) استفاده می شود، وجود اکسیژن نه تنها عامل بوزدایی را مختل می سازد بلکه در اثر اکسیداسیون، در محصول ایجاد بو خواهد نمود. (نظير فرآیند تولید روغن نباتی(

4- به منظور جلوگیری از ایجاد شوک حرارتی دردیگهای بخار، افزایش درجه حرارت آب ورود به دیگ بخار تا محدوده نقطه جوش بسیار حائز اهمیت می باشد.

در دستگاه دی اریتور علاوه بر حذف گازهای اکسیژن و دی اکسیدکربن از آب، درجه حرارت به نحو مطلوب افزایش می یابد.

 

مهمترین مزایای این دستگاه عبارت است از:

الف- به لحاظ جداسازی گاز از آب در ستون جداکننده، اختلاط بخار با آب ذخیره شده در مخزن دی اریتور صورت نمی پذیرد.

ب – استفاده از مبدل حرارتی جریان مخالف در ستون جداکننده در مقایسه با نمونه های مشابه از نقطه نظر اقتصادی کاملاً مقرون به صرفه می باشد.

ج – اطلاعات جمع آوری شده از واحدهای نصب شده، نشانگر کارآیی بالای این سیستم در مقایسه با نمونه های مشابه و حذف کامل گازهای مضر از آب می باشد.

  • جهت دریافت جهت اصلاعات کامل تر یا دریافت تصاویر واضح یا نقشه دستگاه و همچنین انتخاب دستگاه دی اریتور مناسب با مصرف، با گروه تماس حاصل فرمایید.

دی اریتور

 

 

دی اریتور


چیلرهای جذبی شعله مستقیم

چیلرجذبی شعله مستقیم

چيلر هاي جذبي : (استفاده از گرما براي توليد سرما )

افزايش قيمت برق در ايران در طول سالهاي آينده با توجه به برنامه هاي اقتصادي دولت ونياز به نصب سيستمهاي تهويه مطبوع در ساختمانهاي موجود و در حال ساخت .از جمله عوامل مهم و تاثير گذار در افزايش استفاده از چيلرهاي جذبي در ايران مي باشد .

در سرمايش به روش جذبي انرژي سيستم به جاي برق از گرما تامين مي شود .اين گرما مي تواند از بخار حاصل از گرماي يك مشعل گاز سوز يا گازوئيل سوز اتمسفريك باشد كه مستقيما در مولد بخار دستگاه عمل مي كند .يا اينكه گرما از مشعل مستقيما به مولد تبريد دستگاه داده شود .معولا از آب به عنوان مايع مبرد و از ايتيم برومايد به عنوان ماده جاذب استفاده مي كنند . واحد جذب يا ابزروبر تحت خلا كار مي كند .كه در آن نقطه جوش اب به حد كافي براي تامين شرايط اسايش پايين مي آيد .

-اصطلاحات فني رايج در چيلر جذبي

ژنراتور

ژنراتور معمولاً در محفظه بالايي چيلرهاي جذبي قرار داشته و وظيفه تغليظ محلول ليتيوم برومايد رقيق و جدا سازي آب مبرد را بر عهده دارد.

جذب کننده

جذب کننده معمولاً در پوسته پاييني چيلرهاي جذبي قرار داشته و وظيفه جذب بخار مبرد توليد شده در محفظه اواپراتور را بر عهده دارد.

اواپراتور

اواپراتور معمولاً در پوسته پايين چيلرهاي جذبي قرار مي گيرد. مايع مبرد در اواپراتور به لحاظ فشار پايين محفظه (خلأ نسبي) تبخير شده و باعث کاهش درجه حرارت آب سرد تهويه درون لوله هاي اواپراتور مي گردد.

کندانسور

کندانسور معمولاً در پوسته هاي بالايي چيلرهاي جذبي واقع شده است و وظيفه تقطير مبرد تبخير شده توسط ژنراتور را بر عهده دارد. بخار مبرد در برخورد با لوله هاي حاصل از آب برج ، تقطير شده و به تشتک اواپراتور سرريز مي شود.

محلول جاذب

اين محلول در سيکل هاي پروژه حاضر محلول ليتيوم برومايد و آب است.

مايع مبرد

مايع مبرد در چيلرهاي جذبي پروژه حاضر آب خالص (آب مقطر) مي باشد که به جهت فشار پايين محفظه اواپراتور در اثر تبخير خاصيت خنک کنندگي خواهد داشت.

کريستاليزه شدن

محلول ليتيوم برومايد در غلظت معمولي به صورت مايع است ، ولي چنانچه تغليظ اوليه بيش از حد ادامه يابد حجم بلورهاي ريزي که در آن تشکيل مي شوند ، بزرگتر شده و ممکن است باعث مسدود شدن کامل مسير عبور محلول شود. به اين پديده کريستاليزه شدن گويند.

-مقايسه چيلرهاي جذبي و تراکمي

چيلرهاي جذبي از بعضي لحاظ شبيه چيلرهاي تراکمي عمل مي کنند که مهمترين اين شباهتها عبارتند از:

الف - در اواپراتور از گرماي آب تهويه ساختمان براي تبخير يک مبرد فرار در فشار پايين استفاده مي گردد.

ب - گاز مبرد فشار پايين از اواپراتور گرفته شده و گاز مبرد فشار بالا به کندانسور فرستاده مي شود.

ج - گاز مبرد در کندانسور تقطير مي گردد.

د - مبرد در يک سيکل همواره در گردش است.

تفاوتهاي اصلي چيلرهاي جذبي وتراکمي عبارتند از :

الف - چيلرهاي تراکمي براي گردش مبرد از کمپرسور استفاده مي کنند در حالي که چيلرهاي جذبي فاقد کمپرسور بوده و به جاي آن از انرژي گرمايي منابع مختلف استفاده کرده و غلظت محلول جاذب را تغيير مي دهند ، همچنان که غلظت تغيير مي کند ، فشار نيز در اجزاي مختلف چيلر تغيير مي کند. اين اختلاف فشار باعث گردش مبرد در سيستم مي گردد.

ب - ژنراتور و جذب کننده در چيلرهاي جذبي جانشين کمپرسور در چيلرهاي تراکمي شده است.

ج - در چيلرهاي جذبي از يک جاذب استفاده مي شود که عموماً آب يا نمک ليتيوم برومايد است.

د - مبرد در چيلرهاي تراکمي يکي از انواع کلروفلئوروکربن ها يا هالوکلروفلئوروکربن ها است در حالي که در چيلرهاي جذبي مبرد معمولاً آب يا آمونياک است.

ه - چيلرهاي تراکمي انرژي مورد نياز خود را از انرژي الکتريکي تأمين مي کنند در حالي که انرژي ورودي به چيلرهاي جذبي از آب گرم يا بخار وارد شده به ژنراتور تأمين مي شود. گرما ممکن است از کوره هواي گرم يا ديگ آمده باشد. در بعضي اوقات از گرماي ساير فرايندها نيز استفاده مي شود مانند بخار کم فشار يا آب داغ صنايع ، گرماي باز گرفته شده از دود خروجي توربين هاي گازي و يا بخار کم فشار از خروجي توربين هاي بخار.

مهمترين مزاياي چيلرهاي جذبي نسبت به چيلرهاي تراکمي عبارتند از:

الف - صرفه جويي در مصرف انرژي الکتريکي :

همانطور که گفته شد چيلرهاي جذبي از گاز طبيعي ، گازوئيل يا گرماي تلف شده به عنوان منبع اصلي انرژي استفاده مي کنند و مصرف برق آنها بسيار ناچيز است. به ميزان مصرف برق ، مقايسه و تحليل هاي کمي در فصول بعدي اشاره خواهد شد.

ب - صرفه جويي در هزينه خدمات برق :

هزينه نصب سيستم شبکه الکتريکي در پروژه ها بر اساس حداکثر توان برداشت قابل تعيين است. يک چيلر جذبي به دليل اينکه برق کمتري مصرف مي کند ، هزينه خدمات را نيز کاهش مي دهد. در اکثر ساختمان ها نصب چيلرهاي جذبي موجب آزاد شدن توان الکتريکي براي مصارف ديگر مي شود.

ج - صرفه جويي در هزينه تجهيزات برق اضطراري :

در ساختمانهايي مانند مراکز درماني و يا سالن هاي کامپيوتر که وجود سيستمهاي برق اضطراري براي پشتيباني تجهيزات خنک کننده ضروري است ، استفاده از چيلر هاي جذبي موجب صرفه جويي قابل توجهي در هزينه اين تجهيزات خواهد شد.

د - صرفه جويي در هزينه اوليه مورد نياز براي ديگ ها :

برخي از چيلرهاي جذبي را مي توان در زمستان ها به عنوان هيتر مورد استفاده قرار داد و آب گرم لازم براي سيستم هاي گرمايشي را با دماهاي تا حد 203 تأمين نمود. در صورت استفاده از اين چيلرها نه تنها هزينه خريد ديگ کاهش مي يابد بلکه صرفه جويي قابل ملاحظه اي در فضا نيز بدست خواهد آمد.

ه - بهبود راندمان ديگ ها در تابستان :

مجموعه هايي مانند بيمارستان ها که در تمام طول سال براي سيستمهاي استريل کننده ، اتوکلاوها و ساير تجهيزات به بخار احتياج دارند مجهز به ديگ هاي بخار بزرگي هستند که عمدتاً در طول تابستان با بار کمي کار مي کنند. نصب چيلرهاي جذبي بخار در چنين مواردي موجب افزايش بار و مصرف بخار در تابستان ها شده و در نتيجه کارکرد ديگ ها و راندمان آنها بهبود قابل توجهي خواهد يافت.

و - بازگشت سرمايه گذاري اوليه :

چيلرهاي جذبي به دليل نياز کمتر به برق در مقايسه با چيلرهاي تراکمي ، هزينه هاي کارکردي را کاهش مي دهند. اگر اختلاف قيمت يک چيلر جذبي و يک چيلر تراکمي هم ظرفيت را به عنوان ميزان سرمايه گذاري و صرفه جويي سالانه از محل کاهش يافتن هزينه هاي انرژي را به عنوان بازگشت سرمايه در نظر بگيريم ، مي توان با قاطعيت گفت که بازگشت سرمايه گذاري صرف شده براي نصب چيلرهاي جذبي با شرايط بسيار خوبي صورت خواهد گرفت.

ز - کاسته شدن صدا و ارتعاشات :

ارتعاش و صداي ناشي از کارکرد چيلرهاي جذبي به مراتب کمتر از چيلرهاي تراکمي است. منبع اصلي توليد کننده صدا و ارتعاش در چيلرهاي تراکمي، کمپرسور است. چيلرهاي جذبي فاقد کمپرسور بوده و تنها منبع مولد صدا وارتعاش در آنها پمپهاي کوچکي هستند که براي به گردش درآوردن مبرد و محلول ليتيم برمايد کاربرد دارند. ميزان صدا و ارتعاش اين پمپهاي کوچک قابل صرف نظرکردن است.

ح - حذف مخاطرات زيست محيطي ناشي از مبردهاي مضر:

چيلرهاي جذبي بر خلاف چيلرهاي تراکمي از هيچ گونه ماده CFC يا HCFC که موجب تخريب لايه ازن مي شوند ، استفاده نمي کنند. لذا براي محيط زيست خطري ايجاد نمي نمايند. چيلرهاي جذبي غالباً از آب به عنوان مبرد استفاده مي کنند. يک چيلر جديد در هر شرايطي ،يک سرمايه گذاري بيست و چند ساله است. تغييرات دائمي قوانين و مقررات استفاده از مبردها موجب مي شود تا استفاده از مبردي طبيعي مانند آب در چيلرهاي جذبي گزينه اي بسيار قابل توجه به شمار آيد.

ط- کاستن از ميزان توليد گازهاي گلخانه اي و آلاينده ها :

ميزان توليد گازهاي گلخانه اي (مانند دي اکسيد کربن) که تأثير قابل توجهي در گرم شدن کره زمين دارند و آلاينده ها (مانند اکسيدهاي گوگرد ، اکسيدهاي نيتروژن و ذرات معلق) توسط چيلرهاي جذبي

در مقايسه با چيلرهاي تراکمي بسيار کمتر است.

گسکت چیست


گسکت(Gasket) در لغت نامه فارسی به معنای درز بند، واشر مقوایی یا چرمی و لائی می باشد. در فرهنگ اصطلاحات فنی بدین گونه تعریف شده است:

A gasket is a mechanical seal that serves to fill the space between two objects, generally to prevent leakage between the two objects while under compression. Gaskets are commonly produced by cutting from sheet materials, such as gasket paper, rubber, silicone, metal, felt, fiberglass, or a plastic polymer. Gaskets for specific applications may contain asbestos.

گسکت یک درزگیر(درز بند) مکانیکی می باشد که به گونه ای طراحی شده تا در فضای خالی بین دو شیئ(اتصالات فلنجی) که تحت فشار هوا یا آب هستند قرار گرفته تا از نشتی جلوگیری بعمل آید و به اصطلاح آب بندی گردد.

گسکت ها بطور معمول از برش موادی که بصورت ورقه ای(sheet) می باشند، تولید میشود همچون گسکت های مقوایی،لاستیکی،سیلیکونی،فلزی،نمدی،فایبرگلاس و یا پلیمرهای پلاستیکی.گسکتها در موارد خاص شامل مواد آزبستی(asbestos) نیز میباشند.

انواع گسکتهای رایج:

۱-گسکت نوع اسپیرال وُند(Spiral wound gasket) : این نوع گسکت یکی از رایج ترین انواع گسکتها بوده و قابلیت تحمل فشارهای بالایی را دارد که به همین دلیل از آن در سرویس های دائمی استفاده میشود.

گسکت نوع اسپیرال وند(spiral wound gasket)

۲- گسکت نوع اتصال رینگی(Ring joint gasket) : این نوع گسکتها بر اساس استــــــــــاندارد های    ANSI B16.20,API 6A ساخته میشوند و جهت اتصالات فلنجهای نوع (Ring Type Joint:RTJ) منطبق با استــانداردهای API Spec 6A,ANSI B16.5,MSS SP44 استفاده میشود .جنس آنها با توجه به فرآیند کاری معمولا از استنلس استیل ۳۰۴ یا ۳۱۶ ویا آهن نرم(Soft Iron) میباشد.

قابلیت تحمل فشار و دمای بالایی را دارند و در محیط هایی که عامل خورندگی وجود دارد استفاده میگردد.

Ring joint gasket یا گسکت نوع اتصال رینگی

۳- گسکت نوع جکت دار(Jacketed gasket) : این نوع گسکت ها انواع مختلفی دارند که معمولا در مبدلهای حرارتی برای جدا سازی جریان(مبدلهای پارتیشن دار) استفاده می گردند.

jacket gasket

ادامه نوشته

گسکت

 Gasket ها يا واشرها جهت آب بندي مورد استفاده قرار مي گيرند. واشرهائي که جهت آب بندي فلنج هاي تخت (Flat Face) به Full-Face Type موسومند و گسکت هائي که براي فلنج هايRaised Face استفاده مي شود را Ring Type مي نامند. شکلهاي زير دو نوع از « گسکت رينگي» و نمونه اي از نوع Flat است.

 جنس مورد استفاده در گسکت ها معمولاً «آزبست» فشرده و يا فلز غني شده از آزبست است.نوع دوم به خاطر اينکه در موقع باز و بسته کردن زياد آسيب نمي بيند بهتر است. انتخاب جنس واشر بستگي به نوع سيال خطوط و ميزان فشار و دماي آن دارد همچنين در مورد خورندگي سيال نيز دقت شود تا گسکت مناسبي انتخاب گردد.نوعي گسکت Flat نيز نيز بنام Spiral Wound داريم که قسمتي از آن بصورت فنري است.در زير شکل اين گسکت آمده است.

 در انتخاب نوع گسکت، سختي گسکت نيز مهم است.بطوريکه کارخانجات سازنده علاوه بر مشخصات گسکت ، سختي برينل هم ذکر مي گردد.استانداردهائي که در آنها در مورد گسکت و نحوه انتخاب آن توضيحاتي آمده است شامل ASME B16.21 & ASME B16.20  است.ASME B16.21 در مورد گسکت هاي غير فلزي است.اين استاندارد شامل جداول اندازه ، تولورانس گسکت ها براي فلنج هاي چدني است.

ادامه نوشته

تصفيه آب با روش اسمز معکوس - آب شیرین کن

تصفيه آب با روش اسمز معکوس - آب شیرین کن

  اهميت تصفيه آب

نگرانيهاي اساسي در مورد آب آشاميدني عبارتند از:

•   باکتري هاي بيماري زا ( پاتوژن ها ) در آب.

•   کمبود و يا وجود زيادي غلظت بعضي از يونها که در سلامتي انسان نقش دارند مانند: يون فلوئور. •   ذرات معلق در آب.

•   بو و مزه آب.

●  دامنه نگراني هاي اساسي در مورد آب هاي صنعتي بستگي به محل مصرف آب دارد. آب به صورت هاي متفاوت در صنايع وابسته مطرح مي شود:

 1-  به عنوان ماده اوليه براي تهيه محصول نهايي، بدون اينکه تغيير شکل دهد.

 2-  به عنوان ماده اوليه براي شرکت در واکنش شيميايي تهيه محصول نهايي.

 3-  به عنوان حلال موادي که در واکنشهاي شيميايي شرکت مي کنند.

 4-  به عنوان ماده واسطه انتقال حرارت از دماي زير صفر( آب نمک ) تا دماي بخار آب.

 5-   به عنوان ماده ذخيره کننده انرژي.

 6-  به عنوان ماده واسطه جهت خارج کردن مواد ناخواسته (زائد).

 7-   به عنوان سپر محافظتي در برابر گرما و تشعشع آب سنگين( D2O ) مورد استفاده در نيروگاهها.

 8-  به عنوان ماده اي راحت و ارزان جهت استاندارد ساختن دستگاههاي اندازه گيري دما،دانسيته و ويسکوزيته.

 9-  به عنوان ماده اصلي جهت مبارزه با آتش به جز در موارد استثنائي مثل مواد نفتي.

 10- خصوصا در مهندسي شيمي و پترو شيمي، بسياري از فرايندها همانند نمک زدايي، خشک کردن، تبخير کردن، کريستاليزاسيون، اختلاط، رزين هاي تعويض يوني، رطوبت زدايي، جذب سطحي و غيره در ارتباط مستقيم با آب هستند.

●  مطلوب ترين آب براي هر صنعتي آب بدون يون مي باشد، اما هزينه تصفيه آب تا رسيدن به مرحله آب بدون يون بسيار زياد است. براي هر صنعتي مطلوب ترين آب آن است که هزينه تصفيه آب کمتر از مخارج درمان عواقب زيان بخش ناخا لصي ها باشد که براي اکثر صنايع، رسيدن به اين امر با تکيه بر استفاده از سيستم اسمز معکوس  RO يا (Reverse Osmosis ) امکان پذير مي باشد.  

برخي اثرات زيان بخش ناخالصي هاي آب در صنعت:

 1- توليد رسوب در دستگاه هاي حرارتي و ديگ بخار.

 2- توليد بخار با کيفيت پايين.

 3- خوردگي بويلرها و ديکر سيستم هاي حرارتي و لوله ها.

 4- اتلاف مواد شيميايي مانند صابون.

 5- باقي گذاردن لکه روي محصولات غذايي و نساجي. ناخالصي هاي آب: تقريبا هر ماده اي در آب محلول است و اين حلاليت به دما، فشار، PH ، پتانسيل شيميايي و به غلظت نسبي ديگر مواد در آب بستگي دارد. در طبيعت اين عوامل چنان به هم مربوط هستندکه کمتر مي توان حلاليت ماده اي را در آب به طور دقيق پيش بيني کرد. در واقع آب يکي از مشهورترين حلال هاست. مخصوصا مواد قطبي( مثل نمک ها ) به مقدار زيادي در آب حل مي شوند. از اين رو آب به طور خالص در طبيعت وجود ندارد. آب هميشه در حال انحلال ، انتقال و يا رسوب گذاري است. بخار آب موجود در هوا، در اثر ميعان به صورت باران در مي آيد که در موقع باريدن مقداري گردو خاک، اکسيژن، دي اکسيد کربن و ديگر گازها را در خود حل مي کند. در روي سطح زمين، آب مقداري از مواد معدني را در خود حل کرده و همراه مواد ديگر به نقاط مختلف منتقل مي کند. آب در هنگام نفوذ در لايه هاي مختلف زمين، قسمتي از مواد معلق و ميکروبها را در در لايه هاي مختلف زمين از دست مي دهد.

●  ناخالصي هاي آب را مي توان به چهار دسته تقسيم کرد:

 1-  مواد معلق

 2-  گازها

 3-  نمکهاي محلول

 4-  ميکروب ها خصوصا اشريشيا کليفرم (کليفرم روده اي) ( E.coli coliform )

 تکنولوژي هاي غشايي

 فرآيندهاي غشايي از روشهاي نوين جداسازي هستند که بدون استفاده از تغيير فاز،اجزاء مورد نظر را از سيال جدا مي نمايند.عدم تغيير فاز در طول فرايند جداسازي موجب مي شود که جداسازي با صرف انرژي کمتري صورت گيرد. دو خصوصيت اصلي غشاها يعني توانايي قابل توجه در انجام انواع جداسازي ها و حداقل مصرف انرژي، عوامل گسترش روزافزون فرايندهاي غشايي مي باشند. غشاها کاربرد هاي فراواني در زمينه هاي مختلف علمي و صنعتي دارند که از جمله مي توان به شيرين کردن آب دريا، دياليز خون، تصفيه آب نظير آب رودخانه، چشمه و چاه، تصفيه پساب هاي خانگي، تصفيه انواع پساب هاي صنعتي مانند تصفيه پساب صنايع نساجي، کاغذ سازي، چرم سازي، الکل سازي، تغليظ شير در کارخانجات پنير سازي، تغليظ آب ميوه، جداسازس ميکروارگانيسمها،استريل کردن مايعات، جداسازي پروتئين ها از آب پنير، جداسازي گازهاي ترش از گاز طبيعي، جداسازي اکسيژن و نيتروژن از هوا، جداسازي اتيلن از گازهاي خروجي واحد توليد پلي اتيلن، بهينه سازي محيط زيست، صنايع داروسازي و بيوتکنولوژي اشاره نمود. با توجه به اهميت روزافزون آشنايي با فرآيندهاي غشايي به بررسي و شناخت غشاهاي اسمز معکوس مي پردازيم.

فرآيند اسمز معکوس

سيستمهاي فيلتراسيون غشايي با جريان متقابل از قبيل اسمز معکوس، نانوفيلتراسيون و اولترافيلتراسيون انتخابات مناسبي جهت جايگزيني با فيلتراسيونهاي سنتي و تيمارهاي شيميايي مي باشند. با اين وجود جهت دستيابي به بهترين عملکرد اين سيستمها، توجهات دقيقي بايد در مورد شرايط آب ورودي به اين سيستمها مبذول داشت. بنابراين بايد در مورد ويژگي آب ورودي به سيستم از اطلاعات کافي برخوردار باشيم.   ويزگيهاي انواع آبها جهت استفاده از دستگاههاي اسمز معکوس براي تصفيه آب ابتدا بايد خصوصيات آبهاي گوناگون و ناخالصي هاي موجود را شناسايي و مطالعه نمود، لذا در ذيل به ذکر ويزگيهاي انواع آب مي پردازيم: 

الف- ويژگي آبهاي زيرزميني

 •  مواد معلق در آنها کم است.

 •  معمولا مواد آلي بسيار کم دارند. 

•  ممکن است داراي ذرات شن باشند.

 •   اين آبها حاوي آهن محلول و گاهي هم منگنز محلول هستند که وقتي آب در معرض اتمسفر قرار مي گيرد در اثر اکسيد شدن توسط هوا، ذرات زرد- قهوه اي درآنها ظاهر مي شود.

 •  دي اکسيد کربن ممکن است در اين آبها زياد باشد و PH اين آبها معمولا 9/7 – 9/6 مي باشد. • آب چاههاي خيلي عميق معمولا عاري از ميکوبها و ديگر ميکروارگانيسمها مي باشد ولي آب چاههاي کم عمق معمولا آلوده به ميکروارگانيسمها هستند.

• به خاطر انحلال جزئي مواد معدني، معمولا اين آبها داراي املاح زياد مي باشند حدود ppm 500  که بيشترين جزء آن بي کربنات کلسيم است.

• اين آبها معمولا سخت هستند ولي سختي آنها موقتي است( سوافات و نيترات کلسيم و منيزيم.

 ب- ويژگي آبهاي سطحي:

 1- زلال نيستند.

2- PH اين آبها حدود 8-7 است.

 3- مواد عالي موجود در اين آبها در نقات مختلف متفاوت است.ممکن است حاوي دترجنت ها، نفت، روغن و فلزات سنگين باشند.

 4- معمولا آلوده به ميکروارگانيسمها هستند.

 5- مقدار آمونياک، فنل و نيترات اين آبها ممکن است زياد باشد.

 6- اگر آبهاي سطحي از آبهاي کشاورزي ناشي شوند، معمولا داراي نيترات و فسفات قابل توجهي هستند، بويژه در مناطقي که از کودهاي شيميايي استفاده مي شود.

  ج- ويژگي آبهاي شور:

 1- مقدار املاح اين آبها بسيار زياد و معمولا بيشتر از ppm 1000 مي باشد.

 2- غلظت يون کلر و سديم اين آبها بسيار زياد و معمولا بيش از ppm 500 است. پيش تصفیه آب ورودي به سيستم مي تواند عمر غشاء را طولاني تر ساخته،کيفيت آب توليدي را بهبود بخشد و هزينه هاي نگهداري و پاکسازي سيستم را کاهش دهد. اهميت شرايط آب ورودي زماني آشکار مي شود که شما کارکرد غشاء با جريان متقابل را مورد آزمايش قرار دهيد. به زبان ساده، سيستمهاي فيلتراسيون جريان متقابل، جريان درون ريز را به دو جريان برون ريز يعني Permeate و Concentrate تقسيم و جداسازي مي کند. Permeate آن قسمت از جريان است که از غشاء نيمه تراوا عبور مي کند. جريان Concentrate  (تلغيظ شده ) دربرگيرنده آن اجزايي است که توسط غشاء پس زده شده است. اساسي ترين مزيت فيلتراسيون جريان متقابل، قابليت آن براي کارکرد پيوسته و مداوم با سيستم پاکسازي خودبه خود است.

اساس كار اسمز معكوس:

 اگر يك غشا نيمه تراوا بين دو محلول با غلظتهاي متفاوت قرار گيرد، مقداري از حلال از يك طرف غشا به طرف ديگر منتقل مي شود. جهت طبيعي حركت حلال به گونه اي است كه محلول غليظ تر رقيق مي شود، سپس آب خالص از غشا عبور كرده و وارد آب شور مي شود. اگر به سيستم اجازه رسيدن به تعادل داده شود، در ان صورت سطح اب نمك آن ( محلول غليظ تر ) از سطح آب خالص بالاتر خواهد رفت. اين اختلاف سطح را در دو طرف غشا فشار اسمزي مي گويند. در اسمز معكوس، آب خام ( تصفيه شده ) توسط پمپ به داخل محفظه اي كه داراي غشا نيمه تراوا مي باشد، رانده مي شود و چون ناخالصي ها قادر به عبور از غشا نيستند از اينرو در يك طرف غشا، آب تقريبا خالص و در طرف ديگر ان آب تغليظ شده از ناخالصي ها وجود خواهد داشت اين فرآيند براي تهيه اب اشاميدني از ابهايي كه حاوي املاح معدني زيلد و ناخالصي هاي آلي مي باشند، بسيار مناسب بوده و حتي قادر است از آب دريا با ( ppm 5000 TDS ) و نيز از ابهاي شور، آب آشاميدني تهيه كند. روش اسمز معکوس قادر به جداسازي مواد غير آلي حل شده، مواد آلي حل شده، آلاينده هاي ميکروبيولوژيکي از قبيل اندوتوکسين ها، ويروس ها، باکتري ها و ذرات مي باشد. به دليل اين طيف وسيع جداسازي روش اسمز معکوس يک فرآيند مهم در زمينه تيمارهاي آب است. اين روش به هايپرفيلتراسين ( Hyper filtration ) نيز معروف مي باشد، بدين ترتيب که با استفاده از اين روش ذراتي به کوچکي يونها را نيز مي توان جدا کرد. جهت زدودن نمکها و ساير ناخالصي هاي آب و بهبود رنگ، طعم و مزه مي توان از اين روش بهره گرفت. لازم به ذکر است که بيش از يک قن است که اين تکنولوژي شناخته شده است ولي تا شصت سال اخير يعني تا زماني که غشاء هاي خاص توسعه نيافته بودند، اين تکنولوژي گسترش چنداني پيدا نکرده بود. تکنولوژي اسمز معکوس به وفور در صنايع غذايي، توليد آب ميوه ها، صنايع برق، قدرت، ميکروالکترونيک، داروسازي و غيره مورد استفاده قرار مي گيرد. همچنين اين تکنولوؤي در دفع باکتري ها، پيروژن ها و آلودگي هاي آلي بسيارموثر است. همانگونه که ذکر شد روش اسمز معکوس به عنوان Hyper filtration نيز ناميده مي شود که دقيق ترين و ريز ترين سيستم فيلتراسيون شناخته شده مي باشد. اين تکنولوژي از انتقال ذراتي به کوچکي يونهاي منفرد حل شده در محلول نيز جلوگيري مي کند.سيستم اسمز معکوس قادر به جداسازي باکتريها، نمکها، قندها،پروتئين ها، ذرات، رنگ ها و ساير موادي است که داراي وزن مولکولي بيش از 250-150 دالتون باشند، لازم به ذکر است که جداسازي يون ها با اسمز معکوس به کمک ذرات باردار انجام مي شود. اين مطلب بدين معني است که يونهاي حل شده که داراي بار مي باشند مانند نمک ها، احتمال آن که توسط غشاء پس زده شوند نسبت به آنهايي که داراي بار نمي باشند مانند مواد آلي بسيار بيشتر است. به علت آن که سيستم اسمز معکوس در مقايسه با ساير روشها در درجه حرارت پايين تر و با انرژي مقرون به صرفه اي کار مي کند،کاربرد هاي فراواني مانند نمک زدايي، تيمار پسابها، بازيافت املاح معدني، تغليظ آب پنير و ساير محصولات غذايي و مهمتر از همه در خالص سازي آب دارد. در سالهاي اخير سيستم اسمز معکوس به ميزان فراوان در فرآوري آب مورد نياز جهت دياليز در بيمارستانها و جهت کارخانجات توليدي دارويي و بهداشتي مورد استفاده قرار گرفته است. علاوه بر اين، روش اسمز معکوس قادر به توليد آبي خالص جهت استفاده در تزريق( EFI )( Water For Injection ) و براي آماده سازي محلولهاي پراگوارشي و پراروده اي است.

 محاسن سيستم RO 

•   سيستم پيوسته و مداوم ( Continues ) 24 ساعت در شبانه روز

•   قابليت دريافت ورودي با) TDS کل مواد جامد محلول) بالا ( Total Dissolved Solid ) 

•   ميزان بازدهي بالا در کل سيستم

 •   نرخ بالاي بازيافت آبهاي آلوده تا 98% منابع ورودي بر اساس ميزلن املاح و ناخالصي هاي موجود

 •   مصرف انرژي پايين

 •   نياز به حداقل شستشو

•   جلوگيري از عبور سليکا تا 90%

•   سادگي فرآيند  تنها فاکتور پيچيده, کنترل آب ورودي به سيستم جهت به حداقل رساندن احتياجات مداوم جهت پاکسازي غشاء ها مي باشد.

•   ظرفيتهاي توليد متعدد

 •   پايين بودن هزينه نگهداري سيستم

•   عدم بکار گرفتن مواد زيان بخش براي انسان در اين سيستم

•   مصرف پايين انرژي در سيستم

 •   استفاده از حداقل مواد شيميايي در سيستم اسمز معکوس

 •   از بين بردن تمامي آلاينده ها از قبيل آلاينده هاي آلي، غير آلي و ميکروبي

 •   امکان استفاده از منابع نامتناهي و قابل اطمينان يعني آب درياها در اين سيستم

 •   عدم تحميل هر گونه آثار منفي به محيط زيست

•   پايين بودن هزينه نصب و راه اندازي سيستم

•   قابليت جداسازي آلاينده هايي که به آب رنگ، مزه و بوي نامطلوبي مي دهند از قبيل طعم هاي قليايي و نمکي که بوسيله کلريدها و سولفات ها ايجاد مي گردند.

•   قابليت جداسازي پاتوژن فوق العاده خطرناک به نام Cryptosponolium که باعث ايجاد بيماري مهلک و خطرناک ميشود.

•   توليد خالص تري آب که آب توليدي توسط اين سيستم مورد تاييد NASA قرار گرفته و کاملا با استانداردهاي جهاني مطابقت دارد. خاصيت بسيار عالي حلاليت آن، متابوليسم را در بدن بهبود مي بخشد و اين امر باعث مي شود که ايمني بدن در مقابل عفونت ها افزايش يافته و باعث دفع سموم و ويروس ها گردد. لازم به ذکر استکه نوشيدن آب حاصل از سيستم اسمز معکوس به مدت طولاني به بهبود کارکرد سيستم هاي بدن و سلامتي کمک شاياني مي کند.

 •  قابليت جداسازي سمي تري عناصر و مواد مضر براي سلامتي انسان از قبيل کادميوم، سرب، سيانيد، ارسنيک و فنل توسط اين سيستم

كاربرد ازن در تصفيه آب آشاميدني

 

كاربرد ازن در تصفيه آب آشاميدني

يكي از اساسي ترين اهداف تصفيه آب گند زدائي يا ضد عفوني نمودن آب جهت مناسب نمودن براي شرب مي باشد. تاكنون براي گند زد ائي آب روشهاي مختلفي ارائه گرديده است كه مهمترين آنها كلرزني ، ازن زني و استفاده از دي اكسيد كلر ، برم ، يد ونيز اشعهUV  مي باشد.عمومي ترين روش گند زدائي در جهان كلر زني مي باشد كه از دلايل عمده استفاده از آن مي توان موثر بودن در غلظت پائين ، ارزان و در دسترس بودن ونيز داشتن باقيمانده در آب پس از عمل گند زدائي را نام برد. با توجه به تشكيل تركيبات آلي كلرينه و ساير تركيبات تري هالومتان در اثر گند زدايي با كلر كه عوارض نامطلوبي را براي مصرف كنندگان به همراه دارد استفاده از گند زدا هاي جديد روز به روز ابعاد وسيع تري مي يابد.ازن از جمله تركيباتي است كه با توجه به خواص ويژه خود ، نزديك به يك قرن است كه بعنوان گند زدا در آب آشاميدني توسط كشورهاي اروپايي مورد استفاده قرار گرفته است . اولين كار برد ازن در سال 1893 در كشور هلند و براي تصفيه خانه اي كه از آب رودخانه راين تغذيه مي نمود صورت پذيرفت . امروزه بيش از يك هزار تصفيه خانه آب از ازن بعنوان بخشي از تصفيه شيميائي استفاده مي كنند كه اغلب آنها در كشورهاي غربي بويژه فرانسه ، سوئيس و كانادا قرا دارند  بزرگترين تاسيسات گند زدائي با ازن در مناطق پاريس و مونترال بكار گرفته شده است .

خواص فيزيكي وشيميائي ازن

ازن يكي از اشكال آلوتروپي اكسيژن بوده و گازي آبي رنگ با بوي تند وناپايدار مي باشد . اين تركيب يك اكسيد كننده قوي بوده و بسيار قوي تر از اسيد هيپوكلرو ( ماده موثر گند زدايي كلر در آب )  مي باشد. حلاليت ازن در آب 12 مرتبه كمتر از حلاليت كلر بوده و محلول آبي آن نيز ناپايدار مي باشد.با توجه به ناپايداري گاز ازن ، بايد در محل مصرف و نيز زمان مصرف توليد شود و نمي توان آنرا مثل كلر ذخيره نمود. با توجه به حوادث زيادي كه در خصوص تركيدن سيستم هاي ذخيره و نگهداري كلر بوقوع پيوسته است اين محدوديت لزوماً جزء معايب استفاده از گاز ازن محسوب نمي شود. 

خصوصيات بيوشيميائي ازن

 نقش ازن در تصفيه آب و پساب بعنوان يك عامل اكسيد كننده و يك تركيب ميكروب كش حائز اهميت بوده و در محيط آبي خصوصيات مشابهي با كلر دارد . از اينرو اين دو ماده بعنوان رقيب يكديگر و در مواردي مكمل يكديگر مطرح مي باشند. ازن داراي دو خاصيت بسيار مهم در ارتباط با محيط اطراف خود مي باشد

 قدرت گند زدائي بالا

خصوصيات ميكروب كشي ازن بيانگر پتانسيل بالاي اكسيد اسيون آن مي باشد. تحقيقات نشان مي دهد كه گند زدائي توسط ازن حاصل اثر مستقيم آن برباكتريها و تجزيه ديواره سلولي باكتريها مي باشد . كه از اين نظر با مكانيسم عمل كلر در فرايند گند زدائي متفاوت است.   با توجه به قدرت بالاي گند زدائي ازن در مقايسه با كلر (25 برابر ) و ساير گندزداها ، زمان كمتري جهت تكميل فرايند گند زدائي نياز مي باشد. بررسي ها همچنين بيانگر توانائي بيشتر ازن در از بين بردن ويروسها در مقايسه با كلر مي باشد.

2 - ازن به عنوان يك اكسيد كننده قوي

 ازن مصارف زيادي در تصفيه آب آشاميدني از قبيل كنترل طعم و بو كنترل رنگ و حذف آهن و منگنز علاوه بر گند زدائي دارد . قدرت اين اكسيد كننده در شفاف سازي منابع آب با كيفيت پائين مانند آبهاي بازيافتي مهم مي باشد. ازن مواد معدني زائد را بطور كامل اكسيد نموده و موجب ته نشيني و حذف آنها مي گردد. اهميت عمده ازن در قابليت شكستن تركيبات آلي همراه با آهن و منگنز مي باشد.ازن در برطرف نمودن تركيبات آلي مولد رنگ ، قوي و موثر نشان مي دهد بطوريكه بعنوان يك عامل جلا دهنده خوب براي فاضلاب و حذف كننده رنگ در آب شرب كا ربردهاي فراواني يافته است . ازن همچنين قادر است تركيبات فنوليك و ديگر تركيبات مولد طعم را در آب شرب از بين ببرد.  تحقيقات نشان داده است كه ازن مي تواند آفت كشهاي مالاتيون و پاراتيون را كه تركيباتي سرطان زا و خطرناك هستند به اسيد فسفريك ( بي خطر) تبديل نمايد.اخيراً در خصوص استفاده از ازن به منظور كنترل و حذف كدورت و مواد آلي در مقررات EPA  رهنمود هايي ارائه گرديده است .

محصولات جانبي حاصل از گند زدائي با ازن

 در غياب يون برميد در آب ، محصولات جانبي حاصل از ازن زني شامل اسيد هايي با وزن ملكولي كم و غير هالوژن دار ، آلدهيدها، كتون ها و الكل ها مي باشند كه اين تركيبات اغلب توسط ميكرو ارگانيسم هاي موجود در آب قابل تجزيه بيولوژيكي مي باشند و معمولاً براي مصرف كنندگان بي خطر هستند . پيش ازن زني باعث تغيير شكل مواد آلي موجود در آب خام مي گردد ازن ، مواد آلي داراي زنجيره طولاني و با تعداد ملكول زياد را به مواد غير قابل تجزيه بيولوژيكي و نيز برخي تركيبات كوچكتر قابل تجزيه تبديل مي نمايد. اين امر بطور همزمان موجب افزايش اكسيژن محلول آب مي گردد و شرايط براي رشد باكتريها ي هوازي مهيا مي شود. در صورت استفاده از فيلترهاي كربن فعال گرانولي (GAC ) در بخش فيلتر اسيون ، مواد آلي بر روي منافذ و سطح كربن فعال گرانولي جذب مي شوند و لذا فيلتر بعنوان منبع تغذيه و رشد باكتريها ايفاي نقش مي نمايد . در اين صورت آبي كه از چنين فيلتر هايي عبور مي نمايد مواد آلي را در سطح فيلتر باقي گذاشته و از رشد باكتريها درآب پس از فيلتر جلوگيري بعمل مي آورد.

تجربيات تعدادي از كشورها در استفاده از ازن

1-      كشورآمريكا

در سال 1940 نخستين واحد ازن زني به منظور از بين بردن طعم و بوي حاصل از مواد فنلي در آمريكا تاسيس گرديد . البته همواره از كلر زني نيز بصورت توامان استفاده مي گرديد تا در سيستم توزيع مقدار باقيمانده پايدار از گندزداها وجود داشته باشد.تحقيقات نشان داده كه استفاده از ازن قبل از كلرزني باعث كاهش توليد تري هالومتانها در حد كمتر از 1 ميكروگرم در ليتر مي باشد. با توجه به بالاتر بودن كيفيت آب منابع در دسترس در آمريكا نسبت به منابع آبي اغلب كشورهاي غربي ، استفاده از ازن در ايالات متحده كمتر مورد توجه قرار گرفته است لكن با افزايش آلودگي آبهاي سطحي و زير زميني در دهه 90 قوانين جديدي در راستاي بهبود كيفيت آب وضع شده كه از جمله آنها رويكرد بيشتر به استفاده از ازن در جهت افزايش كيفيت و قابليت اعتماد به آب شرب مصرفي مي باشد . از اين رو تعداد تصفيه خانه هاي داراي تاسيسات ازن زني دراين كشور بين سالهاي 90تا 94 از 20 به 60 عدد افزايش يافته است.

2-      كشوركانادا

اولين تاسيسات ازن زني در كانادا در سال 1956 نصب و راه اندازي شد. در اين كشور از ازن بعنوان گندازدا و نيز حذف كننده طعم و بو و كنترل كدورت استفاده گرديده است هرچند جهت حفظ مقادير باقيمانده گندزدا در شبكه سيستم كلر زني نيز بصورت همزمان بكار گرفته شده است . عمده كاربرد ازن در كانادا در حذف مشكلات طعم و بوهاي فصلي جهت كمك به امر گند زدايي بوده است.

3-      كشورفرانسه

در سال 1992 حدود700 تصفيه خانه در فرانسه با استفاده از سيستم ازن زني مشغول بكار بوده اند كه آب تمامي اين تصفيه خانه ها از آبهاي سطحي تامين مي شده است . هدف اصلي براي استفاده از ازن كنترل طعم  بو ، تخريب فنل ، حذف مواد آلي و غير فعال سازي ويروسها و از بين بردن باكتريها مي باشد . در تعدادي از تصفيه خانه ها از ازن براي حذف رنگ و آهن و منگنز استفاده مي شود و در اكثر تصفيه خانه ها گزارش شده كه ازن باعث افزايش راندمان حذف كدورت گرديده است.

4- كشورسوئيس

 در سوئيس 150تصفيه خانه بزرگ و كوچك از ازن زني براي از بين بردن باكتريها و ويروسها ، حذف طعم و بو ومواد آلي استفاده مي نمايند.

5-كشوراستراليا

در استراليا نيز تعداد 42 تصفيه خانه با سيستم ازن زني فعاليت دارند كه تعدادي بعنوان گند زداي مكمل كلر و تعدادي نيز بعنوان حذف كننده رنگ و مواد آلي بكار گرفته شده اند.

هزينه ها

هزينه هاي مربوط به خريد و نصب تاسيسات ازن زني با توجه به ميزان ازن مورد نياز و دبي تصفيه خانه متفاوت است ولي بطور متوسط هزينه اي بالغ بر 500 تا 600 هزار دلار براي آن پيش بيني مي گردد.انرژي متوسط مورد نياز جهت توليد هر كيلو گرم ازن ، 15تا20 كيلو وات ساعت خواهد بود . اين در حاليست كه براي انجام مناسب گند زدائي با ازن ، دوز تعيين شده mg/lit 5/1-1  مي باشد تخمين زده مي شود كه در صورت تزريق mg/lit 1 ازن ، به ازاي هر يك هزار متر مكعب آب تصفيه شده يك دلار صرف گردد.

مزايای استفاده  از پيش ازن زني در مقايسه با كلر :

1- كاهش مقادير رنگ ،طعم و بو به ميزان قابل توجه

2- افزايش راندامان فيلتر اسيون  ( حدود 50 در صد )

3-افزايش راندمان گند زدائي

4-كاهش زمان مورد نياز براي تشكيل فلوك و لخته سازي

5-كاهش مواد شيميائي مورد نياز براي فرايند انعقاد

6-كاهش تركيبات تري هالومتان  به ميزان قابل توجه ونيز ديگر تركيبات آلي كلر دار

7-كاهش لجن حاصل از بك واش فيلتر

نتيجه گيري

 به سختي مي توان تمام كاربردهاي ازن در آب آشاميدني را در اين مبحث كوتاه ارائه نمود . مهمترين موضوعي كه لازم است بخاطر داشته باشيم اينست كه با بكار گيري ازن در تصفيه آب آشاميدني مي توان بسياري از مشكلاتي كه توسط ديگر گند زداها و اكسيد كننده ها قابل رفع نيستند را برطرف نمود كه از جمله مي توان از اكسيد اسيون آلاينده هاي ميكرو ، تثبيت بيولوژيكي آب و ضد عفوني نام برد.درست مثل هر اكسيد كننده ديگر ، با بكار گيري ازن در تصفيه آب نيز فراورده هاي جانبي حاصل مي شود كه برخي از آنها از نقطه نظر بهداشتي قابل توجه هستند. افزايش دانش و تجربيات محققين در 25 سال گذشته در خصوص كاربرد ازن منجر به كاهش مخاطرات و نگرانيها مربوط به استفاده از آن به كمترين حد ممكن گرديده است.

نواع زباله هاي بيمارستاني و روشهاي مختلف دفع آنها

به نام خدا
انواع زباله هاي بيمارستاني و روشهاي مختلف دفع آنها

زايدات مراكز درماني و بهداشتي ، كه بيشتر در بيمارستانها ،آزمايشگاهها و درمانگاهها توليد مي شوند، به علت
آلوده بودن و همچنين زيانهاي ناشي از عدم مديريت بهداشتي ، باعث ازدياد و اشاعه انواع بيماريهاي خطرناك و مسري
شده و تهديدي جدي براي سلامت انسان و محيط زيست م يباشد .
در اين تحقيق روش هاي مختلف دفع اين زايدات بيمارستاني در ايران و همچنين در كشورهاي جامعه اروپا مشخص
مي شود كه براي اين كار ابتدا مواد زايد جامد بيمارستاني ، تعريف شده و تركيب آنها مشخص م يشود و روش هاي
تصفيه ، گندزدائي و دفع بهداشتي اين مواد توضيح داده مي شود . امروزه براي دفع نهايي مواد زائد بهداشتي فقط از دو
روش زباله سوزي و دفن بهداشتي استفاده مي شود . اين دو روش سالهاست كه مورد استفاده قرار گرفته است .
تكنيكهاي تصفيه مقدماتي به دليل مشكلات زيست محيطي زباله سوزي و دفن در زمين اخيراً به بازار عرضه شده اند.
در پايان نيز به بعضي از موارد مديريتي دفع اين زايدات بهداشتي اشاره شده است .
كلمات كليدي
دفن بهداشتي ، دستگاه زباله سوز ، مواد زايد عفوني ، بازيافت
مقدمه
يكي از منابع توليد مواد زايدشهري بيمارستانها ،درمانگاهها ، مطب پزشكان ، كلينيكها، مراكز تحقيقاتي پزشكي ،
داروخانه ها وخانه سالمندان است . مواد زايد توليد شده در اين مكانها را مواد زايد جامد بهداشتي  درماني گويند .
بيمارستانها و مراكز درماني مهمترين مراكز توليد زباله هاي بيمارستاني هستند به همين جهت روي زباله هاي
بيمارستاني تاكيد بيشتري م يشود .
مديريت مواد زائد بهداشتي درماني شامل توليد ،ذخيره و محل جمع آوري ، حمل ونقل ،پردازش و دفع، مي باشد
. جلوگيري از توليد مواد زائد و مراقبتهاي بعد از دفع و تصفيه مقدماتي ، از ويژگيهاي مديريت مواد زائد بهداشتي درماني
است كه به دليل مخاطره آميز بودن اين مواد ، در اين سيستم هاي مديريتي مورد تاكيد قرار گرفته است [ عمراني ،
[ قاسمعلي ، 1369
موارد مهم مديريتي در اين سيستم ها عبارتند از:
-1 جلوگيري از توليد مواد و كاهش در مبدأ
-2 جدا سازي مواد در مبدأ وجلوگيري از عفوني و مخاطره آميز شدن تمامي زائدات
-3 تصفيه مقدماتي مواد مخاطره آميز به منظور كاهش ويا حذف پتانسيل خطر زايي
-4 ذخيره
-5 بسته بندي و الصاق بر چسب بر روي بسته ها
-6 نگهداري و نظافت
-7 جابجايي
-8 حمل و نقل
-9 در صورت امكان بازيافت و يا استفاده مجدد و ساير اعمال مربوطه
-10 دفع
-11 كدهاي موجود مثل ضوابط و دستور العملها
امروزه براي دفع نهايي مواد بهداشتي درماني فقط از دو روش زباله سوزي و دفن بهداشتي استفاده مي شود اين
دو روش سالهاست كه مورد استفاده قرار گرفته است . تكنيكهاي تصفيه مقدماتي به دليل مشكلات زيست محيطي زباله
[ سوزي و دفن در زمين اخيراًبه بازار عرضه شده اند [ عبدلي ، محمدعلي ، 1372
1. تعريف مواد زايد جامد بيمارستاني
دربيمارستانها، طيف وسيعي از زباله، توليد مي شود . زباله هاي حاصل از قسمتهاي اداري و زباله هاي آشپزخانه از
نوع مواد زايد خانگي است . در حالي كه زباله هاي ناشي از اطاق عمل ، كاملاً عفوني بوده و جزء مواد زايد خطرناك به
حساب مي آيند . در تمامي بيمارستانها زباله هاي خانگي توليد مي شود . اجزايي مانند كاغذ ، مقوا ، كارتن ،مواد
پلاستيكي، پسماندهاي آشپزخانه ،قوطيهاي كمپوت و كنسرو ،ميوه و گل در زباله بيمارستان ها وجود دارد . اين مواد در
صورتي كه با مواد خطرناك و عفوني مخلوط نشود ، بي خطره بوده و مي توان آنها را همانند مواد زايد خانگي ، جمع
گويند . « مواد زايد مشابه مواد زايد خانگي » آوري و حمل و دفع نمود ، به اين مواد
علاوه بر مواد فوق ، مواد زايد خطرناك هم در بيمارستان ها ، توليد مي شود . نوع اين مواد به نوع فعاليت بيمارستان
بستگي دارد مثلاً زباله توليدي در بيمارستان عمومي با بخشهاي مختلف با زباله توليدي در بيمارستان هاي رواني و يا
« مواد زايد ويژه بيمارستاني » ، بيمارستان زنان و زايمان فرق خواهد داشت . به اين نوع مواد زايد توليدي خطرناك
گويند . هنوز در دنيا الگوي ثابتي جهت تقسيم بندي مواد زايد بيمارستاني وجود ندارد .
2. تركيب مواد زايد جامد بيمارستاني
در كشورهاي مختلف طبقه بندي هاي متفاوتي نسبت به مواد زايد جامد بيمارستاني به عمل آمده است . اين
تقسيم بنديها بر اساس يكي از سه روش زير است :
-1 تقسيم بندي بر اساس روش دفع
-2 تقسيم بندي بر اساس درجه احتمال خطر
-3 تقسيم بندي بر اساس منبع توليد .
مثلاً درفرانسه بر اساس منبع توليد ،مواد زايد بيمارستاني بصورت زير تقسيم شده است :
1 مواد زايد ويژه بيمارستاني
2 مواد زايد آشپزخانه و مواد زايد شبيه مواد زايد خانگي
[ 3  ساير مواد زايد [عمراني ، قاسمعلي ، 1369
3. اثرات مواد زايد بيمارستاني
مواد زايد بيمارستاني بر اساس احتمال خطري كه ايجاد م يكنند به صورت زير طبقه بندي م يگردد :
الف) مواد زايد شبيه مواد خانگي
ب ) مواد زايد ويژه بيمارستاني كه به دو گروه زير تقسيم بندي م يگردد :
1 مواد زايد از نوع مواد خانگي
2 مواد زايد مسئله ساز (مخاطره آميز )
تنها مواد زايد مخصوص بيمارستاني هستند كه احتمال خطرزايي آنان بيش از مواد زايد معمولي مي باشد . به همين
جهت تعيين مواد در بيمارستان در مقايسه با مواد زايد خانگي و يا مواد زايد مخصوص بيمارستاني ،بسيار مهم است ،
براي مثال ،در آمريكا فرض بر اين است آه ٢ تا ٤ درصد از مواد زايد بيمارستاني ،مسئله ساز هستند . در آلمان
[ اين رقم بين ٥ تا ٥٠ درصد از وزن آل مواد زايد بيمارستاني مي باشد .[ عبدلي ، محمدعلی ، ١٣٧٢
4. وضعيت كنوني دفع زباله هاي بيمارستاني شهر تهران
مواد زايد و جامد بيمارستاني تهران توسط وانت نيسان و تعدادي كشنده غلطان كه با علامت و رنگ مخصوص
مراكز درماني متمايز شده اند جمع آوري وحمل مي شود . توسط سازمان بازيافت و تبديل مواد تهران تناژ روزانه
بيمارستانها در مراكز زباله قبل از دفن بهداشتي توزين و به تفكيك مناطق محاسبه و معين م يگردد .
بيمارستانها موظف شده اند كه حتماً از يك كيسه زباله براي نگهداري موقت زباله استفاده نمايند در غير اين
صورت از تحويل و حمل زباله ها توسط عوامل شهرداريها (خدمات موتوري تهران ) خودداري م يشود . تا حد نسبتاً
خوبي ،جايگاههاي موقت زباله در بيمارستانهاي تهران بهداشتي شده و جداي سازي و بازيافت* آن كمتر صورت مي گيرد.
زباله ها مستقيماً از بيمارستان به مركز دفن (كهريزك) منتقل مي شود . بايد اذعان نمود كه بسياري از مواد
بهداشتي و ايمني در بيمارستانها از توليد تا دفع آن در بيمارستانها و همچنين جمع آوري و دفن آن توسط شهرداريها
دچار نواقص و نارسائي متعددي مي باشد .
اكثريت بيمارستانهاي تهران ، زبال ههاي مخاطره آميز خود را درون مخازن فايبر گلاس 1 با ابعاد مختلف نگهداري
مي نمايند . بافت وضعيت ساختماني و امكانات تجهيزات موجود و تعداد نيروي انساني خدماتي هر بيمارستان نقش مهم و
تعيين كنندهاي در رابطه با سيستم جمع آوري زباله دارد .
متأسفانه تعدادي از بيمارستانها ، توسط دست به جمع آوري زباله پرداختند كه اين عمل داراي عوامل خطرناك
بوده ، بخصوص زباله هايي كه حاوي سر سوزن آلوده و ديگر اجسام نوك تيز بوده و كارگر خدماتي از وجود آن اطلاع
چنداني نداشته و منجر به حوادث بيشماري در بيمارستانها مي شود . به نظر مي رسد هر چه تعداد جابجائي و انتقال
زباله هاي مخاطره آميز در بيمارستانها كمتر صورت گيرد خطرات ناشي از آنها كمتر خواهد بود. از طرفي با استفاده از
زباله دانهاي مناسب و لزوم جداسازي زبال هها ، بخش ها ، بصورتي كه حتما اين زبال هها داراي درب و كيسه و از نوع
مرغوب بوده و علامت مخاطره آميز بودن آن بر روي كيسه زباله دان قيد شود و همچنين رنگ كيسه ها با هم متفاوت
باشند ضروري مي باشد . اين امر باعث مي شود كه حساسيت آلوده كنندگي و خطرات ناشي از تماس با زباله هاي
مخاطره آميز ، براي پرسنل درگير با آن آشكار شود و مضافاً اينكه اغلب كارگران خدماتي فاقد دستكش و وسايل
ايمني در بيمارستانها مي باشند .
نگهداري نا مناسب و غير بهداشتي زباله در جايگاه ها كه اغلب در بيمارستانهاي مورد بازديد بصورت اتاقك
مي باشد باعث حضور و افزايش حشرات و جوندگان و ناقلين ديگر شده و همچنين شرايط نامناسب جغرافيايي (محل)
بعضي از اين جايگ اهها (بصورت متروكه ) و استفاده نامناسب از سموم و گندزداي يها ، كمك فراواني در ازدياد اين
موجودات مي نمايد . همانطوري كه قبلاً گفته شد تعداد زيادي از بيمارستانهاي تهران داراي مخازن نگهداري زبال ه كه
توسط شهرداري تجهيز شده م يباشند . اين مخازن بيشتر ، مخازن غلطان 6 متر مكعبي بوده و محل مناسبي براي
نگهداري بهداشتي زباله م يباشد . اين مخازن داراي دريچه هاي مخصوصي براي ريختن زباله درون مخازن مي باشد .
دريچه ها بصورت عمودي و افقي باز و بسته مي شوند . يك دستگاه كشنده غلطان قادر خواهد بود زباله چندين بيمارستان
[ را براحتي و ظرف مدت كوتاهي جمع آوري و حمل بهداشتي نمايد .[ عبدلي ، محمد علي ، 1372
در خصوص سوزاندن زباله هاي بيمارستاني در تهران ، در حال حاضر تعداد محدودي از بيمارستانها داراي
دستگاههاي زباله سوز فعال ونيمه فعال م يباشند و اكثريت دستگاههاي زباله سوز فعلي بيمارستاني تهران نواقص
بيشماري دارا مي باشند كه شامل :
1 اشكال در سيستم فيلترهاي آنها
2 مدت زمان محدود كار كوره زباله سوزها
3 عدم وجود امكانات و تجهيزات و لوازم يدكي دستگاه زباله سوزها
4 وضعيت نامناسب دود كش كوره زباله سوزها
5 سيستم خشك سوز بعضي از زباله سوزها
6 عدم توجه به روش و شيوه دفع مناسب خاكستر بدست آمده از احتراق زبال هها
يكي ديگر از مشكلات سوزاندن زباله ، عدم وجود افراد آموزش ديده و متخصص در بيمارستانها و همچنين
نداشتن آيين نامه و اساس استاندارد خاص براي مجوز دستگاههاي زباله سوز م يباشد .
جمع آوري ، حمل و نقل و نهايتاً دفع زائدات توليدي با توجه به وسعت شهر تهران (حدود 650 كيلومتر مربع)
جمعيت آن (بالغ بر 10 ميليون نفر) در حال حاضر در بعد خدمات شهري به صورت يكي از معضلات شهري مطرح بوده
1 1. Fiber - glass
و نيازمند تشكيلات سازماندهي خاص جهت فائق شدن به اين مشكل در شكلي كاملاً اقتصادي ، اجتماعي و نهايتاً زيست
محيطي مي باشد .
ميزان زباله توليدي تهران همراه با رود افزايش جمعيت و توسعه خدمات شهري هر ساله ازدياد قابل ملاحظ ه اي
را نشان مي دهد . حجم و وزن زباله در محلات و مناطق مختلف تهران و نيز در روزهاي هفته و ماههاي سال متفاوت
[ مي باشد. [ منوري ، مسعود ، 1372
5 . طبقه بندي مواد زايد بيمارستاني
طبقه بندي و جدا سازي زباله هاي بيمارستاني به دلايل زير الزامي است:
 از بعد بهداشتي و زيست محيطي براي تأمين سلامت شاغلين ،بيماران ،همراهان ،ملاقات كنندگان ،عدم تداخل مواد
،كنترل بهينه جمع آوري ،دفع وتصفيه .
 از بعد اقتصادي و تكنيكي شامل در آمدهاي حاصل از فروش موادي كه مي توانند باز يافت شوند ، صرفه جويي در حمل
ونقل و مواد ضد عفوني كننده ، انضباط شغلي ، سهولت بارگيري و دفع .
متدوال بوده است در هشت گروه به WHO عمده ترين طبقه بندي مواد زايد بيمارستاني كه تا به حال بر اساس نظريه 2
[ شرح زير خلاصه م يشود [عمراني ، قاسمعلي ، 1359
1. مواد زايد معمولي .5
اين زايدات شبيه زبال ههاي خانگي بوده و بيشتر مربوط به قسمتهاي اداري بيمارستان هستند . از نظر حمل ونقل
، مشكل خاصي ندارند و جزء مواد زايد خطرناك محسوب نم يشوند .
2. مواد زايد پاتولوژيك 3 .5
اين زايدات شامل باف تها و قسمتهاي اعضاء مختلف بدن مي باشند كه در عمل نمونه برداري يا كالبد شكافي و
جراحي ايجاد مي گردند . اين زايدات بطور بالقوه اي امكان ايجاد بيماري داشته و عامل بيماريزا در آنها بسيار زياد است .
3. مواد زايد راديو اكتيو 4 .5
اين زايدات شامل زايدات جامد ، مايع و گازي آلوده به مواد راديو اكتيو هستند .
كاربرد مواد راديو اكتيو در عكسبرداريها و پرتودرمانيها معمول است .
[ جدول 2 : تعداد از راديو اكتيوهاي مورد استفاده در بيمارستانها و مراكز بهداشتي درماني [فتحي، شهروز ، 1379
نام ماده راديو اكتيو نوع پرتو نيمه عمر كاربرد
3 ذره بتا 123 سال تحقيقات H
14 ذره بتا 5730 سال تحقيقات C
14 سال درمان / 32 ذره بتا 3 P
27 روز در محيط آزمايشگاه / 51 اشعه گاما 8 Cr
57 ذره بتا 270 روز در محيط آزمايشگاه Co
45 روز در محيط آزمايشگاه / 59 ذره بتا 6 Fe
2 1.World Health Organization
3 2. Pathological Wastes
4 3. Radio active wastes
4. مواد زايد شيميايي .5
اين زايدات شامل اَشكال مختلفي از مواد زايد شيميايي بوده كه بطور مثال از آزمايشگاه ها و فعالي تهايي نظير
نظافت و ضد عفوني حاصل م يشوند . اين زايدات ممكن است خطرناك باشند . طبق موازين بين المللي ، خصوصيات
سمي بودن ،خورندگي ، قابل اشتعال بودن واكنش دهندگي ، سرطانزايي باعث طبقه بندي مواد زايد شيميايي در زمره
مواد زايد خطرناك مي گردند . مواد شيميايي غير خطرناك ، موادي هستند كه خصوصيات فوق را نداشته باشند . مثل
قندها ، آمينو اسيدها و بعضي از نمكهاي معدني و آلي .
5. مواد زايد عفوني .5
طبق تعريف مواد زايد عفوني ، زايداتي هستند كه قادرند حداقل يك بيماري عفوني را منتقل سازند بدليل اينكه
روش قابل قبول براي عفوني بودن اين گونه زايدات در دست نيست ، مراكز قانوني اينگونه مواد را بر حسب اينكه از
كجا و با چه محتوياتي توليد مي شوند ، شناسايي و تعريف م يكنند . بر اين اساس حداقل 3 درصد و حداكثر 90 درصد
زايدات بيمارستاني را مواد زايد عفوني تشكيل مي دهند .
مواد زايد عفوني ، حداقل شامل مواد زايد آزمايشگاهي ، نظير محيطهاي كشت WHO و EPA طبق طبقه بندي 5
و مواد زايد بخشهاي جراحي و كالبد شكافي و بخشهاي ايزوله مي باشند كه بيماران عفوني در آن بستري مي گردند . مواد
زايدي كه از بخش هاي همودياليز بيماران بدست مي آيد (مثل فيلترها ولوله ها، حول ههاي يكبار مصرف ، روپوش ها ، پيش
بندها و دستكش ها و...) و نيز مواد زايد حيوانات تلقيح شده در زمره اين گروه زايدات قرار دارند .
[ مواد زايد عفوني در 12 نوع مشخص طبقه بندي شده اند [كريم زادگان ، 1375 Liber man طبق نظريه
Liber man الف) طبقه بندي مواد زايد عفوني طبق نظريه
1  مواد زايد بخشهاي ايزوله :
بيماران اين بخش به دليل داشتن بيماري عفوني قابل انتقال ، از ساير بيماران مجزا شده اند .بديهي است از نظر
مراقبت هاي لازم در دفع زباله هاي خونين و مايعات بدن بيماران بستري در بيمارستان ها B انتقال ويروس ايدز و هپاتيت
و بخش هاي ايزوله ضرورت كامل دارد .
2  مواد زايد محيطهاي كشت و ديگر عوامل عفوني :
اين مواد از آزمايشگاههاي تشخيص طبي ،آزمايشگاههاي پاتولوژي و ميكروب شناسي وتحقيقاتي توليد م يشوند
كه شامل كشت هاي تهيه شده از نمونه هاي اخذ شده از بيماران است نمونه هاي نگهداري شده براي تحقيق و زايدات
فرآورده هاي معين دارويي ، قسمت ديگري از اين مواد زايد عفوني قلمداد م يگردند .
3  فرآورده هاي خوني :
اينگونه زايدات توسط بانكهاي خون ، آزمايشگاههاي تشخيص طبي ، مراكز دياليز و شركتهاي دارويي توليد مي
شوند اين مواد به طور بالقوه عفوني بوده و امكان وجود عوامل بيماري زا در آنها بسيار زياد است . اين مواد ممكن است
علاوه بر ويروس ايدز و هپاتيت ، ساير بيماريهاي قابل انتقال بوسيله خون نظير مالاريا سرخجه مادرزادي و... را منتقل
نمايند .
4  مواد زايد ناشي از اعمال جراحي و كالبد شكافي :
51. Environmental Protection Agency
مواد زايدي كه در جريان عمل جراحي و كالبد شكافي بدست م يآيد همراه با عوامل بيماري زا به عنوان مواد زايد
عفوني تلقي مي گردند . از ديدگاه مراقبت هاي جهاني تمام مواد زايدي كه در تماس با خون و جريان خون هستند را بايد
به عنوان مواد زايد عفوني تلقي كرد .
5  مواد زايد آلوده آزمايشگاهي :
اين دسته از مواد زايد ، ظروف كشت و وسايلي كه براي تهيه محيط كشت و انتقال آنها بكار مي رود را شامل
مي گردند . بديهي است پارچه هايي كه در تماس با محيط هاي كشت هستند نيز آلوده م يباشند . در هر صورت مواد زايد
آزمايشگاهي شامل تمام مواد زايدي هستند كه در تماس با عوامل بيماري زا بوده و ممكن است حاوي كش تها و نمونه
هاي آزمايشگاهي آلوده باشند .
6  وسايل آلوده نوك تيز و برنده :
مثل سوزن ها و سرنگ ها ، شيشه هاي شكسته ، چاقوهاي جراحي و نظاير آنها .
7  مواد زايد بخش دياليز :
اين مواد زايداتي هستند كه در اثر تماس با خون بيماران همو دياليز بوجود آمده و شامل وسايل و ابزار موادي
هستند كه به علت مصرف در اين بخش ايجاد م يگردند .
8  مواد زايد آلوده بخش نگهداري حيوانات :
اين مواد شامل لاشه و قسمتهاي مختلف آلوده حيواناتي است كه جهت انجام آزمايشهاي مختلف تحقيقاتي در
معرض عوامل بيماري زا قرار م يگيرند .
9  مواد زايد بيولوژيكي ودارويي :
اين زايدات شامل واكس نها و ساير مواد زايدي هستند كه در جريان توليد فرآورد ههاي بيولوژيكي شركتهاي
دارويي توليد مي شوند . اين مواد به علت عدم استاندارد بودن يا گذشت تاريخ مصرف و خروج از رده به بازار ، دور ريخته
مي شوند . بيمارستانها و مراكز تحقيقاتي ، بيولوژكي ، كلينيكها ، داروخانه ها و... منبع اصلي مواد زايد بيولوژيكي مخاطره
آميز مي باشند . از جمله خصوصيات مهم مواد زايد بيولوژيكي ، قدرت آلوده سازي ، عفونت زايي وايجاد مسموميت براي
موجودات زنده مي باشد . مواد زايدي كه در اين گروه قرار م يگيرند عبارتند از :بافتهاي بدخيم حاصل از جراحي ، مواد
آلوده مثل سوزنها ، باند ها و... مواد زايد بيولوژيكي به عنوان محصول فرعي حاصل از فرآيندهاي بيولوژيكي يك كارخانه
نيز مي تواند باشد .
-10 مواد زايد غذايي وساير فرآوردههاي آلوده :
اين مواد زايد شامل مواد غذايي آلوده (پس مانده غذايي بيماران عفوني ) ، داروها و مواد بهداشتي كه آلوده وغير
قابل مصرف تشخيص داده شد هاند ،مي باشند .
-11 لوازم وابزار آلوده :
وسايلي كه در آزمايشگاههاي پزشكي و ميكروبيولوژي و تحقيقاتي كه با عوامل عفوني در تماس بوده و در توليد و
آزمايش فرآورده هاي دارويي، آلوده م يگردند در اين گروه قرار مي گيرند . اگر قرار است اين وسايل ضد عفوني گرديده و
مجدداً مورد استفاده قرار گيرند ، دقت لازم در خصوص رفع آلودگي از آنها ضروري است .
12  زباله هاي پاتولوژيك :
نسوج ، اعضاء و قسمتهايي از بدن انسان كه در عمل بيوپسي ، اتوپسي و اتاقهاي عمل جراحي برداشته م يشوند
، اصطلاحاً زباله هاي بيولوژيك خوانده مي شوند . اين زباله ها به دليل امكان وجود عوامل بيمار يزاي بالقوه ، ايجاد بيماري
مي كنند .
طبقه بندي هاي مختلفي را CDC و مركز كنترل بيماري هاي 6 EPA كتابچه هاي راهنماي منتشر شده توسط
براي مواد زايد عفوني پيشنهاد كرده است .
پيشنهاد شده است به قرار زير مي باشد. CDC ب) طبقه بندي هاي مواد زايد عفوني كه توسط
1  مواد زايد آزمايشگاهي ميكروبيولوژي .
2  مواد زايد پاتولوژيك .
3  نمونه هاي خون و فرآوردهاي خوني .
4  مواد تيز و برنده .
[ 5  مواد زايد بخشهاي ايزوله .[ فتحي ، شهروز ، 1379
به قرار زير است EPA ج) طبقه بندي مواد زايد عفوني كه توسط
1 مواد زايد بخشهاي ايزوله .
2  كشت هاي ميكروبي و مواد بيولوژيكي مربوطه
3 خون و فرآورده هاي خوني .
4 مواد زايد پاتولوژيك .
5  مواد تيز آلوده .
6  لاشه حيوانات ،اعضاء بدن و ملافه هاي آلوده .
7  مواد زايد حاصل از جراحي و كالبد شكافي .
8  زايدات آزمايشگاهي آلوده.
9  زايدات واحد دياليز
10  مواد تيز استفاده نشده
زباله هاي عفوني از منابع متعددي توليد مي شوند به طوركلي 90  3 درصد زباله هاي بيمارستاني مي توانند عفوني باشند .
بر اساس تحقيات بعمل آمده در ساير كشورها مشخص شده است كه معمولاً 10  15 درصد از زباله هاي بيمارستاني را
[ زباله هاي عفوني تشكيل مي دهند . [كريم زادگان ، حسن ، 1375
6. در تقسيم بندي ديگر ،مواد زايد ويژه بيمارستاني شامل 6 گروه زير هستند
الف) مواد زايد آناتوميك ،شامل مواد زايد اطاق عمل ،مواد زايد اطاق زايمان ،اعضاء و اندامهاي قطع شده ، جنين
مرده و جفت و مواد آناتوميك ناشي از جراحيهاي سطحي است .
ب) مواد زياد بيولوژيكي حاصل از تمام بخشها شامل :
1 پارچه هاي آغشته به الكل و اتر و خون
2 اجسام يكبار مصرف فلزي ،نظير سرنگ،سوزنهاي تزريق زير جلدي ،تيغ ههاي چاقوي جراحي، اجسام پلاستيكي مثل
ظروف ادرار، لوله هاي پلاستيكي، بطريهاي پلاستيكي ، سرنگ و ماسك و دستكش
3 بسته بندي مثل ظروف شيشه اي سرم خون ،بطريهاي شيشه داروها، انواع آمپولها، كارتون كاغذ و جعبه هاي دارو .
ج) مواد زايد ويژه مثل : فيلترهاي دياليز كليه ، گچ شكسته بندي و قالب گيري .
د) مواد زايد بخش راديولوژي ، آزمايشگاههاي شيميائي و باكتريولوژي شامل :
1 نمك هاي نقره ،فيلمهاي اشعه ايكس ،ظاهر كننده فيلم 2-اجساد حيوانات آزميشگاهي 3-ابزار مربوط به تجزيه كه
ممكن است شيشه اي ويا پلاستيكي باشند ،پيپت و لوله هاي آزمايشگاهي .
ه) مواد زايد راديو اكتيو
6 1. The Center for disease control
و) مواد زايد دارويي شامل :
[ 1 داروهايي كه تاريخ صرفشان گذشته 2-مواد زايد ناشي از بسته بندي داروها.[درياباري ، سيد محمد صادق ، 1379
جدول 1: انواع زباله هاي توليدي در بخش هاي مختلف واحدهاي پژوهش براساس طبقه بندي سازمان جهاني
[ بهداشت[كريم زادگان ، حسن ، 1375
انواع زباله
نام بخش معمولي راديو اكتيو شيميايي پاتولوژيك عفوني نوك تيز و برنده دارويي ظروف تحت فشار
الف)منطقه كلينيكي
X X X X X درمانگاه
X X X داروخانه
واكسيناسيون و طب
X X X X پيشگيري
X پذيرش
X X X X X X X اورژانس
X بايگاني مدارك پزشكي
ب) منطقه پاراكلينيكي
X X X X X راديو لوژي
X X X X X پزشكي هسته اي وراديو ترابي
X فيزيوپاتولوژي
X X X X آزمايشگاه تشخيص طبي
X X X بانك خون
X X X X بخش پاتولوژي
X X X X X مرگ و اتوپسي
ج) منطقه باليني و درماني
X X X X X X بخشهاي بستري
X X X X X X بخش اعمل جراحي
X X X X X X بخش زايمان
X X بخش فيزيوتراپي
X X X X X همودياليز
د) منطقه اداري
X بخش مديريت
X رختكن پرسنل
X وروديهاي ساختمان
ه)
منطقه پشتيباني و خدمات
X X رختشوي خانه
انواع زباله
نام بخش معمولي راديو اكتيو شيميايي پاتولوژيك عفوني نوك تيز و برنده دارويي ظروف تحت فشار
X X استريليزاسيون مركزي
X آشپزخانه
6. مواد زايد آشپزخانه و مواد زايد شبيه مواد خانگي
الف) مواد زايد آشپزخانه
ب) مواد زايد شبيه مواد خانگي شامل:
1 مواد زايدي كه در بخشها توسط بيماران ويا ملاقات كنندگان توليد مي شود مثل روزنامه، كاغذ، گل و سيگار .
2 مواد زايد ناشي از نظافت
3 كيسه هاي كاغذي وپلاستيكي
7. ساير مواد زايد
الف) مواد زايد بخش اداري مثل پروند ههاي باطله و كاغذهاي باطله .
ب) دستگاههاي پزشكي اسقاطي .
ج) مواد زايد حجيم مثل مبلمان و تشكلهاي غيرقابل استفاده
د) مواد زايد باغباني .
درانگلستان مواد بر اساس تركيبي از درجه احتمال خطر و روش دفع ، تقسيم بندي شده است .
در آلمان مواد زايد بيمارستاني را براساس روش دفع تقسيم بندي كرد هاند.
در دانمارك مواد زايد بيمارستاني به دو گروه تقسيم شده است :
1 مواد زايد ويژه بيمارستاني
2 مواد زايد شبيه به مواد زايد خانگي
در ايران هيچ گونه كوششي برا ي طبقه بندي مواد زايد بيمارستاني انجام نگرفته است . به نظر مي رسد كه تقسيم بندي
مواد زايد بيمارستاني ايران به دو گروه مواد زايد ويژه بيمارستاني و مواد زايد شبيه به مواد زايد خانگي تقسيم بندي
[ مناسبي مي باشد [عمراني ، قاسمعلي ، 1369
8. كميت مواد زايد جامد بيمارستاني
توليد اولين عنصر موظف در مديريت مواد زايد جامدات آگاهي از كميت مواد زايد توليدي در بيمارستانها و
سايرمراكز بهداشتي درماني يكي از مهمترين اصول در طراحي يك سيستم مديريت* است . علاوه بر فاكتورهاي مؤثر در
امر توليد مواد زايد شهري ،فاكتورهاي ذيل در حجم مواد زايد توليدي در بيمارستانها مؤثر است :
1 وسعت بيمارستان : هر چه بيمارستان بزرگتر باشد و از وسايل و تجهيزات مجهزتري براي درمان استفاده كند،
مواد زايد توليدي به ازاي هر تخت افزايش پيدا م يكند .
2 استفاده از وسايل يكبار مصرف : حجم مواد زايد توليدي در بيمارستان را افزايش مي دهد .مصرف وسايل يكبار
مصرف به دلايل زير در آينده افزايش پيدا مي كند :
الف) رعايت بهداشت واستريل بودن
ب ) سهولت
ج ) تأثير رواني ،زيرا مريض احساس مي كند به او توجه خاص مي شود .
د) اقتصادي بودن در كوتاه مدت .
البته دلايلي عليه مصرف وسايل يكبار مصرف وجود دارد . مثلاً سيستم هاي استرليزه كردن (مثل اتوكلاو) از لحاظ
اقتصادي بودن فروش بيشتري دارد زيرا مصرف بيش از حد وسايل يكبار مصرف در طولاني مدت گرانتر است . افزايش
استفاده از وسايل يكبار مصرف مشكل ازدياد حجم مواد زايد بيمارستاني را به همراه دارد در صورتي كه اينگونه مواد كه
معمولاً از جنس پلاستيكي هستند سوزانده شوند گازهاي سمي وخطرناك توليد م يكنند اگر زباله سوز ،قديمي و كهنه
باشد ،مقدار گازهاي سمي بيشتر خواهد بود . در بيمارستانهاي خصوصي ،مصرف مواد يكبار مصرف زياد است ،در حالي
كه در بيمارستانهاي عمومي وغيرانتفاعي كمتر است .
بيمارستانهاي بزرگتر به دلايل زير مواد زايد بيشتري توليد م يكنند:
1 با افزايش وسعت بيمارستان ،وظايف گوناگون و بخشهاي متنوع در بيمارستان ايجاد مي شود
2 بيمارستانهاي بزرگ مجهز به آزمايشگاه و داروخانه و ساير سرويس هاي جنبي است .
البته فاكتورهاي ديگري در توليد زباله در بيمارستان موثر هستند .مثلاً در بيمارستانهاي آموزشي در مقايسه با ساير
بيمارستانها ، مواد زايد بيشتري توليد مي شود .
كيفيت ارائه خدمات در بيمارستان و رعايت موازين بهداشتي ،در ميزان توليد زباله به ازاي هر تخت مؤثر است. ولي اين
فاكتورها اصولاً در فاكتورهاي وسعت بيمارستان و استفاده از وسايل يكبار مصرف مستتر است [ عمراني ، قاسمعلي
[1369،
9. انواع روشهاي تصفيه ، گندزدائي و دفع بهداشتي مواد زائد جامد بيمارستاني
1. از نقطه نظر دفع بهداشتي مي توان تقسيم بندي زير را ارائه داد .9
الف) مواد زايد غير مساله ساز بيمارستاني مناسب براي دفع به طرق مختلف : اين مواد از نظر مقدار ، تركيب و مبدأ نظير
مواد زايد خانگي هستند .
ب) مواد زايد مسأله ساز بيمارستاني (مواد زايد بيماريزا ) : روش دفع بايد ايمني كامل داشته و براي محيط زيست
بي زيان باشد :
1  مواد زايد مرطوب بويژه بيمارستاني( اعضاي قطع شد ، قسمت هايي از اعضاء بدن ، خون وخلط ) و حيوانات
آزمايشگاهي .
2  مواد زايد خشك مخصوص بيمارستاني شامل مواد زايد خشك بخشهاي بانك خون ، جراحي ، واحدهاي دياليز ،
زايمان ،بخشهاي ايزوله (مثلاً عفوني) ،ميكروبيولوژي ،ويروس شناسي و واحد مراقبت هاي ويژه .
3  تمام اجسامي كه در ارتباط مستقيم با خون بيمار باشند وجزء مواد زايد به شمار بيايند .
ج) مواد زايد بيمارستاني با مشكلات خاص خود كه نياز به دفع ويژه دارند مثل:
1  مواد زايد آشپزخانه با مقادير زياد
2  مواد زايد دارويي با مقادير زياد
3  مواد زايد راديو اكتيو
مواد زايد مخصوص بخش هاي جراحي پاتولوژي ،اتوپسي ،از قبيل اعضاي قطع شده و موارد ديگر كه موجب
زشتي منظره ظاهري مواد زايد شده و بايد مديريت خاصي در جهت حفظ زيبا سازي محيط در جمع آوري و دفع
[ آنها در نظر گرفته شود.[درياباري ، سيدمحمدصادق ، 1379
2. تصيفه و دفع مواد زائد جامد بيمارستاني .9
توجه به دفع مناسب اينگونه مواد از جمله اقدامات مهم بهداشتي B با گسترش بيماريهايي از قبيل ايدز و هپاتيت
محسوب مي شود . به منظور جلوگيري از انتشار عوامل باكتريهايي ، ويروسي و انگلي و ساير عوامل بيماريزا در محيط
زيست زباله هاي عفوني بيمارستاني قبل از خروج از بيمارستان و دفع نهايي بايد تصفيه* و گندزايي شوند . سوزاندن زباله
از طريق زباله سوزها خود نوعي گندزدايي خشك محسوب مي شود .
3.روشهاي گند زدايي .9
1. گند زدايي شيمياي مواد زايد جامد بيمارستاني .3 .9
يكي از گزينه هاي مورد نظر در گندزدايي اجسام بخصوص در كشورهاي در حال توسعه ، گندزدايي شيميايي
مي باشد كه با در نظر گرفتن ميزان غلظت مناسب و زمان تماس مورد نياز ،م يتوان از انواع مواد گندزدا استفاده نمود
جهت اعمال گندزدايي موثرتر بايد ابتدا مواد زائد را خرد ويا آسياب نمود . از مزاياي اين عمل غير قابل استفاده بودن
موادي مثل سرنگهاي يكبار مصرف حتي پس از گندزدايي مي باشد . به علاوه خرد كردن مواد سبب كاهش حجم آنها و
بازدهي بيشتر عمل گندزدايي مي شود . البته هميشه گندزدايي از طريق مواد شيميايي قابل اعتماد نيست زيرا ممكن
است عوامل پاتوژن در مقابل ماده شيمياي انتخاب شده مقاوم بوده و در نتيجه عوامل بيماريزا كاملاً منهدم نشوند.
2. گند زدايي مواد زائد جامد بيمارستاني از طريق اتو كلاو .3 .9
اتوكلاو دستگاهي است كه در درجه حرارت حدود 160 درجه سانتيگراد و فشار بالا و از طريق ايجاد بخار قادر به
گندزدايي مي باشد . روش اتوكلاو معمولاً براي مواد زائدي كه داراي چگالي پايين هستند مناسبتر است زيرا مواد به
آساني تحت نفوذ اين بخار قرار نم يگيرند و بايد زمان گندزدايي را طولاني كرد به همين جهت روش اتوكلاو براي مواد
زائد پاتولوژي توصيه نم يشود و بهتر است اين مواد از طريق اشعه تصفيه گردد. معمولاً جهت بكارگيري و نگهداري
دستگاه اتوكلاو و نياز به يك اپراتور ماهر و متخصص م يباشد تا بتوان از اين فرآيند بطور گسترده اي در استريل نمودن
لوازم جراحي و وسايل و لوازم باكتريولوژيكي استفاده نمود . بر حسب ميزان مواد زائد م يتوان از اندازه هاي گوناگون
اتوكلاو استفاده كرد . بعضي از انواع آن داراي دستگاه تراكم مي باشند در نتيجه حجم مواد زائد پس از گندزدايي از طريق
فشردن تا 60 درصد كاهش مي يابد . يكي از مزاياي عمل اتوكلاو ،عدم ايجاد آلودگي مي باشد .
3. گندزدايي از طريق پرتودهي .3 .9
مي باشد . عمل گندزدايي از اين طريق بسيار مؤثر و δ ويا اشعه x يكي از روشهاي گندزدايي بكارگيري اشعه
داراي بازدهي بالا مي باشد . البته اگر مواد زائد قبل از گندزدايي خرد و يا آسياب شوند در بهبود عمل گندزدايي موثر
است گندزدايي از طريق پرتودهي فرآيندي است كه حداقل آلودگي و مزاحمت را ايجاد مي كند البته بايد خاطر نشان
ساخت كه پرتودهي در مقايسه با روشهاي گندزدايي شيميايي وحرارتي گرانتر م يباشد .
4. سوزاندن .3 .9
سوزندان مواد روش قديمي است كه علاوه بر اينكه تا 95 درصد حجم مواد زائد را كاهش مي دهد عمل گندزدايي
مواد زائد مانند مواد پاتولوژي و مواد نوك تيز را انجام مي دهد . امروزه اكثر كشورهاي دنيا جهت انهدام مواد زائد
بيمارستاني به خصوص مواد زائد عفوني از پروسه سوزاندن از طريق دستگاههاي زباله سوز استفاده مي كنند در آمريكا
حدود دو سوم بيمارستانها زباله سوز كه اكثر آنها غير متمركز بوده و در داخل بيمارستان مستقر هستند مثلاً شهر
نيويورك داراي بيش از 60 زباله سوز بيمارستاني است . نظارت و كنترل آلاينده هاي ناشي از زباله سوزهاي غير متمركز
بسيار مشكل مي باشد . به همين جهت بعضي از كشورهاي اروپايي مثل كشور سوئيس و آلمان جهت سوزاندن مواد زائد
بيمارستاني از زباله سوزهاي متمركز كه داراي سيستم مجهز و پيشرفته كنترل آلودگي هوا مي باشد استفاده مي نمايند .
البته يكي از معايب سيستم متمركز اين است كه زباله ها بايد به خارج از بيمارستان و به مركز زباله سوزي حمل شوند كه
اگر نكات بهداشتي در مورد بسته بندي ، جمع آوري و حمل ونقل اينگونه مواد رعايت نگردد خطر پراكند گي آلودگي
مواد زائد خطرناك عفوني سلامت جامعه را تهديد م يكند .
در سوئيس و آلمان طبق قوانين موجود زبال ههاي عفوني ، پاتولوژيك و انواع مواد نوك تيز و برنده مثل سوزنها و
اسكارپلها بطور جداگانه در كيس ههاي دو جداره بسيار محكم پلاستيكي بسته بندي م يشوند بطوري كه درب كيسه ها
پس از بسته شدن به آساني باز نمي گردند و علامت خطر كه هشدار دهنده مي باشد بر روي ظروف حاوي اينگونه مواد
زائد خطرناك قرار دارد . مواد زائد خطرناك در مركز زباله سوزي توسط نقال ههايي به كوره زباله سوز هدايت و تخليه
مي گردند در كشورهاي در حال توسعه تقريباً 57 تا 92 درصد از زباله سوزها داراي نقص فني بوده و در نتيجه در اكثر
بيمارستانها از اين زباله سوزها عملاً استفاده نم يشود و در صورت استفاده در اكثر موارد توليدي آلودگي هوا مي كنند زيرا
علاوه بر نقص فني دستگاه ، افرادي كه حمل و نقل و تخليه زبال هها را به درون زباله سوز به عهده دارند هيچگونه
اطلاعاتي در مورد انواع زباله هاي بيمارستاني و طرز كار زباله سوزها ندارند . در اغلب موارد كليه زباله ها به طور مخلوط و
بدون جدا سازي وارد كوره زباله سوز مي شوند . در صورتي كه اگر مواد زائد بي خطر مانند مواد آشپزخانه و مواد زائد
بخش اداري و ساير مواد ب يخطر در زمان توليد يعني در مبدأ از ساير انواع مواد خطرناك بيمارستاني جدا شده و بطور
جداگانه بسته بندي گردند ، حجم مواد ورودي به زباله سوز كاهش يافته و مواد معمولي با مواد خطرناك مخلوط
نمي گردند بنابراين بهتر است انواع مواد خطرناك مانند مواد نوك تيز و برنده ، بافتهاي پاتولوژي ، كيسه هاي خون ، مواد
زائد بخش عفوني ، باقيمانده داروها و غيره در كيسه هاي بزرگ مخصوص و بطور جداگانه بسته بندي و جم عآوري
[ مي شوند . [مجلسي ، منيره، 1376
10 . سوزاندن زباله و ساختمان يك دستگاه زباله سوز كوچك
زباله سوز روش پر خرج و گراني است كه نياز به نظارت و كنترل دقيق متخصصين و كاركرد ماهرانه كارگران
اموزش ديده دارد تا بطور مستمر بتواند سه فاكتور مهم و مؤثر در احتراق كامل ، يعني حرارت ، اكسيژن و زمان تلاطم
مواد زائد را تحت نظارت و كنترل داشته باشد . در زباله سوزي بايد پتانسيل ايجاد خطر در نتيجه توليد موادي مانند
اسيد كلريدريك ،اسيد فلوئوريك ،دي اكسيد گوگرد ، منو اكسيد كربن ، اكسيدهاي نيتروژن و ذرات ، ارزيابي و سنجيده
شود زباله سوزها زماني حداكثر كارايي و بازدهي را دارا مي باشند كه اولا ظرفيت بالا داشته باشند و ثالثاً مواد زائد مورد
نظر داراي ارزش حرارتي مناسب باشند يعني سوختن مواد به اندازه كافي حرارت ايجاد كرده و داراي احتراق كامل باشد
بطوري كه ابتدا رطوبت مواد موجود در مواد زائد بخار شده و درجه حرارت براي سوزاندن كامل مواد بدون نياز به سوخت
كمكي كافي باشد .
در كشورهاي صنعتي انواع مختلف زباله سوز براي سوزاندن مواد زائد بيمارستاني وجود دارد كه مناسب ترين نوع
مي باشد . دستگاه طوري ساخته شده كه كه گردش كوره ايجاد تلاطم در ماده زائد م يكند « كوره گردان » آن از نوع
اين دستگاه معمولاً داراي كوره ثانويه احتراق م يباشد كه با كمك سوخت اضافي ، موجب احتراق كامل شده و بو و دود
را به حداقل ميزان خود مي رساند درجه حرارت در كوره ثانويه حدود اً به 1000 درجه سانتي گراد م يرسد . [عبدلي ،
[ محمدعلي ، 1372
دود و گاز ناشي از سوخت مواد ، قبل از ورود به اتمسفر بايد توسط دستگاههاي كنترل آلودگي هوا مثل
شوينده ها (اسكرابرها) و سيلكونها تصفيه شوند . در درجات بالاي حرارت كه در كوره ايجاد مي شوند حتي سوزنها نيز
متلاشي مي شوند روش زباله سوزي در صورتي جهت انهدام مواد زائد بيمارستاني روش مناسبي است كه در كاربرد
موازين بهداشت ها در نظر گرفته شود .
ساختمان يك دستگاه كوچك زباله سوز عموماً از سه قسمت اصلي به شرح زير تشكيل شده است :
الف ) قسمت تغذيه كوره :
كار اين قسمت از دستگاه ،انتقال زباله به داخل كوره زباله سوز است كه مي تواند به روشهاي مختلف ساخته شده و مورد
استفاده قرار گيرد . انتقال و تخليه زباله به داخل كوره به وسيله نوار اتوماتيكي و يا تخليه مستقيم با كمك نيروي انساني
امكان پذير است .
ب ) كوره ابتدايي :
در اين كوره زباله به وسيله دود و حرارت گرم داخلي محيط ،قسمت اعظم رطوبت خود را از دست داده و در قسمت
انتهايي آماده سوختن مي گردد . فضاي مورد نياز در اين محفظه بايستي بر اساس زمان توقف ، ميزان زباله و درصد
رطوبت آن محاسبه شود تا زباله پس از خشك شدن كاملاً سوزانده شود . در قسمت تحتاني هر دستگاه زباله سوز
مخزني جهت جمع آوري خاكستر حاصل از زبال ههاي سوخته شده تعبيه م يگردد كه اين مخزن با روشهاي مختلف بر
حسب نياز قابل تخليه مي باشد .
ج ) كوره ثانويه :
در اين محفظه گازهاي سوخته و نسوخته كاملاً با هوا مخلوط شده و با درجه حرارات بسيار زياد به صورت احتراق كامل
در مي آيد . هوادهي كوره هاي ابتدايي و ثانوي و نيز ايجاد سوخت كامل با كمك مواد سوخت اضافي همچون نفت سياه
و غيره و به وسيله موتورهاي ويژه احتراق انجام م يگيرد . در كوره هاي بزرگ فضاي مخصوصي بين كوره و دود كش
ايجاد مي گردد تا ذرات قابل رسوب در آن رسوب نموده و از دهانه دود كش خارج نشود .
د ) دودكش :
عمل دود كش خارج نمودن گاز هاي سوخته شده از دستگاه بوده و بلندي آن برحسب نوع دستگاه زباله سوز ، محل
استقرار و ميزان گازهاي توليدي متفاوت است . رعايت ضوابط ويژه كنترل آلودگي هوا همچون تعيين محل استقرار
دستگاه و تجهيز دستگاههاي زباله سوز به فيلترهاي تصفيه هوا بايستي همواره مورد توجه قرار گيرد . اضافه م ينمايد ،
فضاي داخلي كليه محفظه هاي يك دستگاه زباله سوز همانگونه كه ذكر شد بايستي از مصالح دير گذر همچون آجر نسوز
[ و ديگر مواد مشابه عايق و پوشش شده باشد . [ درياباري ، سيدمحمد صادق ، 1379
11 . تصفيه مقدماتي و دفع نهايي مواد زائد بيمارستاني
1. روش هاي دفع نهايي مواد زائد عفوني بيمارستاني .11
هدف اصلي مديريت مواد زائد بيمارستاني ،كاهش حجم ماده زائد ، تصفيه و دفع م يباشد . در خصوص كاهش
حجم ماده زايد بايد اين كاهش در محل توليد كنترل و صورت گيرد .
روش هاي تصفيه و دفع نيز بايد به گون هاي انجام شود كه خطرات زيست محيطي اين مواد را به ميزان زيادي كاهش دهد.
[ [ اسدي ، محمود و همكاران ، 1374
روش هاي معمولي كه براي دفع نهايي مواد زايد بيمارستاني وجود دارد ، عبارتنداز :
1. دفن بهداشتي مواد زائد عفوني بيمارستاني .1 .11
تعريف : دفن بهداشتي زباله ، عمليات مهندسي خاصي است كه بر اساس آن زباله را چنان در دل خاك مدفون
مي كند كه لايه بندي و پوشش آنها هيچ زياني به محيط زيست ، انسان و ديگر موجودات زمين نرساند .
برخي از مواد خاص در مديريت صحيح جم عآوري و دفن زباله به شرح زير است :
الف ) مطالعه جامع در زمينه تمامي منابع توليد زباله
ب ) شناسايي مشكلات حمل و نقل و عمليات مربوط به دفن زباله هر منطقه با توجه به مناطق مسكوني مجاور
ج ) بررسي هزينه سرانه عمليات جمع آوري و مهندسي دفن زباله
د ) تهيه لوازم و امكانات اجرايي عمليات و نظارت كامل بر آن
ه ) بررسي انتخاب محل به صورت گسترده طبق قوانين مربوطه با توجه به احتراز از هزين ههاي گزاف
و ) ايجاد كوره هاي زباله سوز براي زباله هاي بيمارستاني و مراكز درماني، در نواحي نزديك به محل دفن
ز) سرمايه گذاري كمتر براي عمليات دفن و انتظار درآمدنه چندان زياد از اين گونه عمليات طرح ريزي كلي عمليات به
دنبال انتخاب محل و آماده سازي آن انجام مي شود ، سپس نقشه هايي كه مقياس آنها از 1:200 كمتر نباشد ، با خطوط
هم تراز به فاصله 60 سانتيمتر ترسيم م يگردد . ضمناً در ارائه نقشه زمين ، موقعيت ساختمانها ، املاك مجاور
،توپوگرافي ،جنس خاك ، سطوح آبهاي زيرزميني ، بادهاي غالب و زهكشيهاي مورد توجه خاصي قرار خواهد گرفت . [
[ عمراني ، قاسمعلي ، 1359
2. محل دفن .11
فاكتورهاي مهم در انتخاب محل دفن :
1  فاصله محل دفن : زباله از شهرمعمولاً 20 تا 30 كيلومتر بر آورد مي شود .
2 دسترسي به محل دفن: راههاي ارتباطي موجود بايستي نزديك شاهراهها باشد ، مسئله ترافيك ، ... .
3 فضاي دفن بهداشتي زباله ،بايد زمين مورد نياز دفن بهداشتي زباله بعلت تغيير جمعيت معمولاً براي يكدوره 20 تا
[ 40 ساله در نظر گرفته شود [عبدلي ، محمد علي ، 1372
3. روشهاي دفن بهداشتي زباله .11
در عميلات دفن بهداشتي زباله روشهايي وجود دارد كه معمولي ترين آنها عبارتند از :سطحي ، سراشيبي ،
ترانشه اي ، دره اي ، باتلاقي و ساحلي .
مزيت روش ترانشه اي اين است كه عمل تلنبار زباله در اين روش بيشتر قابل كنترل است ، ولي اين كار هميشه
در روش سطحي عملي نيست . روش سطحي براي زمينهاي مسطح مناسبتر است . در اينجا خاك پوششي مورد نياز از
محل ذخيره خاك كه قبلاً معين شده تأمين خواهد شد . به هر حال در تمامي روشها ، زباله بايد گسترده شده و سپس با
ضخامت تقريبي 2 متر و لايه 30 تا 45 سانتي متر با خاك پوشش داده شود بدين ترتيب ارتفاع لايه زباله پس از
فشردگي بالغ بر 60 سانتي متر خواهد شد . تسطيح و فشرده سازي زباله حتي المقدور با شيب 30 درصد انجام خواهد
[ گرفت .[عمراني ، قاسمعلي ، 1359
4. تصفيه مقدماتي مواد زائد بيمارستاني .11
تصفيه مقدماتي زائدات ، تكنيك هايي است كه در سالهاي اخير توسعه پيدا كرده اند و استفاده از اين روشها در
حال افزايش مي باشد . اين روش ها شامل موارد زير م يباشند :
1  ضدعفوني با تشعشات ميكروويو
2  استرليزاسيون با بخار
[ 3  ضد عفوني شيميايي [درياباري ، سيدمحمدصادق ، 1379
5. روشهاي دفع نهايي مواد زائد بهداشتي درماني در كشورهاي جامعه اروپا .11
اگر چه اكثر بيمارستانها معمولاً تأسيسات مستقلي براي دفع نهايي مواد زائد خود دارند ولي به نظر مي رسد كه
تمايل عمومي به سمت ايجاد سيستم هاي دفع مركز است. اين امر در اروپا بيشتر قابل لمس مي باشد. اين تغييرات ناشي
از افزايش آگاهيهاي مردم درباره دستگاههاي كوچك زباله سوز قديمي ، اغلب بدون تجهيزات كنترل آلودگي و سيستم
ضعيف تعمير و نگهداري است كه منبع خيلي از انتشارات زيان آور هستند . اين درك عمومي معمولا با قانون هم حمايت
و پشتيباني شده است. به طور كلي علل اين تغييرات را مي توان در مسائل زيست محيطي و اقتصادي ديد .
به هر حال در حال حاضر زباله سوزي هنوز متداول ترين روش دفع مواد زائد بهداشتي درماني است . امروز
تكنولوژي هاي مختلفي براي دفع نهايي مواد زائد بهداشتي درماني به بازار آمده است و آهسته آهسته جايگاه خود را در
اين صنعت بدست م يآورند . در انگلستان فقط يك واحد ضد عفوني ميكروويو تا امروز اجازه كار گرفته ، بلژيك و هلند
نيز هر كدام يك واحد مشغول به كار دارند . تعداد اين واحدها در آلمان و فرانسه به 7 عدد مي رسد . اگر چه زباله سوزي
هنوز مطلوبترين روش دفع است ولي تا زماني كه قيمت هاي دفع در روشهاي مختلف قابل مقايسه باشد ، روند تغييرات
ادامه پيدا خواهد كرد .
به نظر مي رسد كه فرانسه مسير مشابه آلمان را تعقيب كند . اخيراً فرانسه دو روش دفع جايگزين ايجاد كرده
است . به علاوه تعدادي ديگهاي بخار با سوخت زائدات نيز نصب شده اند . اين تكنولوژي بر اساس تبديل حرارتي در سه
فاز كار مي كند . در فاز اول احتراق در كوره دوار در فشار كاهش يافته انجام م يشود . در فاز دوم احتراق ثانويه در در
محيط اكسداسيون به روش استاتيك انجام مي شود . فاز سوم همان فاز جوش است . در مورد راندمان روشهاي جايگزين
دفع شك و ترديدهايي وجود دارد و در اين زمينه به تحقيقات بيشتري نياز مي باشد . دفن در زمين روش نهايي دفع مواد
زائد پيش تصفيه شده بهداشتي درماني و خاكستر و مواد باقيمانده زباله سوزها م يباشد . اخيراً بحث هايي در رابطه با
مقبوليت عمومي و توجهات بهداشتي اين روش در كشورهاي اروپايي در جريان است . روش دفن در زمين براي مواد زائد
بهداشتي درماني خام و بدون تصفيه قبلي در حال انقراض مي باشد . روش هاي دفع به ترتيب اهميت عبارتند از :
زباله سوزي ، احتراق و بازيافت انرژي ، تصفيه مقدماتي ، دفن در زمين ، استفاده مجدد ، بازيافت ، جلوگيري از
توليد . جدول 3 سهم روشهاي مختلف دفع را در حال حاضر و در سالهاي 2000 و 2010 در دفع مواد زائد بهداشتي
درماني در كشورهاي جامعه اروپا نشان مي دهد . همانگونه كه از اين جدول پيداست در سال 2010 ، روش احتراق و
بازيافت انرژي رايج ترين روش دفع زائدات بهداشتي درماني خواهد بود . براي رسيدن به اين هدف از هم اكنون زباله
سوزهاي كوچك و پراكنده بيمارستاني از 544 در سال 1984 به 218 عدد در سال 1995 رسيد . اين حركت همچنان
ادامه دارد و هنوز 10 زباله سوز بيمارستاني در آلمان در حال كار است .
زباله سوزي مواد زائد جامد شهري و بيمارستاني در كشور روسيه در چندين شهر وجود دارد . در حومه شهر
يك واحد زباله سوز بهره برداري م يشود . اين واحد موجب بروز خطرات بهداشتي در محيط گرديده و دود « كورسك »
مركزي خسارت وارد نموده است . يكي « چرنوزوم » ناشي از سوزاندن زبال هها به طور مشخصي به منطقه حفاظت شده
است كه در محل تلنبار زباله اين شهر انجام گرفته و آلودگي هوا « توگلياتي » ديگر از نمونه هاي سوزاندن زباله در شهر
را در سطح گسترد هاي پديد مي آورد . كارخانجات زباله سوز كه محل تلنبار زباله در حاشيه شهر مسكو را تشكيل
مي دادند داراي ظرفيت كافي براي پذيرفتن زائدات جامدشهري و بيمارستاني بودند در منطقه لينراد هم كارخانجات زباله
[ سوز در سال 1990 احداث گرديد. [ منوري، مسعود ، 1376
جدول 3 سهم روشهاي دفع مواد زائد بهداشتي درماني ( درصد ) در كشورهاي جامعه اروپا
[ [ درياباري ، سيدمحمد صادق ، 1379
2010 2000 روش سال 1993
10 30 37/ زباله سوزي 3
46/6 35/6 25/ احتراق و بازيافت انرژي 5
18/6 10 تصفيه 11
1/8 8/5 دفن در زمين 17
7 5 4/ استفاده مجدد 3
11 7/6 3/ بازيافت 3
5 3/3 1/ جلوگيري از توليد 6
12 . بحث ونتيجه گيري
آنچه كه در اين تحقيق و بررسي مشخص و معلوم است نزديك به 1 درصد كل زباله هاي روزانه تهران را ضايعات
خطرناك مراكز درماني تشكيل مي دهد كه با توجه به ميزان محدود اينگونه زباله ها از نظر كمي و اهميت ويژه آن از نظر
كيفي كه م يتواند موجب اشاعه انواع بيماريها و آلودگي شديد آبهاي سطحي و زيرزميني شود ، مسئولين ذيربط را
هشدار مي دهد ،با همكاري و مساعدت و با صرف هزين ههاي نه چندان زياد نسبت به رفع اين معضل عاجلانه اقدام
نمايند . مسلماً تبعات زيان بار چنين روندي كه عمدتاً نهايي بوده و تا كنون آمار وارقامي براي آن تهيه نگرديده و به نقد
و بررسي در نيامده است هيچ گاه قابل اغماض نيست . خصوصاً در مقايسه با هزينه هايي كه صرف دارو و درمان و سرويس
دهي هاي جنبي بهداشتي و درماني مي شود مي توان استنباط نمود كه عملكرد چنين اقدامي اساسي و بهداشتي علاوه بر
اجراي رسالت و وظايف وجداني و اخلاقي ، تا چه حدي از نظر اقتصادي مقرون به صرفه خواهد بود . جهت اندازه گيري و
آناليز تركيبات مختلف اين گونه مواد زائد و تعيين درصد چگالي ، حجم و رطوبت نسبي زباله مي توان با كسب اطلاعات
وتهيه آمار جامع در اين زمينه از آن در طراحي و برنامه ريزي مديريت صحيح سيستم جم عآوري و دفع بهداشتي
ضايعات عفوني استفاده نمود. براين اساس مي توان خط مشي كلي وسايل و تجهيزات مورد نياز ،نيروي انساني و
هزينه هاي مربوطه را برآورد نمود تا آنگاه بر اساس مديريتي آگاه وانگيزه مند نظارت مستمر و جامعي بر اين روند اعمال
گردد و در آنصورت تأثيرات مخرب و فرساينده بهداشتي شرايط كنوني را با مقطع بهبود مي توان برآورد نمود. بهترين و
مناسب ترين روش اين است كه زباله در اسرع وقت و بدون جابجايي مكرر از بخ شها جمع آوري و به محل تعيين شده
(جايگاه موقت) منتقل شود .
در هنگام جمع آوري و حمل زباله به جايگاه موقت زباله جهت جلوگيري از آلودگي بايد حتي الامكان فاصله
جايگاه زباله با بخش ها نزديك باشد . جهت جلوگيري از پراكندگي زباله هاي بيمارستاني در محيط زيست ، بايد جايگاه
زباله محصور بوده و همچنين سر پوشيده باشد . ضد عفوني و شستشوي جايگاه زباله هم داراي اهميت بهداشتي فراواني
است.
وجود مواد آلوده و عوامل بيماري زا در زباله هاي عفوني و همچنين آميخته شدن آن با زباله هاي شهري كه
حاوي پس مانده مواد غذايي است ، وجود رطوبت بالا و پناهگاه مناسب و شرايط زيستي مساعد را جهت تكثير و رشد
حشرات و جوندگان و همچنين حيوانات موذي بوجود م يآورد كه مبارزه با آنها به سختي امكان پذير م يسازد .
آناليز فيزيكي زباله تاثير مستقيمي در عمليات جمع آوري و نگهداري ماشين آلات و نيز امكان استفاده از مواد
جداسازي شده است . مثلاً انتخاب يك نوع دستگاه كوچك زباله سوز بيمارستاني بدون پي بردن به درصد مواد قابل
احتراق و تركيبات عناصر مشخص زباله ، جز صرف هزينه بي مورد و ايجاد اشكال در شبك ههاي جمع آوري و دفع زباله
نتيجه اي ندارد . عدم آگاهي نسبت به ميزان رطوبت يا در صد تركيب مواد تشكيل دهند صرفنظر از مشكلاتي كه در
عمليات دفع بوجود مي آورد حتي در شبكه جمع آوري ماشين آلات ويژه زباله مشكل ايجاد مي كند . مشكل شيرابه هاي
زباله هاي كشور ما در جايگاههاي دفع خورندگي آن در ماشين آلات حمل ونقل و نشت آنها در معابر عمومي را نبايد
بي تفاوت گذشت .
براي ارزشيابي و ارائه شيوه هاي حمل و نقل و دفع زباله ، شناسايي ميزان رطوبت و يا شيرآبه هاي آن مهم است .
همچنين بالا بودن ميزان رطوبت زائدات بيمارستاني ، زباله سوزهاي اكثر بيمارستانها را پس از مدتي دچار نقص فني
مي كند و آنگاه به جهت عدم كارايي لازم و كامل ، ايجاد دود وبوي ناشي از سوختن ناقص زباله ضمن آلودگي هوا ،
شكايت همسايگان و مسئولين بهداشتي را به دنبال خواهد داشت . لذا تعيين درصد رطوبت لازم است .
خذ Ĥ 13 . فهرست منابع وم
1 اسدي ، محمود و همكاران ، 1374 ، مديريت مواد زايد خطرناك ، انتشارات سازمان حفاظت محيط زيست
2 درياباري ،سيد محمد صادق ، 1379 ، بررسي وضعيت جمع آوري و دفع زباله هاي بيمارستاني شهر تهران ،
پايان نامه كارشناسي ارشد ، استاد راهنما :دكتر مسعود منوري ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم وتحقيقات اهواز
3  عمراني ،قاسمعلي ، 1359 ، مواد زايد جامد ، جلد اول انتشارات دانشگاه آزاد اسلامي
4  عمراني ،قاسمعلي ، 1374 ، مواد زايد جامد ، جلد دوم انتشارات علمي دانشگاه آزاد اسلامي
5  عمراني ، قاسمعلي ، 1369 ، مقاله مديريت جمع آوري و دفع زباله در شهرهاي مختلف ايران دانشگاه علوم
پزشكي تهران
6  عمراني ،قاسمعلي ، 1374 ، مقدمه اي بر مديريت زباله در بيمارستانها و مراكز بهداشتي ، انتشارات علمي
دانشكده بهداشت و مؤسسه تحقيقاتي بهداشتي
7  عبدلي ، محمد علي ، 1372 ، سيستم مديريت مواد زائد جامد شهري و روش هاي كنترل آن ،سازمان بازيافت
و تبديل مواد شهرداري تهران
8  عبدلي ،محمد علي و علوي مقدم ، 1372 سوزانندها و كاربرد آن در حذف مواد زائد ،مجموعه مقلات سمينار
بازيافت و تبديل مواد شهرداري تهران ، سازمان بازيافت و تبديل مواد
9  عبدلي ، محمد علي ، 1372 مجموعه مقلات برنامه ريزي اجرايي طرح جمع آوري ، حمل و دفع بهداشتي
مواد زائد جامد بيمارستاني ، شهرداري تهران ، سازمان باز يافت و تبديل مواد
10  فتحي ،شهروز ، 1379 ، مكانيابي و دفع بهداشتي ضايعات عفوني بيمارستاني شهر اراك ، پايان نامه
كارشناسي ارشد علوم محيط زيست ، استاد راهنما : دكتر قاسمعلي عمراني ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم
تحقيقات
11  كريم زادگان ،حسن ، 1375 ،بررسي و ضعيت جمع آوري و دفع زباله مراكز بهداشني و درماني شهرستاني
استان تهران ، پايان نامه كارشناسي ارشد ، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم وتحقيقات
12  منوري ، مسعود، 1376 ، دفع مواد زايد جامد شهري در روسيه ، فصلنامه علمي سازمان حفاظت محيط
زيست ، جلد نهم
13  مجلسي ، منيره ، 1376 ، بررسي مديريت مواد زائد جامد شهر تهران ، فصلنامه علمي سازمان حافظت
محيط زيست ، جلد نهم
14  منوري،مسعود، 1372 ،گزارش مقدماتي ارزيابي مزايا و معايب طرح جديد جمع آوري و دفع زباله شهر تهران ،
شهرداري تهران ،سازمان بازيافت و تبديل مواد
 

به کار گیری یو وی در گندزدایی آب شهری

 بكارگيري اشعه UV در استراتژي هاي گندزدايي آب شهر

 

بكارگيري پرتو فرابنفش در فرايند پالايش آب و تصفيه فاضلاب روشي شناخته شده براي جايگزيني مواد شيميايي گندزدا از قبيل كلر ميباشد. پرتو فرابنفش عمل ضد عفوني  را به طور موثر و بدون توليد تركيبات مشكل زاي جانبي ناشي از گندزداهاي شيميايي از قبيل كلر انجام ميدهد.

مناسب ترين زمان براي بازبيني استراتژي كلي فرايند گندزدايي در تصفيه خانه ها و شبكه توزيع آب شهري، زمان نوسازي تاسيسات موجود تصفيه آب آشاميدني و يا در خلال طراحي تاسيسات جديد مي باشد. گندزدايي مقدماتي و ثانويه شبكه توزيع آب‌‌،‌‌ هر دو بايستي در قالب يك استراتژي كلي گندزدايي گنجانده شوند. در اين مقاله مقايسه اي بين گندزداهاي شيميايي وUV  به عمل آمده و تاثيرات انتخاب هر يك تشريح گرديده است.

پردازش يك استراتژي موفق  گندزدايي نيازمند درك يكپارچه كليه عوامل زير است‌ :

     1.      هدف از گندزدايي و ميزان مجاز ميكروب باقيمانده پس از ضدعفوني

  2.  بيولوژي مرتبط با فرايند تصفيه آب و شبكه توزيع

  3.  تاثير عملكرد واحد گندزدايي مقدماتي و كيفيت آب بر روي عملكرد سيستم گندزدايي ثانويه

  4.  ملاحظات مكانيسمي، مقايسه محاسن و معايب و انتخاب محل براي استقرار سيستم گندزدا

 

1) ضرورت بررسي استراتژي هاي جديد براي گندزدايي

گندزدايي آب يك وسيله شناخته شده براي حفاظت جوامع از ميكرواورگانيزم هاي بيماري زاي آبزي به شمار مي رود. با اين وجود، در حال حاضر حتي در جوامع پيشرفته نيز استراتژيهاي  گندزدايي كامل نيستند. در خلال سالهاي 1988-1981 تعداد 248مورد شيوع بيماريهاي ناشي از آب آشاميدني در ايالات متحده آمريكا گزارش شده است. 45% موارد آلودگي در سيستم هاي تامين آب شهري، 34% در سيستم هاي تامين آب برون شهري، 11% در منابع تامين آب خصوصي و 10%  در آب تسهيلات ورزشي- تفريحي مشاهده شده اند[2]. 

44% از بيماريهاي شايع شده توسط پاتوژنهاي موجود در آب مربوط به استفاده از آبهاي زيرزميني آلوده، 26% مربوط به استفاده از آبهاي سطحي آلوده و 13%  مربوط به آلودگي شبكه توزيع از محل اتصالات ويا هنگام تعميرات بوده است.

 با وجود اينكه گندزدايي شيميايي بوسيله كلر روشي كاملا عموميت يافته به شمار    مي رود، با توجه به تجربيات علمي فزاينده در مورد مصون شدن ميكروبها در مقابل گندزداهاي شيميايي و بالا رفتن آگاهي وحساسيت مردم در مورد سلامتي، ايمني، هزينه ومحيط زيست، نياز به يافتن فرايندهاي پيشرفته تصفيه آب با بكارگيري روش هاي گندزدايي غيرشيميايي و حذف كامل گندزداهاي شيميايي ماندگار ازشبكه هاي توزيع بيش از پيش ضروري گرديده است.

 

  2)  گند زدايي با UV

گندزدايي با UV به عنوان يك روش مطمئن براي  جايگزيني مواد شيميايي  بطور روزافزون بكارمي رود. دستگاه هاي UV مي توانند براي دامنه وسيعي از كاربردها طراحي شوند. با در نظر گرفتن كيفيت آب و هدف از گندزدايي،  پرتو فرابنفش با موفقيت كامل براي طيف وسيع كاربردي زير مورد استفاده قرار گرفته است:

  1.   آب شرب ( شهرها، شهرك ها، برج ها، كارخانجات، منازل و غيره ) از منابع آب سطحي و يا زيرزميني

 2.   آبهاي فرايندي و توليدي صنعتي شامل :

  الف) صنايع غذايي، نوشابه سازي و آبمعدني

 ب) آبهاي سيستم هاي خنك كننده و تهويه مطبوع

  ج ) تاسيسات پرورش ماهي و ميگو، و غيره

  3.   فاضلاب هاي شهري، پس از تصفيه مرحله دوم  يا سوم (بازيافت)

دلايل اصلي انتخاب گندزدايي به روش UV عبارتند از:

 -  تاثير گذاري (در مقايسه با كلر، UV مي تواند با دوز مصرف نسبتا پاييني  طيف وسيعي از ميكروبها، باكتري ها ويروسها را نابود كند.)

 -  حداقل ريسك براي سلامتي ( تركيبات جانبي بسيار كم و قابل اغماض است.)

 -   به جا نگذاشتن باقيمانده كه با مواد آلي موجود در آب ايجاد واكنش نموده و در نتيجه رنگ، عطر و طعم درمحصولات غذايي را تغيير دهد.)

 -  ايمني مصرف كنندگان، مسئولان و جامعه (عدم حمل و نگهداري و كار با مواد شيميايي سمي)   

 -  سادگي و هزينه پايين در كاربري و نگهداري (دستگاههاي   UV نسبت به دستگاههاي مولد اوزن و دي اكسيد كلر از پيچيدگي بسيار كمتري بر خوردارند.) 

 -  عدم نياز به مخازن بزرگ تماس (ضد عفوني با UV در ظرف چند ثانيه كامل مي شود در حاليكه ساير روشهاي گندزدايي به 10 تا 60 دقيقه زمان نياز دارند)

 -  هزينه پايين سرمايه گذاري دستگاههاي UV (در طراحي تاسيسات جديد، ضدعفوني با UV كمترين هزينه سرمايه گذاري را دارد.‌)

 

 

3) گندزدايي آبهاي سطحي

نور UV در دوز متعارف با مولكولها واكنش شيميايي نشان نميدهد. درحاليكه مواد گندزداي شيميايي با اكسيداسيون بعضي ملكولها بستر تغذيه منا سبي براي رشد ميكروبي ايجاد ميكنند. مقدار پرتو UV مورد استفاده در گندزدايي، در مقايسه با مقداري كه در تكنيكهاي پيشرفته اكسيداسيون با UV  بكار ميرود، بسيار پايين است. از اين رو ميتوان ميزان دوز UV را بدون اينكه منجر به جذب UV در آب شود تا ميزان زيادي  بالا برد. عدم حساسيت مواد شيميايي آب نسبت به تغييرات دوز UV مزيت اين شيوه بخصوص در گندزدايي آبهاي سطحي مي باشد. زيرا به خاطر كيفيت پايين اين آبها در مقايسه با آبهاي زيرزميني معمولا گندزدايي بيشتري لازم است.

كلر در دوز  بالا مي تواند كيست هاي ژيارديا را ازبين ببرد ولي بروي كريپتوسپوريديوم، حتي در دوزهاي بالا، تاثير نمي گذارد. پروتوزوا در آبهاي سطحي بيشتر يافت مي شود و براي از بين بردن آن به مقادير بيشتري از گندزداهاي شيميايي نياز است كه مجددا به تشكيل تركيبات جانبي مضر بيشتري مي انجامد.

مواردي كه وجود كيستهاي پروتوزوا خطر شناخته شده ويا بالقوه باشد، عملي ترين   راه حل مقابله با آن استفاده از فيلتر مناسب در تصفيه خانه هاي شهري و منازل است. يك سيستم خانگي مناسب ميتواند شامل يك پيش فيلتر براي خارج كردن رسوبات و ذرات درشت تر، يك فيلتر با منفذ هاي 5 ميكرون مطلق براي خارج كردن ژيارديا، و در نهايت يك فيلتر با منفذهاي 3 ميكرون مطلق براي خارج كردن كريپتوسپوريديوم باشد. اگر فيلترها پس از تعويض و قبل از دورانداخته شدن به مدت طولاني در داخل مواد سفيد كننده قرار گيرند، پروتوزوا درگير در منافذ فيلتر از بين ميرود. در تصفيه خانه هاي شهري، عموما فيلترهاي شني و يا  چند لايه بكار ميرود. همچنين مي توان از روش هاي نوين تصفيه با سيستم ازن زني استفاده نمود. در اين صورت بايد مواد آلي تجزيه شده توسط ازن پس از ازن زني بوسيله فيلتر فعال بيولوژيكي ويا كربن فعال جذب شده و سپس باكتريهاي حاصل از اين فرايند بيولوژيك نابود شوند.UV براي گندزدايي نهايي اين سيستم بسيار مناسب مي باشد.

 

4)  مقايسه روش هاي ضدعفوني

پرتو فرابنفش هيچگونه باقيمانده ضد عفوني كننده وارد شبكه توزيع نميكند همين مساله اين  تصور اشتباه را ايجاد كرده كه هرگاه امكان شكل گيري لايه هاي زيستي وجود دارد، بايد به جاي اشعه ماوراء بنفش از كلر استفاده شود. (به عنوان مثال بر روي سطوح دستگاهها و يا در داخل لوله هاي خطوط توزيع)

اكنون از مدارك علمي انتشار يافته كاملا روشن است كه اگر آب حاوي مواد غذايي براي رشد ميكروبي باشد (بخصوص كربن آلي قابل جذب AOC ) وجود كلر آزاد باقيمانده به مقدار 1 PPM در خطوط توزيع شهري به هيچ وجه تضمين كننده اين مسئله نيست كه لايه هاي زيستي در سطوح لوله شكل نگيرند ودر نتيجه كاليفرم مدفوعي در شيرهاي مصرف آب ديده نشود[5].

در واقع كلر ماده اي بسيار فعال و واكنشي است: واكنش با مولكول ها و ميكروبهاي واقع در سطح خارجي بيوفيلم ها كلر باقيمانده را بسرعت مصرف مينمايد. نتيجتا، كلر نمي تواند در عمق بيوفيلم نفوذ كرده و فعاليت ميكروبهاي موجود در سطوح عميق تر را از بين ببرد.

 كلرآمين بدليل آنكه نسبت به كلر واكنش كند تري از خود نشان ميدهد در از بين بردن بيوفيلم ها و كنترل ميكروبي در خطوط توزيع بهتر عمل ميكند[4].

از آنجاييكه كلرامين براي ضد عفوني اوليه بخصوص در دوزهاي متعارف مناسب نمي باشد و بعضي از ويروسها نسبت به آن مقاوم مي باشند، يك استراتژي مطلوب جهت ضد عفوني ميتواند استفاده از اشعه ماوراي بنفش به عنوان گندزداي اوليه و سپس استفاده از كلرامين با تاثير ضد عفوني ماندگار ثانويه جهت جلوگيري از رشد ميكروبي در محيط هاي حاوي AOC در خطوط توزيع باشد.

با اين وجود اين روش يك مشكل اساسي دارد: اگرچه كلرامين، نسبت به كلر آزاد، تري هالومتانهاي بمراتب كمتري توليد ميكند ولي باعث ايجاد مولكولهاي پيچيده تر و سنگين تري ميگردد. با توجه به اين مطلب اين روش را ميتوان “دومين بهترين استراتژي ضد عفوني آب” محسوب كرد.

 

5) بهترين استراتژي ضدعفوني

بهترين استراتژي ضد عفوني روشي است كه هيچ نوع تركيبات آلي جانبي ايجاد نكند و با كارايي بالا باكتريها و ويروسها را از بين برده و پرتوزوا را تصفيه نمايد و همچنين به مواد شيميايي باقيمانده در خطوط توزيع شبكه نياز نداشته باشد.

هيچ شيوه ضد عفوني به تنهايي نميتواند كليه اين اهداف را برآورده نمايد ليكن طراحي فرايندي كه اجزاء آن در كنار يكديگر موفق به دستيابي به اين اهداف گردند امكان پذير است[1]. يك چنين فرايندي شامل اجزاء زير ميباشد:

 1.   پيش تصفيه آب بانضمام حذف ذرات آلي تا حد دستيابي به كيفيت مطلوب توسط فيلتراسيون

 2.   حذف مواد محلول آلي غذايي توسط فيلترهاي بيولوژيكي فعال، شني وكربن فعال

 3.   ضد عفوني با دوز صحيح توسط  UV بمنظور از بين بردن باكتريها و ويروسهايي كه از فيلتر ها عبور ميكنند

4.   انتقال آب پالايش شده به شبكه توزيع مجهز به سيستم تعمير و نگهداري  بدون استفاده از مواد شيميايي باقيمانده[6]

اين شيوه اي است كه امروزه در اروپا بكار ميرود و سيستمي است كه از طرف بعضي محافل تخصصي بعنوان روند تكاملي در تصفيه آب شناخته شده است.

امروزه در بعضي شهر هاي بزرگ اروپا و برخي شهر هاي كوچك در ايالات متحده از هيچ نوع  ماده ضد عفوني كننده باقيمانده در آبهاي آشاميدني استفاده نمي كنند.  

كيفيت آب در اين شهر ها بسيار خوب است و شمارش ميكروبي پايين تر از حد مجاز ميباشد (به عنوان مثال كمتر از 500 كلني در هر ميلي ليتر)

 

6)  نحوه عملكرد UV 

اصول گندزدايي با پرتو فرابنفش در مقالات متعددي منتشر شده است. بطور خلاصه ميتوان گفت كه لامپهاي كم فشار جيوه اي با راندمان بالا و يا لامپ هاي پر فشار جيوه اي با راندمان كم تر  ولي  شدت تابش بيشتر ، در اسيد نوكلئيك (مولكولهاي حاوي اطلاعات ژنتيكي) ميكروبها تغييرات فتو شيميايي ايجاد ميكند. اين تغييرات مانع تكثير سلولي و توليد مثل آنها ميگردد. مقدار تخريب ايجاد شده توسط پرتو فرابنفش و در نتيجه ميزان تاثير فرايند ضد عفوني با شدت نور و مدت زمان مجاورت با تابش متناسب ميباشد. از اين نظر، دوزUV  برابر است با حاصل ضرب مقدار متوسط شدت تابش پرتو UV در طول موج 254 نانومتر در داخل محفظه دستگاه UV (بر حسب mW/cm2 ) در مدت زمان عبور آب از داخل دستگاه ( بر حسب ثانيه). دوز UV بر اساس ژول برمتر مربع ( J/m2) و يا ميلي وات ثانيه بر سانتيمتر مربع  (mW.s/cm2)محاسبه ميشود. دوز متداول پرتو افشاني UV براي ضد عفوني آب شرب بر اساس كيفيت آب و هدف ضد عفوني مورد نظر بين 400 و 1200 ژول بر متر مربع (40 تا 120 ميلي وات ثانيه بر سانتيمتر مربع)  قرار دارد.

 

7) عوامل موثر در تعيين دوز UV 

بكارگيري موثر لامپ هاي UV براي كاربرد هاي مختلف شامل ضدعفوني آب آشاميدني، آب فرايندي و فاضلاب، نياز به آگاهي از عوامل تعيين كننده دوز UV دارد. اين عوامل شامل موارد زير ميباشند:

1.      ميزان آلودگي ميكروبي آب ورودي

2.  فرايند تصفيه قبل از ضد عفوني با UV. فرايند تصفيه در مورد عوامل كيفي آب مانند مقدار و اندازه مواد جامد، كدورت، شفافيت براي نور UV و غيره و همچنين مشخصات ميكربي آب عامل تعيين كننده ميباشد.

3. قوانين و استانداردهاي  تعيين كننده ميزان مجاز ميكروب باقيمانده پس از ضد عفوني بر حسب مورد كاربرد.

4.   عوامل بيولوژيكي مربوط به حساسيت ميكروبها در مقابل نور UV 

5.   عوامل فيزيكي:

1-5-  عوامل تعيين كننده شدت تابش متوسط UV در داخل دستگاه :

-  طراحي محفظه دستگاه

-   قدرت و تعداد لامپها

-  شفافيت آب در طول موج UV 

2-5- حصول اطمينان از اينكه شدت تابش متوسط UV در داخل دستگاه به ميكروبهاي داخل آب رسيده است يا خير : 

-  وضعيت استقرار ميكروبها (شناور بصورت آزاد و يا داخل ذرات معلق، طيف اندازه ذرات معلق و تركيب ذرات)

-    نحوه رفتار هيدروليكي مايع در هنگام عبور از داخل محفظه UV و ميزان تلاطم

-  دبي

 

مراجع

 

 1. Cairns W.L. (1995)Ultraviolet Technology  for Water Supply Treatment. Convention Paper, 20th Annual Convention and Exhibition, Water Quality Association.

 2.  Craun G.F. (1991) Causes of waterborne outbreaks in the United States. In Proceedings of the AWWA Water Quality Technology Conference – Advances in Water Analysis and Treatment. Part I, p. 149-152. American Water Works Association, Denver, CO. 

 3.  Kruithof  J.C. & van der Leer R.C. (1990) Practical experiences with UV- disinfection in the Netherlands. In Proceedings of the AWWA Seminar on Emerging Technologies in Practice. P. 177-190, American Water Works Association, Denver, CO.

 4.  Neden D.G., Jones R.J., Smith J.R., Kirmeyer G.J. & Foust G.W. (1992) Comparing chlorination and chloramination for controlling bacterial regrowth. Journal AWWA 84, 80-88.

 5.  Rice E.W. Scarpino P.V., Reasoner D.J., Logsdon G.S. & Wild D.K. (1991) Correlation of coliform growth response with other  water quality parameters. Journal AWWA 83, 98-102.

 

'گند زدایی با ازن و اشعه ماوراء بنفش

روش های اساسی و پیشرفته برای گندزدایی آب با استفاده از پرتو فرابنفش UV و اکسیداسیون به کمک گاز ازن ، 

یک روش فیزیکی به منظور حذف میکروارگانیسم ها بشمار می رود. نور فرابنفش در طول موج 200 تا 280 نانومتر خاصیت گندزدایی و عقیم کردن میکروارگانیسم ها را دارد. بالاترین راندمان نور UV در طول موج 254 نانومتر اتفاق می افتد. در سیستم های UV، آب در یک محفظه از جنس فولاد ضدزنگ از مجاورت نور فرابنفش عبور کرده و استریل می شود.

میزان تشعشع نور UV در انتهای عمر لامپ باید مطابق با استاندارد مشخص شده برای نوع مصرف که برای صنایع داروسازی، تولید مواد غذایی، تامین آب شرب، گندزدایی فاضلاب و ... به تفکیک مشخص است عبور نماید. ( مقدار تشعشع برای صنایع داروسازی و تولید مواد دارویی و بهداشتی برابر با 1000 j/m2 است.
روش دیگر گندزدایی آب استفاده از ازن می باشد. گاز ازن قوی ترین اکسید کننده مجاز در صنایع تصفیه آب به شمار می رود. گاز ازن در هنگام تزریق به آب، بر روی مواد موجود در آب ( مواد زیستی، آلی و معدنی) تاثیر گذاشته و آنها را تجزیه می نماید. همچنین موجب از بین رفتن کامل باکتری ها، انگل ها، آمیب ها و ویروس ها شده و آنها را متلاشی می کند.

علاوه بر موارد فوق، ازن در بهبود طعم و بو، رنگ بری، تجزیه مواد آلی سنگین، انعقاد و ته نشینی، حذف آهن و منگنز محلول و آمونیاک در آب به کار رفته و از نظر قدرت اکسیداسیون نسبت به سایر مواد شیمیایی به زمان تماس کمتری احتیاج دارد. ازطرف دیگر ازن، مواد آلی را به مولکول های سبک تجزیه کرده و در نتیجه مواد جانبی مضر هالوفرمی که در هنگام بکارگیری اکسید کننده های با پایه کلر (یا سایر هالوژن ها ) ایجاد می شوند، بوجود نمی آیند.

پیشنهاد ارائه شده جهت Purified Water به کمک تلفیق ازن و UV مطابق استانداردی است که هم اکنون در کشورهای اروپای غربی و امریکای شمالی به کار رفته و مورد تایید صنایع داروسازی است.

نحوه چیدمان و آرایش تجهیزات به گونه ای است که احتمال بروز هرگونه آلودگی ثانویه را در لوله ها و مخازن به صفر می رساند و آب مورد استفاده همیشه و در همه حال پاک و عاری از هرگونه میکروارگانیسم خواهد بود. پایروژن های اندوتکسین هم به وسیله فیلتراسیون با مش جداسازی 35/0 میکرون حذف خواهد شد.
در مورد پیشنهاد دوم (استفاده از یک سیستم UV) خاطرنشان می سازد اگرچه آب در هنگام مصرف پاک خواهد بود ولیکن احتمال بروز و گسترش آلودگی در مخزن و لوله و در مناطق Dead Zone وجود دارد. همچنین کاهش TOC آب (Total Organic Carbon) که با استفاده از ازن بسادگی مقدور است، به وسیله UV کاهش پیدا نخواهد کرد.

روشهای رطوبت زنی و رطوبت گیری

در بسياري از مناطق فرآيندهاي معمول اين است كه در زمستان به علت كاهش رطوبت نسبي هوا در اثر گرم كردن هواي خارج ، عمل رطوبت زني انجام شود و در تابستان ضمن سرد كردن هواي مرطوب ، عمل رطوبت گيري نيز انجام شود . البته در حالتهاي مختلف بويژه در صنعت ممكن است نياز باشد فرآيندهاي رطوبت گرفتن حرارت دادن و يا سرد كردن و رطوبت زدن نيز انجام شود . مطالعه منحني رطوبي نيز نشان مي دهد كه در زمستان مقدار رطوبت (بخار آب) در هواي خارج پائين و بنابراين اغلب به فرآيند رطوبت زني نياز است . رطوبت زني و رطوبت گيري بايد با استفاده از سيستم كنترل رطوبت انجام شود . رطوبت زدن هوا به دو روش انجام مي شود :

1- پاشش آب با دماي بيش از دماي نقطه شبنم هوا از طريق افشانك ها به داخل هوا

2- تزريق بخار از طريق شبكه بخار به داخل هوا

رطوبت گرفتن هوا مي تواند به سه طريق انجام شود :

1- پاشش آب با دماي كمتر از دماي نقطه شبنم هوا به داخل هوا

2- عبور هوا از روي سطح يا داخل كويل با دماي كمتر از دماي نقطه شبنم هوا

3- عبور هوا از روي (داخل) اجسام جاذب آب (خشك كنهاي شيميايي) مانند آلومينيوم فعال شده ، سيليكاژن و اتيلن گليكول .

در تهويه مطبوع معمولا از روش دوم كه همراه با سرد كردن هوا است ، استفاده مي شود . فرآيند رطوبت زني بوسيله پاشش آب يك فرآيند بي دررو فرض مي شود (انتالپي ثابت) و معمولا آنرا سرمايش تبخيري مي نامند . در اين فرآيند هواي داخل دستگاه حرارت محسوس خود را به صورت گرماي نهان به بخار آب مي دهد و سرد مي شود .

تاسیسات گرمایشی

واژه گرماتاب نام فارسی دستگاه (Radiant Heater) است. در این دستگاه گاز شهری (یا گاز مایع) توسط مشعل مخصوص، درون لوله ای با ضریب تشعشع زیاد می سوزد. حرارت ایجاد شده به امواج حرارتی مادون قرمز تبدیل شده و بوسیله سطوح منعکس کننده (Reflector) که به شکل ذوزنقه درقسمت بالای دستگاه قرار گرفته، به نقاط مورد نظر می تابد. این امواج بنابر خاصیت خود در اثر برخورد با اشیا به گرما تبدیل شده و احساس بسیار مطلوبی نظیر حرارت خورشید در انسان ایجاد می کند.

دانلود مقاله



| 2 نظر

کويلهاي واحد گرمايش تجهيزات فن کويل در عمق و تعداد پره هاي مختلف و در دو نوع متفاوت تهيه مي شوند ، يکي نوع بخاري آن که يخ نمي زند و ديگري نوعي که لوله هاي کويل به شکل U خم شده اند . کويلهايي که لوله هايشان به شکل U خم شده را مي توان با آب داغ ، بخار و براي ترکيبهاي مختلف سطح لوله ، فضاي پره ها بکار برد تا از اين طريق بتوان در ازاء ، مقادير يکسان درجه حرارت هواي ورودي ، سرعت سطحي و فشار بخار يا آب داغ ، ازدياد درجه حرارتهاي متفاوتي را بدست آورد . معمولا مي توان کويلها گرمايش را قبل يا بعد از نصب کويلهاي سرمايش تعبيه نمود.

در طول فصول معتدله بايستي مناطقي که بوسيله واحدهاي چند ناحيه اي تهويه مي شوند، قادر باشند که با انجام گرمايش و سرمايش ، شرايط مورد نياز هر منطقه را بوجود آورند . چون در واحدهاي چند ناحيه اي ، کانال هواي برگشتي مناطق مشترک نمي باشد ناهمگوني درجه حرارت هوا يکي از مهمترين ملاحظات اينگونه واحدها است .

امکان دارد ناهمگوني موجود در هنگام عبور هوا از درون کويل گرمايش باعث گردد ، حرارت جذب بخشي از مناطق که نياز به گرم شدن دارند، نشود.

اگر تمام بخار قبل از رسيدن به انتهاي شبکه کويل تقطير مي شود ، امکان دارد بستن شير کنترل بخار باعث پيدايش ناهمگوني درجه حرارت گردد . بنابراين پيشنهاد مي شود در مواقعي که ممکن است منطقه اي احتياج به گرمايش داشته باشد، در کويلهاي گرمايش واحدهاي چند ناحيه اي از فشار بخار حداکثر استفاده شود.

به منظور دستيابي به افت فشارهاي يکسان در هنگامي که هوا از روي دو سطح انتقال حرارت متفاوت واحدهاي فن کويل چند ناحيه اي عبور مي کند، غالبا از صفحات توازن سوراخ دار استفاده مي شود. امکان دارد براي مهندس ضروري باشد چنين صفحاتي را انتخاب کند ، بخصوص در مواردي که نياز به کويل گرمايش است .


در سيستم حرارت مركزي كه با عنوان شوفاژ مطرح مي شود .در محلي به نام موتورخانه دستگاههايي از قبيل ديگ - مشعل- پمپ-و... نصب شده و حرارت به سيال واسطه كه ميتواند اب باشد منتقل گرديده سپس پمپ موجود در موتورخانه ابگرم را توسط لوله كشي به داخل اتاقها هدايت نموده و وارد رادياتورهاي مستقر در اتاق مي كند

.اين رادياتورها گرما را به اتاق منتقل كرده و در نتيجه دماي اب كاهش مي يابد .و آب توسط لوله برگشت به طرف موتورخانه رفته و براي جذب مجدد گرما به داخل ديگ هدايت مي شود و بار ديگر اين سيكل و چرخه تكرار مي شود .

اصولا در سيستم حرارت مركزي كه از آبگرم استفاده مي شود .دماي خروجي اب از ديگ 180 درجه فارنهايت و دماي ورودي اب به داخل ديگ كه گرماي لازم را به اتاق منتقل كرده است . برابر 160 درجه فارنهايت در نظر گرفته مي شود .به عبارت ديگر اختلاف دماي ابگرم خروجي از ديگ و آب برگست داده شده از ساختمان برابر 20 درجه فارنهايت است .

نحوه گرم شدن اتاق توسط رادياتور به صورت جابجايي آزاد يا طبيعي ميباشد .هواي بالاي رادياتور معمولا به دليل گرم شدن سبك شده و به طرف بالا حركت ميكند .و هواي سرد طرف مقابل اتاق جايگزين آن مي شود .به همين ترتيب يك چرخش طبيعي در جريان هواي اتاق بوجود آمده و دماي تمامي نقاط اتاق بالا رفته و اتاق گرم مي شود .

رادياتور شوفاژ فاقد هرگونه موتور يا وسيله برقي است .پس نميتوان توسط راياتور شوفاژ دماي اتاق را كنترل كرد .ميزان رطوبت نسبي اتاق نيز قابل كنترل نمي باشد .اصولا وقتي هواي اتاق گرم مي شود .ميزان درصد رطوبت نسبي كاهش مي يابد .به عبارت ديگر رادياتور شوفاژ ميزان رطوبت نسبي اتاق را كاهش مي دهد .و بايستي توسط افزودن بخار به هواي اتاق ميزان رطوبت مورد نياز انسان را تامين نمود .

به طور كلي در زمستان فضاهايي كه كنترل دما و در صد رطوبت نسبي در آنها اهميت زيادي ندارد مي توان از رادياتور شوفاژ استفاده نمود .( هرچند دماي اتاق در سيستم رادياتوري به راحتي و به كمك كنترل كننده هاي الكتريكي و مكانيكي قابل كنترل است )

بهترين محل نصب رادياتور در زير پنجره يا كنار ديوارهاي خارجي است .علت اين است كه توسط رادياتور شوفاژ در فصل زمستان دائما گرما به اتاق افزوده مي شود .ولي دماي اتاق بالا نمي رود و اين دما ثابت مي ماند .چون بخش بيشتري از گرماي توليد شده تلف مي شود .

تلفات حرارتي از دو طريق انجام ميگيرد . يكي تلفات حرارتي ناشي از جداره ها از قبيل سقف- كف و ديوار و پنجره و... ديگري تلفات حرارتي ناشي از نفوذ هواي سرد از درزهاي پنجره مي باشد . به عبارت ديگر چه بخواهيم و نخواهيم اين تلفات حرارتي صورت مي گيرد . ما فقط ميتوانيم ميزان آن را كاهش دهيم ولي نميتوانيم آن را به طور كامل حذف نماييم . پس بهتر است رادياتور را در زير پنجره نصب كنيم تا مقداري از حرارت رادياتور صرف تلفات پنجره وجدارها شود .و بخشي كه باقي مي ماند اتاق را گرم كرده و دماي ان را در حدي مناسب نگه دارد .و بتوانيم در نزديكي پنجره از اتاق استفاده نماييم . اگر راياتور در خلاف ضلع پنجره نصب شود . به دليل سردي محيط اطراف پنجره استفاده از آن محيط خالي از اشكال نمي باشد .

پيشنهاد ديگري كه در اينجا مطرح است اين مي باشد . كه در حد امكان پنجره ها داراي شيشه دوبل يا دولايه باشند . استفاده از شيشه دوجداره علاوه بر اينكه سبب عايق صدا خواهد بود . همچنين ميزان ضريب انتقال حرارت شيشه را به حد نصف مي رساند .در نتيجه تلفات حرارتي كاهش مي يابد . و سبب صرفه جويي در مقدار پره هاي رادياتور مي شود .و در فصل زمستان از خيس شدن شيشه در سطح داخل اتاق جلوگيري ميكند . چون سطح شيشه در فصل زمستان يك لايه سرد است . در اثر تماس بخلر آب در داخل اتاق با آن در روي شيشه آب جاري مي شود . ولي وقتيكه شيشه دوجدار باشد . سطح داخلي آن گرم شده و ميعان در سطح شيشه اتاق نخواهد افتاد .

رادياتورهاي شوفاژ از نظر جنس به سه دسته تقسيم مي شوند . چدني -فولادي و الومينيومي خط توليد رادياتورهاي چدني به دليل پايين بودن راندمان حرارتي و بالا بودن وزن آنها برچيده شده و تقريبا منسوخ شده مي باشد .

در زیر نمای رادیاتور چدنی را می بینید :

این هم رادیاتور آلومنیومی با شیر ترموستاتیک :

این هم رادیاتور آلومنیومی روغنی :

این هم تصویر رادیاتور فولادی :

رادياتور آلومينيومي سبك تر زيباتر و ضريب هدايت حرارتي بالاتري نسبت به فولادي دارد .ولي از لحاظ قيمت گرانتر مي باشد .معمولا در فضاهايي كه رطوبت زياد دارد . مانند حمامها بايستي حتما از رادياتور آلومينيومي استفاده كرد .

پره رادياتورهاي فولادي به صورت يك بلوك غير قابل تفكيك توليد مي شوند . يعني در خارج از كارخانه نميتوان به آنها پره اضافه كرد و يا كم نمود .ولي در مورد رادياتورهاي آلومينيومي اين قابليت وجود دارد .

مبناي فروش رادياتورهاي آلومينيومي در بازار پره مي باشد . يعني قيمت به لزاي هر پره سنجيده مي شود .

+ نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 15:10 توسط مسعود | آرشیو نظرات

امروزه مهندساني كه براي صاحبان ساختمانها كار مي كنند در هنگام انتخاب ديگ هاي گرمايش آب تاسيسات ساختمانها گزينه هاي متنوعي را در اختيار دارند. اين گزينه ها انواع ديگ هاي قطعاتي چدني ، ديگ با لوله هاي فولادي اعم از لوله هاي آتش يا آب . ديگ با لوله هاي پره دار مسي و ديگ هاي چگالشي را در بر مي گيرد. تمام اين انواع مختلف امروزه در پروژه هاي ساخت و ساز بكار برده مي شوند.

با وجود اين همه تنوع انتخاب ، يك مالك و يا مهندس طراح تاسيسات ساختمان ممكن است با آخرين ويژگي هاي عرضه شده در طراحي ديگ ها آشنايي نداشته و يا نتواند براحتي با مدل هايي كه كاملا امتحان خود را در بازار پس نداده اند كنار بيايد. بسياري از مالكان و مهندسان با مدل هاي خاصي از ديگ ها آشنايي دارند و يا برنامه هاي نگهداري خود را حول نوع خاصي از ديگ ها طرح ريزي كرده اند. چه بسا اين گونه افراد براي پروژه هاي جديد و يا برنامه هاي اصلاح ديگ هاي موجودشان چيزي به نام تغيير مدل ديگ ها را به حساب هم نمي آورند.

ديگ فولادي يا مسي؟

هنگاميكه مهندسي شروع به فكر كردن در باره نوع ديگ جهت استفاده در پروژه خاصي مي كند ، نتيجه اي كه نهايتا حاصل مي شود انتخاب ديگ فولادي به جاي ديگ مسي است. با وجوديكه ديگ هاي قطعاتي چدني و ديگهايي كه مبدل هاي حرارتي فولاد ضد زنگ در آنها بكار رفته است هم اكنون در بازار موجود بوده و در برخي پروژها مورد استفاده قرار مي گيرند ، با اين حال انتخاب ديگ فولادي همچنان انتخاب برتر محسوب مي شود. درك تفاوت هاي طراحي ديگ با لوله هاي فولادي و ديگ با لوله هاي مسي از نظر كاربرد مناسب اين مدل ها در تاسيسات حائز اهميت است.

كاربرد ديگ هاي داراي لوله هاي فولادي مدتها قبل از ديگ هاي با لوله مسي شروع شده و محدوده تنوع مدلهاي آن بسيار وسيع تر مي باشد و انواع ديگ با لوله هاي آتش ، با لوله هاي آب ، با لوله هاي آب انعطافي (فلكس تيوب) و با لوله هاي آب مايل را در بر مي گيرد.در اكثر كاربردهاي گرمايش آب در تاسيسات تجاري استفاده از ديگ هاي داراي لوله هاي انعطافي و لوله هاي آب مايل نسبت ديگ هاي داراي لوله هاي آتش رايج تر است.

اكثر مدل هاي لوله انعطافي داراي 5 فوت مكعب سطح گرمايشهستند. زياد بودن مقدار سطح گرمايش تنها معيار برخي از مهندسان در انتخاب ديگ پروژه مي باشد. اما سنجش توان يك ديگ تنها بر اساس ميزان فوت مكعب سطح گرمايش امروزه ديگر يك نرم كاري قديمي محسوب مي شود. اين نوع سنجش سالها پيش، زماني كه ذغال سنگ و گازوئيل و مازوت سوخت اغلب ديگ ها بودند و وجود سطح گرمايش اضافي براي مقابله با رسوب گيري ناشي از اين سوخت ها اهميت زيادي داشت ابداع شده است ، معيار سنجش مذكور اين موضوع را كه آيا طراحي ديگ قادر به جذب يكنواخت حرارت در تمام سطح لوله ديگ مي باشد يا خير در نظر نمي گيرد.

ديگ هاي مسي در اواخر دهه 1940 ، پس از جنگ جهاني دوم به بازار آمدند. براي اكثر مهندسان سالها طول كشيده است تا ديگ هاي لوله مسي را بر ديگ هاي لوله فولادي ترجيح دهند. مهندسان تاسيسات بزرگ احساس مي كنند كه ديگ هاي لوله مسي تنها از نظر پايين بودن قيمت بهترين انتخاب براي موتورخانه محسوب مي شوند نه بهترين گزينه از جميع جهات.

ديگ هاي لوله مسي در حدود 25 تا 30 % از مدل هاي ديگ با لوله انعطافي ارزانترند. پايين تر بودن قيمت اوليه ديگ هاي لوله مسي بطور خودبخودي نزد تعدادي از مهندسان به معناي كمتر بودن قابل ملاحظه طول عمر ديگ تلقي شده است. اما بسياري ديگر نيز بر اين باورند كه ديگ هاي لوله مسي با لوله پره دار امروزه بهترين انتخاب براي ساختمانهاي تجاري مي باشد. پايين تر بودن قيمت اوليه و تقاضا براي راندمان هاي بالاتر ، انعطاف پذيري در انتخاب گزينه هاي تخليه دود احتراق ، و نياز به فضاي نصب كوچكتر سبب گرايش بازار به سمت ديگ هاي لوله مسي شده است.

دماي آب برگشتي :

در هنگام انتخاب و نصب هر نوع ديگ آب گرم در سيستم ، دماي آب برگشتي بايد در نظر گرفته شود. دماي برگشت آب گرم سيستم تهويه مطبوع كليد كاربرد هر نوع ديگي در سيستم محسوب مي شود. ديگ و آب گرم به يكديگر وابسته اند. البته اين نكته بديهي به نظر مي رسد. اما بروز اشكالات در سيستم و خرابي ديگ اغلب در مواردي رخ مي دهد كه ديگ استفاده شده با سيستم تهويه مطبوع سازگاري ندارد. راندمان ديگ به دماي آب برگشتي و بار ديگ بستگي دارد.

دماي آب برگشتي ديگ هاي غير چگالشي بايد بين 130 تا 140 درجه سانتيگراد باشد تا از تقطير گازهاي تنوره جلوگيري شود. تقطير باعث خرابي ديگ و كوتاه شدن عمر مفيد آن شده و به بروز اشكال در برنامه هاي نگهداري و تعميرات منجر مي شود. اگر طراحي سيستم به حد كافي بالا بودن درجه حرارت آب برگشتي را تا حدي كه از تقطير جلوگيري كند تضمين ننمايد ، ديگ هاي داراي لوله فولادي و يا مسي دچار خرابي مي شوند. در صورت پايين بودن دماي آب برگشتي بايستي نسبت به مواردي از قبيل سيستم هاي پمپاژ آب گرم ، ذوب كردن برف ، و تنظيم دريجه هواي خارج (outdoor air reset) توجه كافي مبذول گردد تا از بالاتر بودن دماي آب برگشتي نسبت به نقطه شبنم گازهاي تنوره اطمينان حاصل شود.

ديگ هاي چگالشي يك انتخاب عالي براي سيستم هاي پمپاژ منابع آب گرم مي باشند زيرا دماي آب برگشتي در اين سيستم ها از سيستم هاي ديگر كمتر است. دماي آب برگشتي در اين سيستم ها در حدود 60 درجه سانتيگراد است ، كه براي ديگ هاي چگالشي مطلوب است. راندمان ديگ هاي چگالشي با پايين آمدن دماي آب برگشتي بهبود مي يابد.

منحني هاي راندمان دليل مناسب نبودن ديگ هاي چگالشي براي سيستم هايي كه درجه حرارت آب برگشتي آنها بالاتر از 140 درجه است را نشان مي دهند. ديگ چگالشي در دماهاي بالاتر آب برگشتي به راندمان بالاي خود نمي رسد و سرمايه گذاري بيشتر نيز در اين مورد توجيهي ندارد. اما اگر يك راهبرد كنترل بار مبنا طراحي شود، بطوريكه ديگ هاي چگالشي قادر به تامين گرمايش مجدد با استفاده از مزيت بالاتر بودن دماي آب برگشتي در ايام تابستان بوده و ديگ هاي غير چگالشي نيز در ايام زمستان قادر به تامين دماي بالاتر آب باشند ، در اين صورت استفاده از ديگ هاي چگالشي كه قيمت اوليه بالاتري دارند ممكن است مقرون به صرفه باشد.

ظرفيت سيستم يكي از ملاحظات مهم در تصميم گيري براي انتخاب ديگ محسوب مي شود. محدوده سايز ديگ هاي با لوله فولادي از 400 تا 2100MBtuh را در بر مي گيرد. در مورد پروژه هاي بزرگ، استفاده از يك يا دو ديگ با لوله فولادي ممكن است عملي تر باشد تا بكارگيري يك مجموعه مركب از چندين ديگ با لوله مسي. در صورت استفاده از چندين ديگ لوله مسي، سيستم آب داغ بايد براي چيدمان پمپاژ اوليه- ثانويه طراحي شود.

اگر وجود گزينه هاي انعطاف پذير تخليه دود احتراق سيستم مورد نياز باشد بايد از ديگ لوله مسي استاندارد با راندمان بالاتر، يعني راندمان تقريبا 85% و حتي از ديگ چگالشي با راندمان 98% براي پروژه استفاده شود. در اينجا هم براي اطمينان خاطر از اينكه ديگ در سيستم آب گرم موتورخانه قادر به رسيدن به حداكثر راندمان خود مي باشد تحليل دقيق شرايط سيستم مورد نياز است. ديگ هاي چگالشي بايد در طراحي سيستم هايي گنجانده شوند كه تقطير در آنها صورت مي گيرد، و ديگ هاي غير چگالشي نيز بايد در سيستم هايي كه دماي آب برگشتي آنها زياد است استفاده شوند.

فضاي نصب مورد نياز ديگ هاي با لوله مسي كمتر از فضاي مورد نياز ديگ هاي لوله فولادي است. بنابراين اگر فضاي مكانيكي موجود براي نصب ديگ محدود باشد انتخاب ديگ با لوله مسي مطلوبتر خواهد بود. چندين طرح مختلف چيدمان ديگ بايد مورد ارزيابي قرار داده شود تا مشخص شود كه كدام چيدمان ديگ به حداقل فضاي نصب نياز دارد.

براي تصميم گيري در مورد انتخاب نوع ديگ ، مهارت كاركنان تعميرات و نگهداري بايد مد نظر قرار داده شود. همچنين وجود نمايندگي محلي سازنده ديگ نيز حائز اهميت مي باشد. ساده بودن طراحي سيستم كليد توانايي كاركنان تعميرات و نگهداري براي فهم و نگهداري صحيح ديگ مي باشد. تصفيه شيميايي آب براي موفقيت عملكرد ديگ ها و سيستم هاي آب گرم از اهميت حياتي برخوردار است. ورود آب جبراني خام به سيستم بايستي از لحاظ سختي اندازه گيري شود تا از صحيح بودن تصفيه آب اطمينان حاصل شده و اپراتور از طريق سيستم هشدار دهنده از نشتي هاي اضافي سيستم مطلع گردد. تصفيه نامناسب آب يكي از علت هاي اصلي خرابي ديگ ها است. دبي جريان آب گرچه براي تمام ديگ ها مهم است اما براي ديگ هاي لوله مسي از اهميت ويژه اي برخوردار است. ديگ نبايد بدون دبي جريان آب كار كند و بدين منظور بايد از ادوات كنترلي لازم استفاده شود.

ديگ هاي بزرگ با لوله فولادي معمولا به سيستم كنترل خودكار تعديل كننده مشعل مجهزند. ديگ هاي كوچك لوله مسي عموما داراي سيستم كنترل 2 تا 4 مرحله اي هستند. در مورد سيستم هاي مركبي كه از چند ديگ لوله مسي تشكيل شده اند ، نوعا بايد از كنترل كننده خودكار توالي عمليات استفاده شود تا قابليت بي بار كردن خودكار مورد نياز سيستم را تامين كند.

سیستم آبیاری

 آبياري تحـــت فشـــار :

 

بطور كلي به هرروش آبياري كه درآن آب با فشاري بيش از يك اتمسفر ( فشار نسبي ) در سطح اراضي بوسيله لوله توزيع شود آبياري تحت فشار گفته مي شود . در يك نوع تقسيم بندي ساده ، روشهاي آبياري به دو نوع آبياري ثقلي و آبياري تحت فشار تقسيم خواهد شد .

آبياري تحت فشار نيز به دو نوع آبياري باراني و آبياري قطره اي قابل تفكيك است .

 

 الف ـ آبياري باراني :

 

 آبياري باراني روشي است كه آب با فشاري بيش از يك اتمسفر در درون لوله هايي جريان پيدا كرده ودرروي گياه به صورت باران توسط نازلهايي كه به آب پاش معروفند پاشيده مي شود.

آبياري باراني يكي از روشهاي نوين آبياري در جهان به شمار مي رود كه استفاده از آن در 40 سال اخير بيشتر متداول شده است . بطور كلي مي توان گفت كه آبياري باراني از زماني كه لوله هاي سبك با اتصالات سريع و آسان به بازار عرضه شد ، توسعه يافته است .

در اين روش آب با سرعتي مساوي و يا كمتر از نفوذ پذيري خاك ، به صورت باران بر سطح زمين پخش مي شود تا خاك فرصت نفوذ پيدا كند . چنانچه شدت بارش بيش از سرعت نفوذ باشد در سطح مزرعه رواناب ايجاد شده و راندمان آبياري كم خواهد شد .

به طور كلي آبياري به روش باراني رادر اغلب شرايط مانند مناطق شيبدار ، خاكهاي سبك ، سنگين و شرايطي كه آبياري به طريق ثقلي امكان پذير نيست ، مي توان اجرا نمود .

 

 

 مزايا و معايب آبياري باراني :

 

هر نوع روش آبياري داراي يك سري معايب و مزايايي است كه بادرنظر گرفتن مجموعه اين معايب و مزايا بايد اقدام به انتخاب و طراحي روش آبياري نمود .

 

 الف - تواناييها و مزايا :

 

 ـ حذف عمليات تسطيح و كاهش هزينه هاي آماده سازي اراضي

 ـ تهويه خاك به راحتي انجام مي شود .

 ـ مبارزه با يخبندان ، آفات و انگل ها ميسر است .

 ـ هزينه نيروي كارگري در مقايسه با روشهاي آبياري سطحي كمتر است .

 ـ تلفات بصورت رواناب و فرسايش خاك در اين روش به حداقل مي رسد .

 ـ راندمان آبياري در مقايسه با روشهاي سنتي بيشتر است .

 ـ بازده محصولات آبياري باراني در اغلب موارد بيشتر از آبياري سطحي است .

 ـ زمين كمتري براي مسير انتقال آب هدر مي رود .

 ـ امكان آبياري در اراضي كم عمق وجود دارد .

 ـ در اغلب محصولات آبياري باراني باعث افزايش رشد مي شود .

 ـ امكان آبياري در اغلب خاكها وجود دارد .

 ـ امكان آبياري در اراضي شيبدار وجود دارد .

 ـ امكان آبياري در اغلب شرايط آب و هوايي وجود دارد .

 

 

  ب ـ معايب آبياري بارانــي :

 

 ـ در صورت وجود باد يكنواختي توزيع كاهش مي يابد .

 ـ كمبود توان فني در مناطق دورافتاده وجود دارد .

 ـ شدت تبخير در مناطق گرم و خشك زياد بوده لذا تلفات در اين مناطق زياداست .

 ـ در مناطقي كه باد شديد است تلفات آب زياد است .

 ـ به دليل خسارت زدن به برگ محصولات، در اين روش استفاده از آبهاي با كيفيت پايين ممكن نيست .

 

      شرايطي كه آبياري باراني توصيه مي شود :

 

     ـــ    براي آبياري گياهاني كه داراي ريشه كم عمق هستند .

 ـــ در اراضي با شيب زياد و با عمق كم خاك زراعي

 ـــ در اراضي با نفوذ پذيري زياد

     ـــ در مورد محصولاتي كه بصورت متراكم كشت مي شوند .

 

ب ـ آبياري قطــره اي :

آبياري قطره اي عبارتست از پخش آرام آب بر سطح خاك يا زير خاك به صورت قطرات مجزا يا پيوسته ويا بصورت اسپري ريز با فشار كم ،به وسيله قطره چكان هايي كه در طول خط انتقال قرار دارند .

 

 

محاسن و معايب آبياري قطره اي :

 

 آبياري قطره اي به دليل اعمال عمق آبياري كم وقابل تنظيم يكي از روشهاي مفيد آبياري مي باشد . مهمترين مزيت اين روش صرفه جويي در ميزان آب و هزينه ها است .

سيستم آبياري قطره اي در مقايسه با ساير روشهاي آبياري و خصوصا آبياري سطحي به آب كمتري نياز دارد . همچنين تلفات آب در اين روش نسبتا پايين و كم است . هزينه كارگري در مقايسه با ساير روشها به مراتب كم خواهد بود .

با بهره برداري مناسب و آبياري موضعي ، دراين روش رشد علفهاي هرز به حداقل رسيده و انتقال بذر وجود نخواهد داشت . استفاده راحت از كودها يكي ديگر از مزاياي آبياري قطره اي مي باشد . در آبياري قطره اي بدليل استفاده مكرراز آب و بالا نگهداشتن رطوبت خاك غلظت نمك هاي محلول خاك كم شده و مي توان با آب شور آبياري نمود . آبياري باغات موجود دراراضي با توپو گرافي نا مناسب نيز با اين روش امكان پذير است .

يكي از معايب مهم اين روش علاوه بر هزينه زياد ، گرفتگي قطره چكانها ميباشد.بدليل فرم توزيع رطوبت ( پيازرطوبتي ) خاص اين روش نمكها در سطح خاك تجمع يافته و امكان خطر براي گياهان وجود خواهد داشت .

 

انواع روشهاي آبياري قطـــره اي :

 

بر اســاس نوع گسـيلنده يا قطره چكان ميتوان آبيـاري قطره اي را به شـرح ذيـــل تقســيم بندي نمود :

 

    آبياري قطره اي دريپ :

 در اين روش آب توسط قطره چكانهايي كه در كناردرخت قرار دارند به سطح خاك منتقل ميشود .قطره چكانها معمولا روي لوله فرعي و يا داخل لوله فرعي با فاصله مشخص قرار ميگيرد . دبي اين گونه قطره چكانها معمولا بين 2 تا 8 ليتر در ساعت متغير است .

   آبياري زيرزميني با لوله هاي تراوا :

  در اين روش آب توسط لوله هايي كه خاصيت تراوش دارند در كنار ريشه قرار ميگيرند و توسط نيروي ماتريك خاك آب ازلوله به سمت خاك كشيده ميشود .

 
ادامه نوشته

تاسیسات بیمارستانی


مقدمه

اهميت و حساسيت بحث تهويه مطبوع در بيمارستان سبب شده است که طراحي تاسيسات مکانيکي آن را از پيچيدگي خاصي برخوردار باشد . در نتيجه دقت در محاسبات و رعايت اصول استانداردهاي بين المللي که در مورد بيمارستانها وضع شده است بايستي دقيقا مد نظر تاسيسات باشد، از طرفي بحث درمان بيمار در کنار ايجاد شرايط آسايش انسانها نيز از نکات اساسي تهويه مطبوع در بيمارستان است .

1- تهويه مطبوع

تمامي فضاهاي يک بيمارستان اعم از اتاقهاي عمل ، جراحي ، ريکاوري ، بخش هاي بستري ، آزمايشگاهها و ... نياز به گرمايش در زمستان و سرمايش در تابستان را دارند . دما و درصد رطوبت و نياز هواي تازه در بعضي از فضاها داراي اهميت زيادي است و در بعضي ديگر از فضاها داراي اهميت خاصي نيست . براي آشنايي با نحوه طراحي و انتخاب سيستم هاي مناسب تهويه مطبوع در بيمارستان ابتدا بايستي با مباني طرح آشنا شويم .

1-1 شرايط طرح خارج

 براي شهري که قرار است بيمارستان در آن احداث گردد بايستي اطلاعات لازم در مورد دماي خشک و مرطوب هوا در فصلهاي تابستان و زمستان را از آمار اداره هواشناسي کسب نموده و بر اساس معيارهاي آماري دمائي براي زمستان و همچنين براي تابستان براي آن شهر تعيين نمود.

شايان ذکر است که يکي از روشهاي آماري معيار 97 (1/2) درصد براي زمستان و 2(1/2) درصد براي تابستان است .

براي مثال در زمستان طرح خارج را براي مشهد 85 , 14F درصد رطوبت در نظر مي گيرنند . يعني 97(1/2) درصد زمانهاي فصل زمستان دما از اين عدد بالاتر است و همچنين در تابستان طرح خارج مشهد داراي دماي خشک 96F و دماي رطوبت 67 F يعني فقط 2(1/2) درصد کل زمانهاي فصل تابستان دما از اين عدد بالاتر است .

2-1 شرائط طرح داخل

تحقيقات پزشکي نشان داده شده است که کنترل دما و رطوبت و استفاده از تهويه مطبوع براي معالجه و درمان بيماران بسيار موثر و مفيد است . براي مثال تامين محيط گرم براي مدت نسبتا طولاني سبب بهبود بيماران مبتلا به روماتيسم مي گردد .

همچنين در بيماران قلبي که سيرکولاسيون خون جهت دفع حرارت از بدن به خوبي عمل نمي کند، توصيه مي شود ، در شرائط آب و هوايي مناسب که سبب دفع حرارت از بدن توسط تشعشع و تبخير مي گردد ، قرار گيرند .

تمامي موارد فوق بيانگر اين مطلب است که بحث تهويه مطبوع در بيمارستان علاوه بر ايجاد آسايش انسان هدف درمان را نيز دنبال مي کند . همچنين فرق عمده سيستمهاي تهويه بقيه ساختمانها با بيمارستان اين است که شرايط طرح داخل بايستي شرائط تميز و عاري از عفونت و آلودگي باشد . براي رسيدن به اين هدف بايستي مسير حرکت هوا در تمامي فضاها تحت کنترل باشد .

فيلتراسيون هوا و خارج نمودن هواي محيط هاي کثيف و بودار نيز از وظايف طراحان تاسيسات بيمارستان است .

معمولا حساسيت موارد فوق در بيمارستان هايي که داراي بخش سوختگي هستند بيشتر است ، سوختگي سبب ايجاد ضعف شديدي در بدن مي شود . بدين جهت در موارد زياد عفونت باعث مرگ و مير اين بيماران مي گردد و بايستي با رعايت اصول کنترل مسير هوا از توزيع آلودگي و عفونت جلوگيري نمود.

 

-مبدلهاي حرارتي   با كندانس خروجي تحت فشار-یونیت هیتر و کویل بخار

همانطور كه خوانندگان عزيز مستحضر هستند، تله هاي بخار داراي انواع مختلفي بوده كه با توجه به محل نصب و وضعيت تخليه كندانس و فشار و دماي كاري انتخاب و استفاده ميگردند. در اين مقاله با تعريف كاربردهاي متداول تجهيزات حرارتي در صنعت به تله بخار مناسب جهت اين كاربرد اشاره خواهد شد.

 

- مبدلهاي حرارتي با كندانس خروجي اتمسفريك:
تله هاي مورد استفاده در مبدلهاي حرارتي بايد قادر به تخليه كندانس بارهاي بسيار زياد  تا بارهاي     كم باشند و همچنين بتوانند هوا را به سرعت تخليه نمايند. تله‏هاي بخار Float & Thrmostatic براي اين منظور ايده آل بوده و با نصب در خروجي مبدل حرارتي قادر به تخليه كندانس به مخزن با فشار اتمسفر يك و يا خط كندانس با فشار پائين مي باشند. (مدلهاي FT14,43, …كارخانه Spirax Sarco (در اكثر مبدلهاي حرارتي كه دماي سيال ثانويه توسط شير كنترل بخار، كنترل ميگردد، در بسياري از مواقع امكان بسته شدن شير كنترل وجود خواهد داشت و در نتيجه فشار بخار ورودي به مبدل حرارتي تا حد زير اتمسفر پايين خواهد آمد. در چنين شرايطي فشار بخار قادر به تخليه كندانس از طريق تله بخار نخواهد بود و خلاء ايجاد شده در مبدل حرارتي و فشار بيشتر خط كندانس   باعث برگشت كندانس و پرشدن مبدل حرارتي   از آب خواهد گشت .  اين پديده كه     اصطلاحاً به Stall معروف است باعث ايجاد ضربه چكش، كنترل ضعيف دما ,   خوردگي و مسائل ديگر در داخل مبدل حرارتي خواهد شد . (شكل 1 ) .
به منظور جلوگيري از اين پديده , در مبدلهاي حرارتي كوچك كه به فشار اتمسفر يك تخليه مي شوند، يك راه حل ساده استفاده از شير خلاء شكن در ورودي بخار به مبل حرارتي مي باشد. در صورت افت فشار و ايجاد خلاء در ورودي مبدل حرارتي، شير خلاء شكن باز شده و مقداري هوا را وارد سيستم خواهد كرد   و اجازه تخليه كندانس از داخل تله بخار را خواهد داد. تله بخار بايد به نحوي اندازه‏گيري شود كه اجازه تخليه كندانس در شرايط Stall را بدهد.   (در نظر گرفتن ضريب اطمينان 2-3 برابر در محاسبه ظرفيت كندانس). لوله خروجي از تله بخار بايد مستقيم   و با شيب به طرف پايين اجرا گردد تا از امكان ايجاد فشار برگشتي جلو گيري شود. 

شكل 1 : مبدل حرارتي با كندانس اتمسفريك

  

-مبدلهاي حرارتي   با كندانس خروجي تحت فشار:
در سايتهاي بزرگ بخار غالباً ترجيح داده ميشود كه از ورود هوا به سيستم جلوگيري شود و در نتيجه استفاده از شير خلاء شكن مجاز نميباشد. ضمناً در بسياري موقع كندانس خروجي   تله بخار بايد به ارتفاع بالاتر منتقل گردد و يا به هر علتي امكان ايجاد فشار برگشتي وجود دارد. در اين حالت بايد از سيستم پمپ  تله استفاده گردد. (شكل 2). در صورت وجود اختلاف فشار كافي درطرفين اين قطعه ,دستگاه     مانند تله بخار عمل كرده و كندانس را تخليه خواهد نمود و در صورت عدم وجود اختلاف فشار لازم , دستگاه مانند يك پمپ مكانيكي عمل كرده و كندانس را به ارتفاع لازم تخليه مي نمايد. اين وسيله خصوصا در مواقعي كه فضاي نصب زير مبدل حرارتي كوچك ميباشد كاملاً مناسب است.(مدل APT14   شركت Spirax Sarco )


 

شكل 2 : مبدل حرارتي با كندانس تحت فشار

 

با استفاده از دستگاه پمپ تراپ، اطمينان كامل از تخليه كندانس تحت هر شرايطي حاصل ميگردد و در نتيجه بازده سيستم نيز حداكثر بوده و از مشكلات مذكور نيز جلوگيري ميشود .   از اين سيستم در خروجي كويل هوارسانهاي   بخار نيز به بهترين وجه   ميتوان استفاده نمود. در صورتي كه كندانس حاصله بسيار زياد باشد، اين دستگاه ميتواند با پمپ و تله بخار مكانيكي جدا گانه جايگزين گردد و كل مجموعه بصورت يك پكيج كامل با شير آلات مربوطه و مخزن ذخيره كندانس ارائه گردد .   اين سيستم در شماره 52 مجله صنعت تاسيسات كاملاً توضيح داده شده است وبه پكيج كامل پمپ كندانس مكانيكي   معروف است. (مدل   MFP-14     ساخت شركت Spirax Sarco )
- گرم كننده هاي تشعشعي و استريپها‌ Radiant Panels and strips :
گرماي خروجي اين تجهيزات با دماي پره هاي نصب شده در آنها ارتباط مستقيم دارد و در نتيجه بايد ترتيبي اتخاذ گردد تا كندانس سريعاً از سيستم خارج گردد تا بتوان به دماي ماكزيمم دست پيدا كرد .  بهترين نوع تله در اين تجهيزات     نيز تله بخار از نوع Float & Thermostatic مي باشدكه قادر به تخليه سريع كندانس و هوا     مي باشد. (شكل 3) همچنين تله هاي بخار Inverted Buckt و يا Thermodynamic نيز ميتوانند به عنوان جايگزين استفاده شوند كه در اين صورت   شير تخليه هوا نيز ممكن است لازم باشد. 

- رادياتورهاي بخار Steam Radiator   
در مورد رادياتورهاي بخار استاندارد كه معمولاً با فشار بخار زير 2 bar g كار مي نمايند ،   تله بخار ترموستاتيك Ballanced Pressute Thermostaic) ) ميتواند بهترين انتخاب معرفي شود . (مشابه مدل BPT13   كارخانه Spirax Sarco  ) .     بعلت جمع شدن ذرات و ناخالصي ‏ها در قسمت زيرين رادياتور و در صورت تميزكردن و سرويس آن، احتياجي به استفاده از صافي در ورودي تله بخار نخواهدبود        ولي ترجيحاً ميتوان از تله بخار و صافي مشترك نيز استفاده كرد. (شكل 4) با استفاده از تله هاي بخار ترموستاتيك، از  انتقال حرارت كامل بخار و يا كندانس و استفاده حداكثر از دماي آنها     اطمينان حاصل شده كه در افزايش راندمان سيستم مؤثر ميباشد.

 

شكل 3 : رادياتورهاي بخار  

- فن كويلهاي بخار:‌
اگر چه اين  گرم كننده‏ها بعلت كويل كوچك  داراي فضاي نسبتا كمي از بخار مي باشند و بنابراين بايد   اجازه انباشته شدن كندانس در داخل كويل بخار داده  نشود ,     با اين وجود فاكتورهاي طراحي و نصب   نياز به استفاده از سيستم مرتب  كوچكي را طلب مي نمايد . لذا تله بخار كوچك و با متعلقات كمتر مشابه مدلهاي   ترموستاتيكي مي تواند اين امكان را فراهم نمايد. با استفاده از نحوه انشعاب كندانس خروجي   نشان داده شده در شكل   5 ( از بالاي فن كويل)     و فراهم كردن فضاي كافي قبل از تله جهت سرد شدن كندانس مي توان از ماكزيمم   طول ممكن بعنوان Cooling leg استفاده كرد  و تله     بخار ترموستاتيك را بكار برد. با اين حال در فن كويلهاي بزرگتربا كندانس بيشتر     كه فضاي بخار بايد همواره عاري از كندانس و هوا باشد، استفاده از   تله بخار                 Float & Thermostatic مناسبتر است به شرطي كه فضاي نصب اين نوع تله موجود باشد.


شكل 4: فن كويل بخار   

-يونيت هيترهاي بخار : Unit heaters and air heater batteries 
يونيت هيترها و باتريهاي گرم كننده هوا ميزان زيادي از كندانس را توليد ميكنند و ضمناً داراي فضاي بخار   نسبتا كوچكي مي باشند و از طرفي چون معمولا در فضاهاي بزرگ با درجه حرارتهاي كمتر نصب مي شوند , امكان سرد شدن سريعتري را دارا مي باشند.  هرگونه جمع شدن كندانس     در كويل بخار باعث افت شديد دما و وزش هواي سرد خواهد شد و نيز ممكن است صدماتي   را نيز به يونيت هيتر وارد آورد.   بنابراين تله بخار Float & Thermostatic كه در نزديكترين فاصله به خروجي اين دستگاهها وصل مي شوند بهترين انتخاب مي باشد. هرگونه تبديل در لوله كندانس خروجي بايد با استفاده از تبديل نوع eccentric با قسمت زيرين صاف انجام گردد تا از برگشت كندانس به داخل كوئل جلوگيري شود. در جائي كه تعدادي يونيت هيتر در مسير جريان هوا با هم سري مي گردند, ميزان كندانس در بخشهاي اوليه بيشتر و در يونيتهاي هيترهاي آخري كمتر خواهد بود و مناسب است كه هر يونيت هيتر با تله بخار جداگانه تخليه گردد. (شكل 5)


 
 

  

 

شكل5: يونيت هيتر  بخار          

تله بخار جايگزين در يونيت هيترهاي بخار از نوع Inverted bucket  مي باشد     (مدل هاي HM و سري 200   كارخانه Spirax Sarco   )كه در اين صورت نصب شير تخليه هواي موازي با تله بخار لازم است . 
در صورت استفاده از فشارهاي بالاتر بخار در يونيت هيترهاي سري، ميتوان از جمع كردن كندانس و هدايت آن به ظرف فلاش بخار (Flash Vessel) استفاده نمود و بخار فلاش شده را مجدداً به يونيت هيترها رسانيد تا صرفه جويي در انرژي حاصل گردد. در صورت وجود سيستم كنترل دما در اين تجهيزات كه ممكن است به پديده Stall   منجر شود, استفاده از شير خلاء شكن در لوله بين شير كنترل و كويل بخار مفيد واقع خواهد بود. لوله كشي كندانس بايد با شيب به طرف مخزن كندانس اتمسفر يك صورت گير د و فراموش نشود كه تله هاي بخار يا فرض ايجاد شرايط Stall اندازه گذاري شوند.

- لوله هاي گرم كننده  (Overhead Pipe coils) :
لوله هاي طولاني بخار كه به منظور گرمايش بكار ميروند مانند خشك كننده‏هاي صنعتي، بايد به درستي اجرا گردند، زيرا نصب غير صحيح آنها باعث ايجاد ضربه چكش ,   كاهش انتقال حرارت و كنترل ضعيف دما خواهد شد. نصب تله بخار Float & Thermostatic بهترين انتخاب و در غير اين صورت استفاده از تله هاي بخار Inverted Bucket همراه با شير هواگير و يا تله هاي ترموستاتيك نيز بعنوان انتخابهاي جايگزين عملي  ميباشد.    

 

 

مقایسه تله های بخار

مقايسه ايستگاه هاي تله بخار فشرده با ايستگاه هاي تله بخار متداول
تله بخار! نام آشنايي در سيستم هاي بخار و كندانس كه تمامي مجتمع هاي صنعتي ، غير صنعتي و نفت و گاز و
پترو شيمي با آن سرو كار دارند.
تله بخار ، همان شير اتوماتيكي كه در مسير خروجي مصرف كننده هاي بخار ، خطوط اصلي توزيع بخار نصب
مي گردد تا هوا و كندانس را از سيستم توزيع بخار جدا نموده و مانع از افت حرارتي سيستم و انتقال حرارت
گردد.
تله بخارهايي كه امروزه در دنيا ساخته مي شوند و به دست مصرف كننده ها ميرسد از لحاظ نحوه عملكرد و نوع
آن كاملاً شناخته شده مي باشند.
هايي كه امروزه براي موارد مختلف استفاده مي گردند يا از خانواده تله هاي بخار مكانيكي Steam Trap
و يا از خانواده تله هاي بخار Inverted Bucket وBall Float and Thermostatic هستند مانند
Balanced و در نهايت از خانواده تله هاي بخار ترموستاتيك Thermodynamic Type ترموديناميك مي باشند
( ميباشند.( شكل 1 Bimetallic Type و Pressure Type
Spirax Sarco شكل 1: نماي برش خورده تله هاي بخارشركت
و جود تله بخار در خروجي مصرف كننده ها و يا مواردي كه در مسير جريان بخار قرار دارند اين اطمينان خاطر را ايجاد مي كند كه با خروج
كندانس از سيستم، ديگر مشكلاتي همچون ضربات چكش ، خوردگي ، افت حرارتي و . . . را نخواهيم داشت اما اين امر زماني مهيا ميگردد كه از
نحوه عملكرد تله بخار اطمينان خاطر بعمل آيد.
معمولاً براي داشتن يك تله بخار با راندمان بالا و طول عمر زياد وجود يك ايستگاه الزامي مي باشد . ايستگاههاي تله بخار در واقع همان
سيستمي مي باشد كه امروزه در اكثر كارخانجات ، مراكز مسكوني و مجتمع هاي نفت و گاز و پتروشيمي مشاهده مي گردد.
همانطور كه خوانندگان محترم مستحضر مي باشند براي داشتن يك ايستگاه ساده تله بخار قائدتاً داشتن دو عدد شير قطع و وصل در طرفين
كه معمولاً در زمان تعمير و By Pass ايستگاه به عنوان شيرهاي آب بندي كننده ايستگاه ( 1)و ( 2) ، يك عدد شير قطع و وصل به عنوان مسير
( مي باشد مورد استفاده قرار مي گيرد.( 3 Fail Close نگهداري و يا در مواردي كه تله بخار در وضعيت
[ گروه پايدار ايده [ 2

و بعضاٌ در برخي از ايستگاههاي تله بخار به منظور عمل تست و بازرسي تله هاي بخار از شيرهاي قطع و وصل
( در قبل و بعد از تله بخار استفاده مي گردد.( 4) و ( 5
( به انضمام يك عدد تله بخار كه در ميان شيرهاي قطع و وصل ايستگاه قرار گرفته است. ( شكل 2
شكل 2: ايستگاه متداول تله بخار
اگرچه وجود اين وضعيت مشخصات يك ايستگاه تله بخار را مهيا مي كند اما در بسياري از موارد حتي يك صافي در قبل از تله بخار ، يك
( سايت گلاس جهت تست تله بخار و يا شير يكطرفه در بعد از تله بخار به ايستگاه اضافه مي گردد.( شكل 3
شكل 3: نمايي از يك ايستگاه كامل متداول تله بخار
اما مسئله بسيار مهم كه امروزه به آن توجه بسياري مي گردد آن است كه اين ايستگاه ها كه به خود عنوان ايستگاه هاي متداول را گرفته است
داراي مشكلات زيادي مي باشد .
از جمله آن مي توان به افزايش وزن يك ايستگاه با توجه به تجهيزات گوناگون آن و در ثاني با افزايش تجهيزات مورد نياز ايستگاه كه به نوع تله
بخار آن بستگي دارد كه منجر به افزايش طول ايستگاه تله بخار ميگردد اشاره نمود و همچنين افزايش هزينه تعميرات و نگهداري ، زمان نصب و
راه اندازي و . . . افزايش مي يابد.
نكته قابل توجه آنكه رعايت استاندارد خط و اتصالات در ايستگاه تله بخار هاي متداول بسيار حائز اهميت مي باشد و معمولاً به علت ضعف در
سيستم تعميرات و نگهداري مشاهده مي گردد شيرهاي قطع و وصل از استانداردهاي مختلف مي باشند و يا آنكه در برخي از ايستگاهها از
اتصالات مختلف ( دنده اي ، فلنجي ، جوشي ) استفاده مي گردد.
600mm minimum
Bypass Upstream vent Downstream
vent / test
Upstream isolation Downstream isolation
1 2
3 4 5
Isolation
valve
Strainer Spiratec
Chamber
Ball Float
Steam Trap
Lift Check
Valve
[
اين امر در بسياري از موارد بسته به نوع اتصال تله بخار مشاهده مي گردد به عنوان مثال تله بخار با استاندارد دنده
اي كه به طرفين آن فلنج ج وش داده مي شود تا بر روي ايستگاه فلنجي نصب گردد .
اما امروزه كليه مصرف كنندگان و مشتريان تله هاي بخار به دنبال سيستمي مي باشند كه به عنوان جايگزين
ايستگاه تله هاي بخار متداول اولاً داراي هزينه كمتري باشد و در ثاني جا و فضاي كمتري براي نصب اشغال كند
و در نهايت نياز به حداقل تعميرات و نگهداري داشته باشد.
همچنين بتوان در اين راستا از جنس بدنه اي استفاده كرد تا طول عمر ايستگاه تله بخار افزايش يابد.
اشاره نمود. Spirax Sarco در اين راستا مي توان به ايستگاههاي فشرده تله بخار ساخت شركت
(Quick Fit Compact Steam Trapping): ايستگاه هاي فشرده تله بخار
اين مدل از ايستگاه ها كه كاملاً پيش ساخته مي باشند به عنوان جايگزين ايستگاه هاي متداول تله بخار مطرح
ميگردند.
نسل جديد ايستگاه هاي تله بخار با توجه به مزيت هاي بسياري دارد كه پاسخگوي نيازهاي متقاضيان مي باشد.
به طوركل ايستگاه تله بخارهاي فشرده به پكيجي اتلاق مي گردد كه داراي يك يا دو شير قطع و وصل ، يك مسير باي پس و دو مسير تخليه در
قبل و بعد از تله بخار باشد با توجه به اين نكته كه تله بخاري كه برروي اين پكيج ، تنها توسط دو عدد پيچ ساده متصل مي گردد از نسل جديد
از UFT,UBPT,UIB,UTD كه از همان خانواده اصلي تله بخار مي باشد كه با عنوان Universal Steam Trap تله هاي بخار يعني
( ارائه مي گردد. ( شكل 4 Spirax Sarco شركت
Spirax Sarco شكل 4: نمونه تله هاي بخار با استفاده اتصال از كناره شركت
از مزاياي ايستگاه هاي فشرده كه بسيار حائز اهميت مي باشد مي توان به فضاي بسيار كمي اشاره نمود كه اين ايستگاه اشغال مي كند به عنوان
mm 600 اشغال مي كند در صورتي كه ايستگاه تله هاي بخار فشرده فضاي mm مثال يك ايستگاه متداول تله بخار حداقل فضايي در حدود
125 را بيشتر اشغال نمي كند.
در ايستگاه هاي متداول تله هاي بخار حداقل 21 نقطه بايد دنده زني يا جوش كاري گردد ، زماني در حدود 4 ساعت طول مي كشد تا اين
13/5 خواهد داشت با توجه به kg ايستگاه نصب گردد . 2 ساعت زمان نياز مي باشد تا تله بخار جايگزين گردد و اين ايستگاه وزني در حدود
اين نكته كه احتمال نشتي بخار در 5 نقطه وجود خواهد داشت و ضريب انتقال حرارت آن با محيط بسيار زياد مي باشد در صورتي كه در
ايستگاههاي فشرده تله هاي بخار 2 نقطه جهت جوش كاري بيشتر مورد نياز نمي باشد و زماني در حدود 45 دقيقه براي نصب ايستگاه مورد نياز
6 بيشتر نخواهد داشت و همچنين ضريب انتقال حرارت kg بوده و زماني در حدود 4 دقيقه براي تعويض تله بخار، اين ايستگاه وزني در حدود
( پاييني با محيط دارا ميباشد(شكل 5

شكل 5: نمونه اي از ايستگاه هاي فشرده تله بخار
با توجه به خاصيت اين ايستگاهها به اين نكته ميتوان اشاره نمود كه جهت تعمير و يا تعويض تله هاي بخار ديگر
نيازي به برهم زدن استاندارد ايستگاه نمي باشد. چراكه تله هاي بخار اين ايستگاهها تنها با دو عدد پيچ ويك عدد
آچار مخصوص ظرف زماني بسيار كوتاه از پهلوي ايستگاه باز شده و مجددا پس از تعمير ي ا تعويض نصب
ميگردد.
در اين زمينه بسيار متنوع ميباشد و اين قدرت اختيار را به مشتريان خود ميدهد كه بسته به شرايط موجود هر Spirax Sarco محصولات شركت
مدل از ايستگاه را كه بخواهند تهيه كنند به عنوان مثال ايستگاههايي وجود دارد كه تنها يك صافي ميباشند و يا داراي يك شير ورودي هستند و يا
( يك شير ورودي و يك باي پس ميباشند و يا حالتهاي ديگر(شكل 6
Spirax Sarco شكل 6: مدل هاي مختلف ايستگاه هاي فشرد شركت
ساخته و PC30,PC40,PC20,PC اين ايستگاههاي فشرده بسته به نوع تكنولوژي آنها و تجهيزات نصب شده بر روي آنها با عناوين سري 10
به بازار عرضه ميگردد.
نكته قابل توجه در مورد اين پكيج ها در مورد شيرهاي قطع و وصل آنها ميباشد چراكه اين شيرها از خانواده شيرهاي پيستوني ميباشند كه در رنج
شيرهاي موجود در سيستم هاي بخار و كندانس در نوع خود بي نظير ميباشد(علاقمندان محترم به مطالب فني و مقالات شيرآلات سيستم هاي بخار
و كندانس ميتوانند جهت كسب اطلاعات بيشتر با دفتر فني سازه پايدار ايده ارتباط برقرار نمايند)
چند نمونه از موارد استفاده ايستگاههاي فشرده تله هاي بخار:
Spirax استفاده از اين ايستگاهها هيچ محدوديتي براي نوع تله بخار و يا نوع مصرف كننده خاصي ندارد چراكه ايستگاههاي جديد شركت
به دليل جنس بدنه مناسب آن، شيرآلات آن و... قابليت استفاده در صنايعي همچون نفت و گاز و پتروشيمي ، صنايع غذايي، نساجي، Sarco
ماشين آلات خشك كن، خطوط پروسس و ... را دارا ميباشند.
125 mm
[
( و يا خطوط اصلي انتقال بخار اشاره نمود(شكل 7 (Tracing) بهترين موارد استفاده ميتوان به خطوط گرم كن
شكل 7: نمونه اي از كاربرد ايستگاه هاي فشرده تله هاي بخار
و (PC علاقمندان ميتوانند جهت دريافت هر گونه اطلاعات بيشتر در خصوص ايستگاههاي فشرده تله بخار (سري
يا نحوه انتخاب و طراحي آنها با دفترگروه پايدار ايده تماس حاصل فرمايند.

پمپ های کندانس مکانیکی

پمپهاي كندانس الكتريكي

مدتهاي زيادي از پمپهاي كندانس الكتريكي به منظور جمع آوري و برگشت كندانس استفاده   مي شده است . به طور معمول دماي خطوط نرمال كندانس برگشتي حدود 160°F-180°F           مي باشد، كه مشكل خاصي براي پمپهاي الكتريكي بوجود نمي‏آورند. وقتي دماي كندانس به 200°F يا بالاتر برسد، مشكل كاويتاسيون (جوشش و تبخير آب )  در پمپهاي الكتريكي     بوجود خواهد آمد.   كاويتاسيون درواقع تبخير سريع كندانس به محض وارد شدن به روي پره‏هاي پمپ مي باشد، جائي كه فشار كمتر از فشار اتمسفريك است . اين پمپها غالبا  داراي يك محفظه جمع‏آوري كندانس در ورودي     هستند تا جريان يكنواخت، ثابت و خنكي را فراهم نموده و امكان خنك سازي   سيل مكانيكي پمپ نير فراهم شود . اگر سيل مكانيكي به طور خشك كار نمايد، در مدت زمان كوتاهي دماي سيا ل بالا رفته و باعث خسارات احتمالي خواهد شد و در نتيجه امكان نشت كندانس به خارج از پمپ و يا حتي بداخل الكتروموتور وجود خواهد داشت. شكل شماره 1 نشان دهنده پمپ كندانس الكتريكي مي باشد.



شكل شماره 1 : پمپ كندانس الكتريكي

در سالهاي  گذشته، سازندگان پمپهاي كندانس الكتريكي، با استفاده از يك اريفيس نصب شده در خروجي پمپ، دبي دقيق و فشار مورد نظر را تامين مي‏نمودند. در سالهاي اخير، سازندگان پمپها نصب اين قطعه را متوقف كرده و فقط   در دفترچه راهنماي نصب پمپها، به مشتري اطلاعات لازم جهت نصب اريفيس را مي‏دهند كه معمولاً بندرت به دست تيم مجري طرح ها  مي‏رسد و در خروجي پمپها تنها يك شير قطع و وصل و شير يكطرفه نصب مي گردد. شيرهاي قطع و وصل نيز فقط در وضعيت باز و بسته كار مي نمايند   و نمي‏توانند وظيفه   شير محدودكننده جريان (نظير اوريفيس) را انجام دهند. از آنجائي شيرهاي ايزوله در هنگام كار سيستم كاملاً باز هستند. پمپ آنقدر   روي منحني كار خود   جابجا             مي شود تا با توجه به شرايط كار سيستم در نقطه‏اي خاص ثابت شده و   بر فشار سيستم غلبه نمايد، بنابراين پمپ طبق شرايط   طراحي خود كار نخواهد كرد و در نتيجه NPSH لازم جهت پمپ كه حداكثر دماي جريان قابل پمپاژ بدون ايجاد شرايط كاويتاسيون را تعيين مي‏نمايد، تغيير خواهد نمود و در عمل منجر به صدمه مرتب در سيل مكانيكي خواهد شد   و نياز به تعميرات پياپي را خواهد داشت.
ميزان NPSH   پمپ براحتي مي تواند توسط فرمول زير محاسبه شود :
NPSH =  144x(Pa-Pvp)/W + hs –hf
Pa =         فشار مطلق در مخزن ذخيره ورودي پمپ بر حسب psi       (در مورد مخزن ذخيره داراي ونت , برابر فشار اتمسفريك مي باشد . )
Pvp = فشار مطلق        كندانس در دماي سيال بر حسب psi 
hs =         فشار مكش بر حسب فوت ( مثبت براي ارتفاع بالاتر از پمپ و منفي براي ارتفاع پائين تر از مكش پمپ )
hf =     افت فشار در مكش پمپ بر        حسب فوت
W =         چگالي آب بر حسب پوند بر فوت مكعب در دماي سيال

فشار مطلق درورودي پمپ      برابر است با :
فشار اتمسفريك داخل مخزن ذخيره بعلاوه فشار استاتيك ناشي از ارتفاع عمودي ستون آب بالاي پمپ منهاي افت فشار شيرها , لوله ها و اتصالات بين مخزن ذخيره و پمپ .
اگر اين فشار مطلق بيشتر از فشار مطلق بخار آب در دماي كندانس ورودي به پمپ باشد , بنابراين هد خالص مكش  مثبت در ورودي پمپ وجود خواهد داشت . با فراهم كردن اين مقدار مثبت NPSH توسط سازندگان پمپ , از جوشيدن آب در ورودي پمپ جلوگيري خواهد شد و بنابراين كاويتاسيون رخ نخواهد داد. اگر آب ورودي به پمپ در دماي بالاتري از حد پيش بيني شده وارد شود , فشار بخار آب افزايش يافته و بنابراين هد استاتيك بيشتري در ورودي پمپ لازم خواهد بود تا از ميزان كافي  NPSH  اطمينان حاصل گردد.      
پمپهاي الكتريكي كندانس نياز به تنگ كردن مجراي جريان (Throttling) در خروجي دارند و حتماً بايد از فشار سنج بلافاصله در خروجي پمپ و سپس شير Throttling استفاده شود. اگر مسئله كاويتاسيون در نتيجه دماي زياد سيال همچنان ادامه داشته باشد، تنها راه   ممكن خنك كردن سيال تا دماي قابل پمپاژ در محفظه مناسب مي باشد. اين امر راه حلي ساده به نظر ميرسد، ولي در واقع با كاهش دماي كندانس قابليت انحلال اكسيژن بالا مي‏رود و در نتيجه كندانس با درصد بالاتري از اكسيژن به ديگ خواهد رسيد و در نتيجه ميزان بيشتري از مواد شيميايي بايد به آب اضافه شود تا درصد اكسيژن را كاهش دهد. مواد شيميايي لازم براي اين كار، سديم سولفات مي باشد و براي جدا كردن 1PPM اكسيژن حدود 8PPM سديم سولفات مورد نياز است. بنابراين سرد كردن كندانس ممكن است راهي براي تسهيل پمپاژ باشد ولي باعث ايجاد مصرف بيشتر مواد شيميائي، اتلاف انرژي،‌ افزايش خوردگي و كاهش عمر خطوط كندانس و  خواهد شد.

پمپهاي كندانس مكانيكي

          امروزه به منظور پمپاژ كندانس از پمپهاي مكانيكي استفاده مي‏گردد،‌ اين پمپها هيچگونه احتياجي به اتصال الكتريكي، پره‏هاي دوار با سرعت بالا،‌سيل مكانيكي حساس به دما و يا ظروف بزرگ جهت ذخيره سازي و خنك كردن سيال ندارند.  پمپهاي مكانيكي كندانس ساخت شركت Spirax Sarco     با قدرت تحمل   فشار   300PSIG ,   مي توانند با استفاده از نيروي بخار، گاز و يا هواي فشرده كار   نمايند . در شكل هاي شماره 2و3 قسمتهاي داخلي پمپ كندانس مكانيكي و پكيج كامل اين پمپها نشان داده شده است .

شكل شماره 2 : نحوه لوله كشي و متعلقات پمپ كندانس مكانيكي   
شركت Spirax Sarco
شكل شماره 3 : پمپ كندانس مكانيكي
مدل
MFP14شركت Spirax Sarco


   

با استفاده از اين پمپها در سيستمهاي باز اتمسفريك , ديگر نيازي به نصب مخازن ذخير بزرگ در ‌ ورودي به   پمپها نبوده و  كندانس مي تواند با دماي بالا پمپاژ گردد. پمپ مكانيكي را     مي توان زير تجهيزات و مبدلهاهاي حرارتي نصب كرد تا   كندانس را با دماي بالا (تا 212°F ) بدون هيچگونه كاويتاسيون يا مسائل مكانيكي پمپاژ نمايد. با اين وجود يك مخزن ذخيره كوچك در ورودي پمپ لازم است تا خروجي تمام تراپهائي كه به آن تخليه مي شوند داراي فشار اتمسفريك 0 PSIG باشد و فشار برگشتي روي آنها اعمال نگردد.امروزه   نيازهاي صنعت به استفاده از انرژي بخار با بالاترين راندمان، بازگشت كندانس با بالاترين دماي ممكن را طلب مي نمايد و در ضمن حتي القدور بايد از ونتهاي كمتري نيز استفاده كرد تا اتلاف بخار فلاش شده به حداقل برسد. بدين منظور و براي استفاده از بخار با   بالاترين راندمان بخار و افزايش عمر دستگاهها، سيستمهاي بسته برداشت و بازيافت كندانس از موثرترين شيوه‏ها مي‏باشد. در سيستم بسته، كندانس از خطوط بخار جدا گشته و در دماي اشباع بازيافت مي گردد و مستقيماً به مخزن دي اريتور در موتورخانه برگشت داده مي شود. بازگشت كندانس با دماي اشباع بدين شيوه باعث كاهش تقاضاي بخار دي‏اريتور به منظور گرم كردن كندانس شده و نيز مواد شيميايي افزودني را نيز كاهش مي دهد و نيز از تخليه كامل مبدلهاي حرارتي و كويلهاي گرمايي اطمينان حاصل مي شود و در نتيجه خوردگي كويل و يا امكان انجماد و صدمه به آن را كاهش ميدهد.شكل شماره 4 نصب پمپ كندانس مكانيكي درخروجي يك مبدل حرارتي رانشان ميدهد .

 

 

شكل شماره 4 : نصب پمپ كندانس در خروجي مبدل حرارتي


اكثر تجهيزات بخار كه داراي كنترل دما مي باشند، با توجه به ميزان درخواست بخار دستگاهها ، داراي فشارهاي بخار متفاوت مي باشند. اين نوسانات فشار در اثر باز و بسته شدن شيرهاي كنترل دماي ورودي دستگاهها اتقاق مي‏افتد. در مواقع عادي، فشار ورودي به تله‏هاي بخار كافي بوده و جهت غلبه بر فشار خط كندانس و ارتفاع خط كندانس و در نتيجه تخليه تراپ مناسب است، ولي در بسياري از مواقع نيز به علت كاهش فشار بخار ورودي   به دستگاهها، فشار كندانس ورودي به تله بخار نيز كاسته شده و قدرت لازم جهت تخليه تله بخار وجود نخواهد داشت. در اين موقع، كندانس تخليه نشده و داخل مبدلهاي حرارتي و كويلها گير مي‏افتد، در نتيجه تغييرات زياد حرارتي كاهش راندمان رخ داده و نيز شرايط مناسب براي يخ زدن كويل در صورت خاموشي سيستم و برودت هوا  فراهم مي شود، چرا كه كندانس تخليه نشده است. نصب پمپهاي كندانس در خروجي تجهيزات، اجازه تخليه كامل كندانس و ارسال آن به خط كندانس را در   تمامي شرايط بدست مي‏دهد. وقتي فشار بخار ورودي به مجموعه پمپ  بزرگتر از فشار خروجي باشد، فشار بخار ورودي به تنهائي كندانس را  عبور داده و تخليه مي نمايد و در صورتي كه فشار ورودي برابر يا كمتر از فشار خروجي باشد، ابتدا كندانس به طور كامل داخل محفظه پمپ جمع‏آوري مي شود، سپس با استفاده از فشار بخار جداگانه (يا گاز و يا هواي فشرده)، كندانس به خارج از پمپ انتقال مي‏يابد. سيكل كاري بدين صورت است كه ابتدا كندانس خروجي از تجهيزات وارد مخزن كوچك ذخيره شده و سپس در محفظه پمپ جمع‏آوري مي‏گردد (در اثر نيروي جاذبه)، در اين لحظه توسط يك مكانيزم اهرمي دو مرحله‏اي، شير خط بخار محرك ورودي به محفظه پمپ باز شده و شير تخليه (اگزاست) بسته مي شود، در اثر اعمال فشار بخار محرك ورودي به روي كندانس، تمام كندانس داخل محفظه به خارج از پمپ پمپاژ مي شود، در مرحله دوم , شير ورودي بخار محرك بسته شده و شير اگزوز باز مي شود تا فشار داخل محفظه پمپ با فشار محفظه مخزن ذخيره يكسان شودودرنتيجه مجدداُ كندانس اجازه ورود به محفظه پمپ را خواهد داشت تا سيكل فوق ازسر گرفته شود.شكل هاي شماره5 و6 نحوه كار پمپهاي مكانيكي شركتSpirax Sarco نشان داده شده است.
پمپ كندانس مكانيكي را نشان مي دهند .
 

شكل شماره 5 :مرحله پرشدن پمپ كندانس 
شكل شماره 6 :مرحله تخليه پمپ كندانس

از آنجايي كه پمپ فقط توسط   نيروي جاذبه پر مي شود، پدپده كاوتياسيون رخ نداده و قادر به پمپاژ آب در حال جوش يا سيالات مشابه ديگر مي باشد . ظرفيت اين پمپها بستگي به ارتفاع لوله و مخزن قبل از پمپ، قطر لوله‏هاي كندانس، فشار سيال محرك (بخار، گاز و يا هوا) كل ارتفاع لازم خروجي پمپ دارد.در واقع ارتفاع قابل دسترسي پمپ به اختلاف ارتفاع خالص بين ورودي پمپ و انتهاي خط كندانس، افت فشار در اتصالات و لوله‏ها و شيرآلات، ‌افت فشار كندانس در مسير و فشار لازم جهت جريان يافتن كندانس بستگي دارد.با توجه به نوع كاربرد، پمپهاي مكانيكي بگونه اي لوله كشي مي شوند كه بتوانند به اتمسفر تخليه شوند. فقط در زمان كوتاه تخليه، چك ولو مربوط به شير اگزوز بسته شده و مانع از خروج هوا و بخار مي گردد. به منظور جلوگيري از برگشت احتمالي كندانس بداخل تجهيزات، محفظه ذخيره ورودي پمپ بايد با حجم كافي كه در كاتالوگ معلوم شده است در نظر گرفته شود.
پكيج هاي كامل پمپهاي كندانس ساخت شركت Spirax Sarco   بصورتكامل      ارائه شده و  آماده نصبو      بهره برداري   مي باشند و     قادر به پمپاژ تا 6000 kg/hr  كندانس به     ارتفاع متغير 4 الي 80 متر با توجه به شرايط فشار بخار يا سيال محرك و فشار ورودي كندانس و فشار برگشتي روي پمپ مي باشند . در شكل شماره 7پكيج كامل پمپ كندانس مكانيكي      Spirax Sarco  نشان داده شده است.      

شكل شماره  7 :پكيج كامل پمپ كندانس مكانيكي ساخت شركت Spirax Sarco    مدل MFP14PPU 


درسيستم هاي فشار پائين با فلاش بخار 50 lb/hr يا كمتر مي توان خروجي كندانس تجهيزات را مستقيماً به يك پمپ مكانيكي با سايز كوچك وصل نمود و كندانس را تخليه نمود   در فشارهاي بالاتر و ميزان كندانس زياد، ميزان فلاش بخار بيشتر بوده و نياز به نصب مخزن ذخيره ضرروري مي باشد. به منظور جلوگيري از خروج كندانس از لوله ونت، مخزن طوري اندازه گذاري مي شود كه سرعت جريان  كمتر از      10 FPS باشد .
شركت Spirax Sarco   در توليدات جديد خود , مجموعه مشترك پمپ مكانيكي كندانس همراه با تله بخار را ابداع كرده است.ساختار داخلي اين وسيله نيز از دو عدد شناور و مكانيزم اهرمي چند مرحله اي تشكيل شده است. از اين مجموعهدر      مواردي كه ارتفاع  نصب خط كندانس يا فشار داخل آن (بطور كلي فشار برگشتي) زياد است و تله هاي بخار بتنهائي قادر به ارسال كندانس به داخل خطوط كندانس نيستند , استفاده شده وبطور همزمان وظيفه تله بخارو پمپ مكانيكي كندانس را انجام مي دهد.      شكل شماره 8 نشاندهنده تله بخار و پمپ مشترك كندانس ساخت شركت  Spirax Sarco  مدل     APT14     مي باشد. خوانندگان محترم مي توانند جهت دريافت اطلاعات بيشتر      مي توانند با دفتر نمايندگي شركت Spirax Sarco   در ايران (شركت صنايع پايدار ايده ) تماس حاصل نمايند. 


شكل شماره  8 تله بخار و پمپ مشترك كندانس ساخت شركت Spirax Sarco مدل APT14
   
     




 

ادامه نوشته

محاسبه بار سرمایشی - 1

محاسبه بار سرمایشی

****************

بارسرمایشی ساختمان دو نوع است :

 

1) بار واقعی ( بار فضا ) Actual 

2) بار اسمی ( بار دستگاه ) Naminal 

 

َAF * cfm * ( T 3 – T 2 )  ًQ Actual = بار واقعی

 

َAF * cfm * ( T 1 – T 2 ) ً = Q Naminalبار اسمی

 

ضریب هواست وبه ارتفاع از سطح دریا بستگی داردAF=  

 هوای ورودی به کویل T 1 =

 هوای خروجی از کویل ( ورودی به فضا) T 2 =  

 هوای برگشتی از فضا ( طرح داخل) T 3 =  

 

*برای محاسبه بار سرمایشی 3 روش محاسباتی وجود دارد که به شرح زیر می باشد:

 

1- محاسبه بار سرمایشی بر اساس نوع کاربری و مساحت فضا و طرح داخل و خارج

 

2- محاسبه بار سرمایشی بر اساس میزان هوای تازه و شرایط اقلیم منطقه

 

3- محاسبه بار سرمایشی بر اساس حجم فضا

 

                        

جدول (( 1-A

AF

ضریب هوا

Elevation  ارتفاع از سطح دریا          ( فوت )

1.08

0

1.04

1000

1.01

2000

0.97

3000

0.93

4000

0.87

5000

0.83

6000

0.81

7000

0.80

8000

0.77

9000

0.74

10000

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

1- محاسبه بار سرمایشی بر اساس نوع کاربری و مساحت فضا و طرح داخل و خارج :

 

 

الف) مساحت فضا را بر حسب متر مربع بدست می آوریم

 

ب) شرایط دمای طرح داخل و خارج منطقه را از جدول شرایط اقلیم استخراج می کنیم

 

ج) ارتفاع از سطح دریا را برای شهر مورد نظر از جدول ( 1- A ) برحسب فوت مشخص می کنیم

 

 د) ضریب بار برودتی CLF  رااز جدول ( 2 – A ) پیدا می کنیم

 

 

جدول (( 2-A

 

CLF

cfm

Ft 2

 

نوع کاربری فضا

1

ساختمان مسکونی – آپارتمان

 

1.2

ساختمان اداری - تجاری

 

1.5

محیط های آموزشی – مدارس

 

2

محیط های درمانی – بیمارستان ( اتاق بیماران)

 

2.5

ساختمان چند منظوره – مجتمع ها – فروشگاه های بزرگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدار بار برودتی را از رابطه زیر بدست می آوریم :

 

Q= 11 * AF * CLF * Area * ( Xto+ Y ti – 55)

    

مثال: مقدار بار برودتی برای یک ساختمان اداری واقع در شهر تهران را که زیر بنای مفید آن 100  

 

متر مربع است محاسبه نمایید.

 

 

Q = 11 * 0.93 * 1.2 * 100 * ( 0.2 * 102 + 0.8 * 75 – 55 ) =31181 Btu/h

 

تن تبرید Q = 26 RT 

 

درجه فارنهایت     To = 102

 

 ضریب هوا    Af = 0.93

 

ضریب بار برودتی  CLF = 1.2 

محاسبه بار سرمایشی - 2

 

 

2- محاسبه بار سر مایشی بر اساس میزان هوای تازه وشرایط اقلیم منطقه :

 

می توانیم بار برودتی یک ساختمان را بر اساس میزان هوای تازه مورد نیاز آن ساختمان با در نظر

 

گرفتن شرایط اقلیم ایران و نوع کاربری آن ساختمان از فرمول زیر محاسبه نماییم :

 

Q = 16.6 * AF * Area * ( KX + 22 ) 

 

در صورتی می توانیم از رابطه فوق استفاده کنیم که درجه حرارت خشک هوای طرح داخل بین 76f

 

تا 80f  باشد .

 

ضریب هواست که به ارتفاع از سطح دریا برای منطقه ای که ساختمان در آنجا واقع است بستگی دارد که از جدول ( 1-A  ) استخراج می شود=  AF

 

 ضریبی که به شرایط اقلیم منطقه مورد نظر بستگی دارد که از جدول ( 3 – A  ) استخراج می شود K =

 

 مساحت ساختمان بر حسب متر مربع Area =

 

  درصد هوای تازه X =

 

 

 

جدول (( 3 -A

K

 

درجه حرارت خشک هوای خارج در تابستان بر حسب درجه فارنهایت

23

95- 100

28

101 - 105

32

106 - 110

38

111 - 115

43

 116 - 120

48

121 - 125

53

126 - 130

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مثال یک  :

 

بار سرمایی اتاق عملی در یک بیمارستان به مساحت 50  متر مربع را برای شرایط Full fresh air

 

و بار سرمایی اتاق بستری بیماران در همین بیمارستان به مساحت 50 متر مربع را برای شرایط 20%

 

هوای تازه بدست آورید .( بیمارستان مذکوردر نهران واقع است ) .

 

Full fresh air = Q = 16.6 * 0.93 * 50 * ( 23 * 1 + 22 ) = 34735.5 Btu / h  

 

   تن تبرید Q = 2.9 RT

 

fresh air 20% = Q = 16.6 * 0.93 * 50 * ( 23 * 0.2 + 22 ) = 20532.5 Btu / h

 

 تن تبرید Q = 1. 7  RT

 

مثال دو :

 

کلاس درسی را با ابعاد 30 * 25  فوت مربع و ارتفاع 10  فوت در نظر بگیرید .این کلاس شامل:

 

بیست دانش آموز است و در شمال کشور واقع شده است . درجه حرارت خشک طرح داخل 78f  

 

و درجه حرارت خشک طرح خارج 95f  و رطوبت نسبی طرح خارج  80%  است بار برودتی 

 

واقعی و اسمی فضا را بدست آورید .

 

Actual = بار واقعی = بار فضا = در اثر عواملی از قبیل تابش خورشید به جدارهای خارجی – بارهای داخلی – نفوذ هوای خارج بوجود می آید

 

Naminal = بار اسمی = بار دستگاه = ظر فیت کویل دستگاه تهویه مطبوع است که با توجه به میزان هوای تازه و شرایط طرح خارج تعیین می گردد

 

پس از محاسبه مقدار هوای تازه مورد نیاز هر فضا بار Actual بار واقعی فضا را از فرمول زیرمحاسبه 

 

می کنیم : 

 

 ( درجه حرارت خروجی از کویل - درجه حرارت خشک طرح داخل Q = AF * Cfm * Delta T (  

 

 

 چون کلا س درس در منطقه اقلیم شما ل کشور است پس : AF = 1.08  و Clf = 1.5 

 

cfm         105         cfm        105                    

 Clf = ----------- = ----------- = ----------- = ----------- = cfm=1125

                 Ft2         1.5     (  30 * 25)                        1.5                                                        

در نتیجه بار واقعی فضا برابر است با :

 

Q = Af * Cfm * Delta T = 1.08 *1125 * ( 78 – 55 ) = 27945 Btu / h

 

بار اسمی = با ر واقعی + بار نهان ناشی از هوا + با ر محسوس

 

تعداد نفرات کلاس =  20 نفر

 

میزان هوای تازه مورد نیاز برای کلاس درس = 15 cfm / person

 

بار محسوس ناشی اطز هوای تازه = Q = 1.08 * 300 * ( 95-55) = 12960 Btu /h

 

بار نها ن ناشی اطز هوای تازه = Q = 4840 * Cfm * Delta w = 4840 * 300 * ( 0.029 - .009 ) = 29040Bty / h

 

در محاسبه بار نهان = Delta w  از چارت سایکرومتریک با در دست داشتن db = 95f و Rh= 80%

 

W = 0.029  است و برای هوای خروجی کویل db = 55f  و Rh %  مقدار 0. 009   w =  بدست

 

می آید. بنابر این بار اسمی فضا از جمع بارهای قبلی بدست می آید

 

Q = 27945+ 12960 + 29040 = 69945 Btu / h = 5.8 RT 

 

 

 

3- محاسبه بار سرمایشی بر اساس حجم فضا :

 

هنگامی که ارتفاع کف تا سقف یک ساختما ن از حد معمول 3 m  بیشتر شود و محاسبه بار سرمایی آ ن بر

 

اساس مساحت ساختمان قابل اعتبار نمی باشد زیرا با افزایش ارتفاع یک ساختمان حجم آن نیز افزایش یافته

 

و به مقدار جریان هوای بیشتری جهت تامین شرایط آسایش نیاز می باشد و در نتیجه حجم هوای بیشتری باید

 

از کویل سرمایی دستگاه هواساز عبور کند تا این شرایط را ایفا نماید برای این منظور چنانچه در جداره های

 

خارجی یک ساختمان از عایق های معمولی استفاده شده باشد و درصد استفاده از روشنایی – افراد و سایر

 

تجهیزات در آن متوسط باشد از رابطه سر انگشتی زیر می توانیم بار سرمایی یک ساختمان را محاسبه نماییم:

 

Q ( Btu / h ) = 6.16 * V * AF * K

 

حجم فضا برحسب متر مکعب V =    

 

ضریب هوا از جدول ( 1 – A  )  AF =

 

ضریب شرایط اقلیم منطقه از جدول ( 4 – A  ) K =

 

 

 

جد ول ( 4 – A  )

 

K

 

درجه حرارت خشک هوای خارج در تابستان بر حسب درجه فارنهایت

25

95- 100

26

101 - 105

27

106 - 110

28

111 - 115

29

 116 - 120

30

121 - 125

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مثال :

 

مقدار بار سرمایی یک واحد صنعتی به مساحت 500 متر مربع و ارتفاع 6m  را بدست

 

آورید . این ساختمان در تهران واقع شده است .

 

Q = 6.16 * 500 * 6 * 0.93 * 25 = 249660 Btu / h

 

   Q = 35.8 TON

ادامه نوشته

انواع رادیاتور فولادی

انواع رادياتور فولادی(شوفاژ)

s13- Steel Radiators 

توضيحات عمومي و تبديل واحدها:
 
 1- ارتفاع بلوکهای رادیاتور فولادی پس از نصب روی پایه مربوطه 6 سانتیمتر بیشتر از ارتفاع کل هر پره می باشد.
2-جهت مشاهده مشخصات فني و قيمتها، روي هر يك از انواع محصولات زير كليك فرمائيد.

1 G.P.M. X 0.2271 = 1M³/hr.


M² = 10.764 Ft.²

1 Atm. = 14.7 P.S.I.


1 K.Cal. = 4 B.T.U.

1 Gal .(am.) = 3.785 Lit.


1M³/hr.  X 4.4 = 1 G.P.M.

در اين گروه از تجهيزات مشخصات فني و بهاي رادياتورهاي فولادي استاندارد از توليد کنندگان معتبر ( همراه با شکل )به شرح زير ارائه گرديده است.


شرکت آژیر

رادياتور فولادي 300در200

رادياتور فولادي 500در200

رادياتور فولادي 600در200

رادياتور فولادي رادیانت(دکوراتيو) 500در100 - دیواری

رادياتور فولادي رادیانت(دکوراتيو) 500در150 - زمینی

رادياتور فولادي رادیانت(دکوراتيو) 600در150 - زمینی

پانل رادياتور مدل 600


شرکت

رادياتور فولادي 300در200

رادياتور فولادي 500در200

رادياتور فولادي 600در200
رادياتور فولادي رادیانت(دکوراتيو) 500در100 - دیواری

رادياتور فولادي رادیانت(دکوراتيو) 500در150 - زمینی

رادياتور فولادي رادیانت(دکوراتيو) 600در150 - زمینی

پانل رادياتور مدل 600


شرکت گرماخیز

رادياتور فولادي 300در200

رادياتور فولادي 500در200

رادياتور فولادي 600در200


شرکت اردکان

رادياتور فولادي 300در200

رادياتور فولادي 500در200

رادياتور فولادي 600در200

انواع رادیاتور آلومینیومی

انواع رادياتور آلومينيومی (شوفاژ)

s12- Aluminium Radiators 

توضيحات عمومي و تبديل واحدها:
 1- برای محاسبه تعداد پره های رادياتور مورد نياز جهت هر يک از فضاهای ساختمان خود، ضمن اعلام ابعاد و موقعيت مکاني آن با کار شناسان ما مشورت فرمائيد.

2-همچنين قبل از انتخاب رادياتور، فاصله لوله هاي بالا و پائين محل نصب رادياتور را اندازه گيري فرمائيد(35 يا 50 يا 60 سانتيمتراست؟)

 3- انواع رادیاتورهای آلومینیومی بصورت دیواری (روی دیوار) نصب می گردند و فاصله پایین هربلوک از کف تمام شده می باید 10 تا 12 سانتیمتر باشد.

4-جهت مشاهده مشخصات فني و قيمتها، روي هر يك از انواع محصولات زير كليك فرمائيد.

1 Atm. = 14.7 P.S.I.


 1 K.Cal. = 4 B.T.U.


مرکز پخش و فروشگاه تخصصی انواع دستگاههای گرمایش و سرمایش 

آيا رادياتورهاي شما دائما هوا مي گيرند؟


شرکت دما تجهيز

رادياتورهاي آلومينيومي تمام دايکاست Super Heat

رادياتورهاي آلومينيومي تمام دايكاست Majical

اطلاعات بيشتر(لینک) 


شرکت ایران رادیاتور

رادياتورهاي آلومينيومي تمام دايکاست

رادياتورهاي آلومينيومي حوله خشکن

رادياتورهاي آلومينيومي برقي


شرکت آذربان

رادياتورهاي آلومينيومي تمام دايکاست

رادياتورهاي آلومينيومي دايکاست اکسترود

رادياتورهاي آلومينيومي حوله خشکن

شرکت گرم ایران

رادياتورهاي آلومينيومي تمام دايکاست

اطلاعات بيشتر(لینک)

       


شرکت ایران شابرن

رادياتورهاي آلومينيومي تمام دايکاست مدل صدف

رادياتورهاي آلومينيومي مدل نگین

رادياتورهاي آلومينيومي تمام دايکاست مدل ترمو 500


شرکت گرمساز

رادياتورهاي آلومينيومي دايکاست اکسترود

شرکت آلفام

رادياتورهاي آلومينيومي  اکسترود

رادياتورهاي آلومينيومي حوله خشکن

انواع دریچه ها و دمپر های هوا

انواع دریچه و دمپر هوا

s33- Aire Grilles & Dampers 

توضيحات عمومي و تبديل واحدها:
 
1M/S = 196.85 Ft./min.   1 Kg / Cm² = 14.22 Lb./ In.²
1 Ft. / min. = 0.0051 M/S   1 Atm. = 1.013 Bar
1M³ = 35.315 Ft.³   1 Atm. = 14.7 P.S.I.
1M³/hr = 0.588 C.F.M
1 m. Bar = 0.4019 In. H2O
1 In. = 2.54 Cm.   1 m. Bar = 0.0295 In.Hg

آيا مي دانيد برخي از توليدكنندگان ، استفاده كنندگان از سايتها را جدي نمي گيرند؟ ولي ... ، ولي شما هم مي توانيد جهت     تكميل حضور انواع تجهيزات در اين سايت مرجع تاسيساتي ، زحمت مذاكره با توليدكنندگان غائب را كشيده  ، ايشان را نسبت به اهميت ارائه مشخصات  فني محصولاتشان در اين مجموعه منحصر بفرد و پربيننده اينترنتي آگاه فرمائيد.    با ما تماس بگيريد:5 -77648503


شرکت شاهرخی

دیچه های هوای سقفی

دیچه های هوای دبواری

دیچه های هوای خطی

دیچه های هوای پادری

دیچه های هوای فن کوئلی

دمپرهای هوای دستی بین کانالی

دمپرهای هوای موتوری بین کانالی

اسپیلت دمپرها

دفلکتورها

فایر دمپرها(ضد حریق)

دمپرهای ماسه گیر


شرکت دکت

دیچه های هوای سقفی

دیچه های هوای دبواری

دیچه های هوای خطی

دیچه های هوای پادری

دیچه های هوای فن کوئلی

دمپرهای هوای دستی بین کانالی

دمپرهای هوای موتوری بین کانالی

اسپیلت دمپرها

دفلکتورها

فایر دمپرها(ضد حریق)

دمپرهای ماسه گیر


شرکت

دیچه های هوای سقفی

دیچه های هوای دبواری

دیچه های هوای خطی

دیچه های هوای پادری

دیچه های هوای فن کوئلی

دمپرهای هوای دستی بین کانالی

دمپرهای هوای موتوری بین کانالی

اسپیلت دمپرها

دفلکتورها

فایر دمپرها(ضد حریق)

دمپرهای ماسه گیر


شرکت

دیچه های هوای سقفی

دیچه های هوای دبواری

دیچه های هوای خطی

دیچه های هوای پادری

دیچه های هوای فن کوئلی

دمپرهای هوای دستی بین کانالی

دمپرهای هوای موتوری بین کانالی

اسپیلت دمپرها

دفلکتورها

فایر دمپرها(ضد حریق)

دمپرهای ماسه گیر

انواع فن

انواع فن

s32- Fans

توضيحات عمومي و تبديل واحدها:
1M/S = 196.85 Ft./min.   1 Kg / Cm² = 14.22 Lb./ In.²
1 Ft. / min. = 0.0051 M/S   1 Atm. = 1.013 Bar
1M³ = 35.315 Ft.³   1 Atm. = 14.7 P.S.I.
1M³/hr = 0.588 C.F.M
1 m. Bar = 0.4019 In. H2O
1 In. = 2.54 Cm.   1 m. Bar = 0.0295 In.Hg

آيا مي دانيد برخي از توليدكنندگان ، استفاده كنندگان از سايتها را جدي نمي گيرند؟ ولي ... ، ولي شما هم مي توانيد جهت     تكميل حضور انواع تجهيزات در اين سايت مرجع تاسيساتي ، زحمت مذاكره با توليدكنندگان غائب را كشيده  ، ايشان را نسبت به اهميت ارائه مشخصات  فني محصولاتشان در اين مجموعه منحصر بفرد و پربيننده اينترنتي آگاه فرمائيد.    با ما تماس بگيريد:5 -77648503


شرکت پارس فن

فنهای آکسیال فایبرگلاس 

فنهای آکسیال فلزی و صنعتی

فنهای سانتریفیوژ فایبرگلاس

فنهای سانتریفیوژ فلزی و صنعتی


شرکت دمنده

فنهای آکسیال فایبرگلاس 

فنهای آکسیال فلزی و صنعتی

فنهای سانتریفیوژ فایبرگلاس

فنهای سانتریفیوژ فلزی و صنعتی


شرکت فان ایران

فنهای آکسیال فایبرگلاس

فنهای آکسیال فلزی و صنعتی

فنهای سانتریفیوژ فایبرگلاس

فنهای سانتریفیوژ فلزی و صنعتی

انواع عایق های حرارتی و برودتی

انواع عايق حرارتی و برودتی

s31- Heating & Cooling Isolators 

توضيحات عمومي و تبديل واحدها:
1 KJ / M.² = 0.0881 B.T.U /Ft   1 B.T.U. /hr. Ft²= 3.155 W/M.²
1 B.T.U. /Lb. ˚F= 4.187 KJ/ Kg. K   1 B.T.U. In./ hr. Ft.² ˚F= 0.1442 W/mK
(W/m.² ˚C)/5.678264 = B.T.U./ft.²˚F

آيا مي دانيد برخي از توليدكنندگان ، استفاده كنندگان از سايتها را جدي نمي گيرند؟ ولي ... ، ولي شما هم مي توانيد جهت    تكميل حضور انواع تجهيزات در اين سايت مرجع تاسيساتي ، زحمت مذاكره با توليدكنندگان غائب را كشيده  ، ايشان را نسبت به اهميت ارائه مشخصات فني محصولاتشان در اين مجموعه منحصر بفرد و پربيننده اينترنتي آگاه فرمائيد. با ما تماس بگيريد:5 -77648503


شرکت پشم سنگ ایران

عايقهاي معدنی - پشم سنگ

عايقهاي معدنی - پشم شیشه

عايقهاي معدنی - پشم سرباره


شرکت پشم شیشه ایران

عايقهاي معدنی - پشم سنگ

عايقهاي معدنی - پشم شیشه


شرکت فرافوم

عايقهاي آلی – پیش ساخته

عايقهاي آلی – ریزشی

انواع لرزه گیر

انواع لرزه گير  و اتصالات آکاردئونی

s30- Piping Expansion Joint 

توضيحات عمومي و تبديل واحدها:
1 In. =2.54 Cm.   1 Ft. = 0.3048 M.
1 Ft. = 12 In.   1 M. = 3.28 Ft.
1 Ft.² = 0.0929 M.²   1 Bar = 0.987 Atm.
1 Lb. (Force) = 4.448 N.   14.7 P.S.I. = 1 Atm.

آيا مي دانيد برخي از توليدكنندگان ، استفاده كنندگان از سايتها را جدي نمي گيرند؟ ولي ... ، ولي شما هم مي توانيد جهت   تكميل حضور انواع تجهيزات در اين سايت مرجع تاسيساتي ، زحمت مذاكره با توليدكنندگان غائب را كشيده  ، ايشان را نسبت به اهميت ارائه مشخصات فني محصولاتشان در اين مجموعه منحصر بفرد و پربيننده اينترنتي آگاه فرمائيد.   با ما تماس بگيريد:5 -77648503


شرکت ارتعاشات صنعتی ایران

لرزه گيرهاي لاستيکي

لرزه گيرهاي لاستيکي مهار دار

لرزه گيرهاي فلزي آکاردئوني


شرکت فلکسور پارس

لرزه گيرهاي لاستيکي

لرزه گيرهاي لاستيکي مهار دار

لرزه گيرهاي فلزي آکاردئوني


شرکت

لرزه گيرهاي لاستيکي

لرزه گيرهاي لاستيکي مهار دار

لرزه گيرهاي فلزي آکاردئوني

انواع تجهیزات کنترل و اندازه گیری

تجهيزات کنترل و اندازه گیری

s29- Measurement & Control Equipment

توضيحات عمومي و تبديل واحدها:
1 ˚C = 1.8 ˚F   ˚F= 9/5 ˚C + 32
1 K.Cal. = 4 B.T.U.   Kw. X 860 = K.Cal.
1 Kg. = 2.2 Lb.   1 Kg / Cm² = 14.22 Lb./ In.²
1M/S = 196.85 Ft./min.   1 Atm. = 14.7 P.S.I.
1M³ = 35.315 Ft.³   1 Atm. = 1.013 Bar
1M³ = 264.2 Gal.(am.)   1 Bar =14.5 P.S.I.
1M³/hr = 0.588 C.F.M   1 m. Bar = 0.0145 P.S.I.
1 GaL.(am.) = 3.785 Lit.
1 m. Bar = 0.4019 In. H2O
1 G.P.M.  X 0.2271 = 1 M³/hr   1 m. Bar = 0.0295 In.Hg

آيا مي دانيد برخي از توليدكنندگان ، استفاده كنندگان از سايتها را جدي نمي گيرند؟ ولي ... ، ولي شما هم مي توانيد جهت    تكميل حضور انواع تجهيزات در اين سايت مرجع تاسيساتي ، زحمت مذاكره با توليدكنندگان غائب را كشيده  ، ايشان را نسبت به اهميت ارائه مشخصات  فني محصولاتشان در اين مجموعه منحصر بفرد و پربيننده اينترنتي آگاه فرمائيد.   با ما تماس بگيريد:5 -77648503


شرکت هانیول

تجهیزات کنترل و اندازه گیری دما

تجهیزات کنترل و اندازه گیری فشار

تجهیزات کنترل و اندازه گیری رطوب

تجهیزات کنترل و اندازه گیری دبی و جریان سیالات

تجهیزات کنترل و اندازه گیری سطح مایعات

رله ها، فوتوسل ها، کنترلهای دود

تجهیزات کنترل و اندازه گیری بخار

تجهیزات کنترل و اندازه گیری گاز

تجهیزات کنترل و اندازه گیری هوا


شرکت زیمنس

تجهیزات کنترل و اندازه گیری دما

تجهیزات کنترل و اندازه گیری فشار

تجهیزات کنترل و اندازه گیری رطوب

تجهیزات کنترل و اندازه گیری دبی و جریان سیالات

تجهیزات کنترل و اندازه گیری سطح مایعات

رله ها، فوتوسل ها، کنترلهای دود

تجهیزات کنترل و اندازه گیری بخار

تجهیزات کنترل و اندازه گیری گاز

تجهیزات کنترل و اندازه گیری هوا


شرکت

تجهیزات کنترل و اندازه گیری دما

تجهیزات کنترل و اندازه گیری فشار

تجهیزات کنترل و اندازه گیری رطوب

تجهیزات کنترل و اندازه گیری دبی و جریان سیالات

تجهیزات کنترل و اندازه گیری سطح مایعات

رله ها، فوتوسل ها، کنترلهای دود

تجهیزات کنترل و اندازه گیری بخار

تجهیزات کنترل و اندازه گیری گاز

تجهیزات کنترل و اندازه گیری هوا